از تصمیمای یهویی خوشم میاد
مثلا منو دوستم امشب در حالی که رفته بودیم پشت بوم نشسته بودیم و داشتیم فال پاسور میگرفتیم و حرف میزدیم توی کمتر از ۱۰ دقیقه تصمیم گرفتیم فردا بریم پیک نیک دخترونه نازنازی 🎀
در حالی که جفتمون زیر خط فقر به سر میبریم
اینکه یه سری چیزا رو بعد یه مدت طولانی راجبشون میفهمم خیلی ناراحتم میکنه
خب همون موقعی که این اتفاق افتاده یا اون حرف زده شده بیا بهم بگو شاید من کل تصمیمم رو به خاطر اون حرف بخوام تغییر بدم
آهنگ دشت پروانه های کوروش و سوگند که اومد یادمه دوست صمیمیم از سوگند توی این آهنگ خوشش نیومده بود هر ادیتی که بلد بودم رو انجام دادم و تیکه های سوگند رو از آهنگ حذف کردم و براش فرستادم تا مجبور نباشه صدای سوگند تو این آهنگ رو بشنوه
خلاصه نزدیک 3 ساله خبری از اون آدم ندارم