توی سانحه آسانسور گونه راستم خورد شد کاسه چشم راستم شکست پایه فک راستم از جاش درومد و ۶ ساعت زیر جراحی بودم و الانم نصف راست صورتم پلاتینه و زمستونا وارد خونه که میشم سمت راست صورتم دیر تر از چپ گرم میشه😀
هنوز نمیدونم جراحم چطوری منو بدون رنگ درآورد که اگه نگم کسی نمیفهمه🤔
یهو یادم افتاد ایران که بودم بابام شبا از یه ساعتی به بعد که میشد زنگ میزد، یهو میگفت نمیترسی بابا؟ میگفتم از چی؟ میگفت از اینکه دیگه فقط تو تو خیابونا موندی، از تنهایی نمیترسی؟!