@joesdaughters پورثینگز که البته میشه 3تای آخر :))
که البته من دوسش نداشتم. کلا لانتیموس هر وقت یه شبکه سخت و انعطافناپذیر از سمبلها خلف میکنه مثل لابستر و پور ثینگز، چندان ازش لذت نمیبرم. ولی وقتایی که منعطفتره مثل داگ توث و آلپس و حتی کشتن گوزن مقدس، بیشتر به دلم میشینه.
@realBhnam@MirSajedxiii مهمترین بدیش طول نماها و کاتهاشه. منطق کاتها به یک کمدی موزیکال هالیوودی میخوره بیشتر. نماها اگه بلندتر بودن و به جای کات زدن، با میزانسن و حرکت دوربین رقاصا رو عوض میکرد، خیلی بیشتر به این فیلم میاومد. دوربین هم به نظرم زیادی low angleه و باید بالاتر بیاد.
@realBhnam اون نظر قدیمتو بیشتر هستم. محتوایی هم راستش دوسش ندارم. اصن اینقد پلاتهای ریز ریز رو میکنه که هیچ کدوم عمق کافی پیدا نمیکنن. اگه کل تمرکز روی پیرنگ پدر میموند بهتر بود. روستایی تو متری 6.5 هم تا حدی عدم انسجام داشت ولی این دوتای آخر دیگه عملا پاره پوره ان!
- معرفی فیلم -
Run Lola Run 1998
این فیلمو راحت میشه به همه توصیه کرد. نقطه ورود جذابیه به سینمای پست مدرن. بعدش میشه درباره خیلی چیزا حرف زد.
خلاصه داستان: لولا فقط 20 دقیقه وقت داره تا 100 هزار مارک آلمان جور کنه...
@realBhnam@MirSajedxiii یه مثال بدی این فیلم همین رقصه. بازیگرا و رقصشون میتونه اوکی باشه. ولی هیچ کارگردان رئالیست درام اجتماعیسازی در جهان فک نکنم این رقصو اینجور کارگردانی کنه.
دوستان میگن: چرا اقتباس آثار ادبی مشهور غالبا خوب از آب درنمیان؟
جواب سادهست. اون داستان و جهانش، در مدیوم ادبیات احتمالا به حداکثر پتانسیلشون رسیدن و خب سخته تو یه جای دیگه هم به همون اوج برسن.
@Mehdiiisk یه دلیل این که ملت اصرار دارن سینما تموم شده و فلانه و بهمان همینه که فقط دنبال اتفاقات و کنشهای درشت هستن که زود تموم میشن. در حالی سینما در عمق و احساسه که سینماست.