@rabbitloverk ژاپن فقط یکساعت با ملبورن اختلاف ساعت داشت و برای همین مشکل جت لگ و بهم خوردن خواب نداشتیم.
پرواز رفت صبح بود و خب خیلی سخت بود ده ساعت که فقط همون دو ساعت وسطش خواب ظهر داشت، ولی پرواز برگشت که شب بود عالی بود کلش رو خوابید.
خیلی ها از جمله خودمون متوجه شدیم بعد از سفر ژاپن، پسر جان یه رشد ناگهانی داشت هم فیزیکی (قد از 92سانت زد بالا) هم مهارتی و زبانی؛
خودمون فکر میکنیم دلیلش اون سه هفته وقت باکیفیت داشتن و کشف چیزهای جدید بود. خلاصه که هرچند سفر با دوساله خیلی سخته ولی ارزششو داره
کی بود میگفت پسردار بشی در و دیوار ماشین میباره و راه بری پات رفته رو یه آمبولانسی، تراکتوری، موتوری چیزی،
خونه ما فعلا باغ خوشه، راه میری پات میره رو شیر و گاو و ببر در انواع و اقسام. دایناسور اصلا ندوست فقط حیوانات واگعی.
فردا میشه دو سال که با دستهای خودم از شکمم کشیدمش بیرون ( سزارین با maternal assistance )
میخواستم اولین نفری که بغلش میکنه من باشم نه دکتر.
و واقعا هنوزم بینظیرترین تجربه عمرمه یه جوری که گاهی چشمهامو میبندم و همه زورمو میزنم اون لحظه رو بازسازی کنم
واقعا هیچکی منو اندازه بابام نمیشناسه؛
اومد گفت خیلی پژمرده ای چند وقته بابا.
و واقعا راست گفت؛ «پژمرده» کاملترین واژه ای بود که میتونست این روزهای منو توصیف کنه
@naviidtaheri ببین این نرم افزارها برای organic content عالیه ولی کلا Ai هنوز رو Paid خیلی خیلی ضعیفه . انقدری که به خود ااپتیمزیشن های گوگل و متا نمیشه اعتماد میکرد. تنها پلتفرمی که جلوتر ه تیکتاکه که البته اونم بیشتر رو فیچرهای ارتقا ویدیو کار کرد برای کمپین های پولی.
این روزها بیشتر از قبل احتیاج به تنهایی دارم، تا فقط فکر کنم، مرور کنم و هضم کنم این دوماه گذشته چه ها شد و الان کجاییم.
آدمها رو ریاکشن هاشونو درک کنم، شک و تردید و امیدهای خودم رو بشکافم
و همه اینا فقط تو تنهایی و سکون محض امکان پذیره.