مشکلتون اینه که میخواین آدما کامل سفید باشن و اگه اشتباهی ازشون سرزد (حتی اگرم نزده باشه) یهو سیاه میشن و خوبی هایی که قبلا کردن رو نادیده میگیرید. تو ذهنت هک کن «هیچ آدمی بینقص نیست»
دشمن فرضی میسازین، دشمن اصلی رو یادتون میره. هیچکس پرفکت نیست و قرار هم نیست شما با ۱۰۰٪ وجود یکی حال کنین و همیشه تمام حرفها و رفتارهاش رو دوست داشته باشین و بپسندین. انتقاد سازنده بکنین، خیلی هم عالی. ولی نه آدمهارو سیاه و سفید مطلق ببینین، نه هزار جور انگ رندوم بزنین به هم.
بچه ها اینکه عصبانی هستید و فحش میدید قابل درکه، ولی اینکه چشماتون رو میبندید و فله ای انگ و برچسب میزنید و از حرف هرکی خوشتون نمیاد بولیش میکنید و یه برچسب می چسبونید بهش، سوار شدن رو موج سایبریه.
با کوچکترین اختلاف نظری شروع می کنید به حمله و دعوا باهم، به ریشمونم می خندن!
یک ساعته خیره شدم به تصویر مغز یک انسان روی خیابان. مغزش درسته در اومده بود. پسری که با عشق بزرگ شده بود، بارها بوسیده شده بود و زیر بارون قدم زده بود جمجمهاش روی خیابون باز شده بود. پسری که دقیقاً مثل من بود و تن سالمی داشت، به طرز وحشتناکی توی سکوت مرده و زندگی هنوز ادامه داره
در سوگی که تجربه میکنیم، مسئله فقط سوگ افراد نیست؛ فروپاشیِ عدالت، کرامت، انسانیت و معنای زندگی است.
ذهن انسان نمیتواند بهراحتی بپذیرد که زندگی برای بعضی ادامه دارد و برای بعضی دیگر، به این شکل خشونتبار قطع شود.
انقدر کشتند،
انقدر کشتند،
که به ندرت یه عکس رو بیشتر از یک بار میبینیم.
حتی وقت نداریم قصههاشونو بخونیم. اسمهاشون یادمون نمیمونه. سروی بعد از سرو دیگر افتاده. جانی پس از جان دیگر ستانده شده.
«آنقدر عزا بر سرمان ریختهاند که فرصت زاری نداریم.»
صحبت از پژمردن یک برگ نیست.
وای! جنگل را بیابان میکنند.
دست خونآلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند!
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند!
• فریدون مشیری