این تصویر، تصویر زنیست که سالها برای احقاق حقوق مردم مبارزه کرده است.
زنی که باور داشت برای کنترل هزینه گذار و کاهش بهای فروپاشی، باید در لایههای مختلف حکومت شکاف ایجاد کرد. همان مسیری که در بسیاری از حکومتهای کمونیستی جواب داد.
راهی که باعث شد ساختارهایی که زمانی با لشکرکشی نظامی، هر پروژه حتی اصلاحی را سرکوب میکردند، نهایتا با هزینهای بهمراتب کمتر سقوط کنند.
ممکن است بسیاری معتقد باشند این راه در ایران جواب نمیدهد.
اما سوال این است، تا امروز کدام راه جواب داده؟
راه نرگس محمدی هرچه بوده، هزینهای بر مردم تحمیل نکرده است.
او خودش هزینه مبارزهاش را پرداخت کرده، با زندان، بیماری، فشار، محرومیت و فرسایش جسم و جان.
اما در تمام این سالها، عدهای بیوقفه مشغول اعتبارزدایی از او بودند.
بازداشتهایش را پروژه حکومتی خواندند، اخبار وضعیت جسمیاش را سناریو معرفی کردند و او را کنار همان حکومتی نشاندند که سالها علیهاش ایستاد.
اگر روزی مرگ او رقم بخورد، دیگر نمیتوانند بگویند در این جنایت سهمی نداشتند.
کسانی که حساسیت جامعه نسبت به سرنوشت یک مبارز را از بین بردند، کسانی که اعتماد عمومی را نسبت به رنج او تخریب کردند، عملا مسیر حذفش را هموار کردند.
حذف یک مبارز فقط با حکم زندان و سرکوب نیست که اتفاق میافتد، گاهی با فرسایش اعتبار او در افکار عمومی انجام میشود.
با اینترنت عاریهای وصل شدم که بگویم دارند ما را به بهانه «شرایط جنگی» و با اعدام و زندان و بیکاری و سرکوب و احضار، در خاموشی کامل میکشند.
ما هیچ صدایی نداریم و داریم زنده به گور میشویم.
خاک بر دهانتان اگر جز این بگویید و بنویسید.
یکی از مهمترین بحرانهای جمهوری اسلامی قبل از این جنگ، راضی نگاهداشتن طرفدارانش، بعد از کشتارهای خونین دیماه بود. اعتراضها به حوزههایی مانند بازار رسیده بود که از پایگاههای سنتی جمهوری اسلامی محسوب میشد، و مخالفت با سرکوب و فقدان آزادیها، هر روز ابعاد وسیعتری پیدا میکرد.
مشروعیت حکومت به شکلی جدی آسیب دیده بود و برنامههای تبلیغاتی جمهوری اسلامی، یکی پس از دیگری شکست میخورد. احتمال سرنگونی جمهوری اسلامی به حدی جدی شده بود که تردیدهایی حتی در اظهارنظرهای عالیترین سطوح قدرت نیز دیده میشد.
اما جنگ ناگهان مناسبات جامعه ایران را تغییر داد و کار راضی نگاهداشتن اقلیت چند میلیونی طرفدار حکومت، بسیار آسانتر شد. به ناگهان، گفتمان تبلیغات سیاسی در صدا و سیما یا کانالهای تلگرامی از توجیه سرکوب و حمله به مخالفان، به سوی حفاظت از حداقلهای امنیت و نظم چرخش کرد و حکومت موفق شد در ابعادی گسترده، همان طرفدارانی را که چه بسا بعضیهایشان دل خوشی از کشتار گسترده مخالفان نداشتند، به خیابان بیاورد.
انگار که ظرف یک شب، همه ادعاهای ۳۰ ساله خامنهای درست از آب درآمده بود و بخش مذهبی و محافظهکار جامعه، برای چفیه بستن و تکان دادن پرچم در خیابان دیگر عذاب وجدان نداشت. وضعیت به سرعت چنان تغییر کرد که حتی اکانتهای وابسته به حکومت موفق شدند در فضای رسانهای غیرفارسی (بیشتر عربی و انگلیسی) حمایت جلب کنند.
افکار عمومی جهانی هم یک شبه از پیگیری موضوع «اعتراضهای ایرانیان به یک حکومت سرکوبگر و مذهبی» به سمت دنبال کردن اخبار «حمله آمریکا و اسرائیل به ایران» چرخش کرد. آنهم آمریکای ترامپ و اسرائیل نتانیاهو که به شدت در چشم گروهی از فعالان سیاسی و مدنی غرب، بدنام هستند. بماند که در طول جنگ نیز ترامپ با ادبیات تند و گاه تکاندهنده، بحثها را به سوی نگرانی از نسلکشی و جنایت جنگی و تبدیل ایران به یک دولت درمانده برد.
به همین دلیل عجیب نیست اگر سران جمهوری اسلامی به این نتیجه رسیده باشند که حرف خمینی درست بوده وقتی که گفت «جنگ، نعمت است». چون دستکم تا اینجای کار، جنگ به رغم همه ضرباتی که به حکومت زده، برایشان فوایدی کلیدی هم داشته. هرچند که درباره پایداری این تحول در درازمدت، اختلاف نظر وجود دارد اما بیاغراق تا اینجا جنگ برای جمهوری اسلامی، بدون نعمت نبود.
اگر از من بپرسند مجموعه تصورات اشتباه و سومحاسبه های مخالفان ج.ا در سالهای اخیر رو در یک عبارت خلاصه کن, میگم «ساده سازی براندازی»: دفاع از فقیرتر کردن جامعه از طریق تحریم های اقتصادی، ترویج خشونت و انتقام، روایت سازی های غلط انداز، تصور رفتن همه راه های نرفته، برون سپاری تغییر رژیم به بیگانگان، عادی سازی جنگ و ویرانی، و حالا دل خوش کردن به اختلافات در هیات حاکمه ج.ا بر سر توافق با آمریکا، همه ناشی از همین ساده سازی براندازی بوده.
به شدت از ناپدیدسازی قهری نسرین ستوده در ایران نگرانم. او در ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ توسط مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شده و از آن زمان تاکنون محل نگهداریاش نامعلوم است. دستکم یک مدافع حقوق بشر دیگر نیز بهطور قهری ناپدید شده است. این موارد از مصادیق جدی نقض حقوق بشر هستند. از مقامات ایران میخواهم فوراً نسرین و همه افرادی را که در واکنش به فعالیتهای حقوق بشریشان بازداشت شدهاند را آزاد کنند
آتشبس سویهی دیگهای هم داره، آتشبس با ملت، مذاکره با ملت، آزاد کردن زندانیان سیاسی، توقف اعدامها و پایان سیاست «النصر بالرعب» برای مردم ایران و حفاظت از مرزهای میهنی و احترام به قومیتهایی که بازی آمریکا و اسراییل رو نخوردند و پاسدار مرزها موندند.
اینترنت بینالملل رو وصل کنید و فیلترینگ هوشمندتون رو به حداقل ممکن برسونید؛
وقتشه از این پنجرهی آتشبس دو هفتهای استفاده کنید و بذارید صدای ما مردم جنگزده به گوش دنیا برسه و فشاری باشه بر روی سیاستمداران غربی در مذاکره و مصالحه.
ارزش بالای جنگ روایتها رو بفهمید.
آقای جمهوری اسلامی،
از آتشبس با آمریکا حرف میزنید، اما همزمان مردم خودتان را در خاموشی و انزوا نگه داشتهاید.
از این تناقض و ظلم شرم کنید
وقتی اینترنت را قطع میکنید و ارتباط خانوادهها را میبُرید، شما #جنگ را از آسمان به داخل زندگی مردم منتقل کردهاید.
اگر آتشبس واقعی است، ثابتش کنید، اینترنت را وصل کنید، محدودیتها را بردارید و اجازه دهید مردم نفس بکشند، با عزیزانشان حرف بزنند و از زنده بودن هم باخبر شوند.
آتشبس که صرفا توقف حمله نیست #آتش_بس یعنی پایان دادن به فشار بر مردم. مردمی که کسب و کار و امنیت روانی و اقتصادی و همه چیزشان را از دست دادهاند
اگر نمیتوانید اینقدر حداقلی انسان باشید، از آتشبس حرف نزنید.
اینترنت به همان سرعت که در ساعات اول جنگ قطع شد، در ساعات اول آتش بس، باید وصل شود. از دی ماه تا امروز، ما مدام با #قطعی_اینترنت و تضییع حق خود مواجه بودیم، این روند باید همین امروز متوقف شود. ما شهروندیم و حقمان را میخواهیم، #اینترنت باید، باید، باید، باید، باید، وصل شود…
اینترنتِ ایران، مال ماست. «حق» مردم ایرانه. کسی «حق» نداره قطعش کنه. «حق» نداره طبقاتیش کنه. این اینترنت جزئی از داراییهای مردم ایرانه. مال شما نیست که تصمیم بگیرید کِی لطف کنید وصلش کنید.
خطاب به هر کسی که امروز درون حاکمیت است:
متانت اکثریت مردم ایران را در دفاع از ایران دیدیم.
نامهی مصطفی تاجزاده از زندان، نشاندهندهی اوج شعور سیاسی و دغدغهمندی برای ایران را دیدیم.
ما دشمن نیستیم.
فورا اعدامها متوقف شود.
زندانیان سیاسی آزاد شوند.
به «وحدت ملی» فرصت دهید.
توی بی شرف اون موقع که ما از اعدام ها میگفتیم کدوم گوری بودی؟سرت تو کدوم آخور بود؟انتقام شکستتونو از کی میگیرید؟از مایی که دقیقه به دقیقه این کثافتی که راه انداختید رو پیش بینی کردیم و بهتون هشدار دادیم؟فکر نکنید با ژستهای حقوق بشری میتونید لجن وجودتونو پنهان کنید.شما تمام شدید