لو رفتن نیات «دیکتاتورها» در کمتر از دو دقیقه
انتشار و پخش فیلمی دو دقیقهای از اشخاصی که سودای سلطنت، خواب از سرشان ربوده، نیات پنهان ایشان را بیشتر از پیش عیان میکند.
در فیلم کوتاه یاد شده، چند مورد اساسی به چشم میخورد که در ذیل به آن اشاره میکنیم:
1️⃣- عجیب است که سخنران لقب «پدر» را برازنده خویش میداند، چرا که:
فرزندانی که سالها طعم فقر، جنگ، زاغه نشینی، بیعدالتی و... را چشیدهاند، نمیتوانند کسی که بیش از نیم قرن است با ثروت ملت و حق آنها که با خود بردهاند، اموراتش را گذرانده، پدر خطاب کنند.
ایشان بیشک باید آنقدر هوشمند باشند که بدانند وقتی فرزندان و اهالی خانواده زیر آتش و بمباران به خود میلرزند، هیچ پدری به طمع کسب تخت و تاج، از این محفل به آن محفل نمیدود و چنین رفتاری، نه برازنده یک پدر، که وصف رفتار یک «پدرسالار» است.
2️⃣- وجه اشتراک جالب و تأملبرانگیز بدنامترین دیکتاتورهای تاریخ این بوده که خود یا اطرافیانشان، لقب «پدر» را در دنیای سیاست به آنها دادهاند.
دیکتاتورهایی از جمله استالین، کیم ایلسونگ، فرانکو، صدام، قذافی، موگابه، حافظ اسد، موسولینی و... در این دستهبندی جای دارند و با توجه به تمایل و علاقه پهلوی به لقب «پدر»، تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل.
3️⃣- سخنران، طی یک عوامفریبی مهندسیشده، دموکراسی خواهان ایران را به دو دسته «جمهوری خواهان» و «سلطنت طلبها» دستهبندی کرده است، که در این باره باید خدمت او یادآور شد اولاً ایجاد این دو قطبی و مهندسیِ انتخاب از میان «این گزینه یا آن گزینه»، از جنس همان نقشههای شومی است که خمینی در سال ۱۳۵۸ به تاسی از آن، با برگزاری رفراندوم فریبکارانهی «آری» یا «نه» گفتن به «جمهوری اسلامی»، یک ملت را افسون کرد و حالا با درس گرفتن از آن تجربه تلخ، دیگر هیچ احدی این اجازه را ندارد که با اعطای مقام «رهبری دوره گذار» به خود، پیش پیش برای مردم گزینه تعیین نماید.
ثانیاً، پیوند زدن سلطنتطلبان به دموکراسیخواهان در فیلم مذکور، بیشتر شبیه یک شوخی است، چرا که نظام پادشاهی، با تنها واژهای که قرابت معنایی ندارد، دموکراسی است و نظامی را که در آن شاه سایه خدا و خدایگان خوانده میشود و جز او کسی جرات و اجازه تصمیمگیری نهایی ندارد را باید نظامی مادامالعمری، تکحزبی و دیکتاتوری خواند، نه دموکراتیک؛ همانطور که طرفداران چنین نظامی را که از هم اکنون سجدهکردنها و دستبوسیها آغاز شده، باید حامیان بردهداری و اربابرعیتی لقب داد، نه دموکراسیخواه و اما اگر منظور از نظام سلطنتی دموکراتیک، آن چیزی است که در بریتانیا، هلند، سوئد، ژاپن و... شاهدش هستیم و آقایان سینهچاک میکنند تا به مقام پادشاهی سمبلیک و نمادین مملکت دست یابند، باید عنوان کرد که مملکت و ملت به یک مجسمه و دکور بیتأثیر که جز خرجتراشی عایدی دیگری برای ایران ندارد، هیچ نیازی نخواهد داشت.
4️⃣- در این فیلم، سخنران با ژستی که انگار از همین حالا به عنوان ارباب مردم ستمدیده و غارت زده ایران سخنرانی میکند، از تعابیری چون «وظیفه مردم» یاد میکند و سخنان خود را با این عبارات دستوری به پایان میرساند: «اجازه خواهیم داد که ملت ایران سرنوشت آینده خود را با دست خودشان انتخاب کنند!»
در این باره باید خاطرنشان ساخت که ایشان فقط میتوانند خطاب به امثال شخصی که در مراسم سخنرانی مونیخ مقابلشان سجده کرد، امر و نهی کنند و ملت غارتزده ایران در قبال کسانیکه دهههاست در داخل و خارج از کشور، با ثروت مردم در ناز و نعمت زیستهاند، هیچ «وظیفه»ای ندارد و این چپاولگران هستند که موظفند بابت ریخت و پاشهای میلیارد دلاری با ثروت ملت، پاسخگو باشند.
ضمناً ایرانیان معترض و مبارز، برای تعیین سرنوشت خویش، هیچ نیازی به «اجازه» و دستور احدی نداشته و نخواهند داشت.
5️⃣- به سخنران پیشنهاد میکنیم فیلم اعترافات دیرهنگام پدرشان را تماشا کنند. فیلمی که در آن شاه سابق صراحتاً به «ظلم»، «خفقان»، «بیقانونی»، «فساد مالی»، «فساد سیستماتیک» و... معترف شد، که اگر چنین جنایاتی رخ نمی داد، ما ملت ایران امروز در چنگال رژیم اهریمنی جمهوری اسلامی گرفتار نمیشدیم.
معالوصف، در تفکر رنسانسی، دیگر هیچکس پادشاه، شهبانو، رهبر، پدر و... نخواهد بود و تمامی مسئولین، مستخدمینی هستند که توسط مردم انتخاب شده و بابت آن حقوق میگیرند و هیچکس در مقام صادرکننده دستور و اجازه به ملت، تریبونی نخواهد داشت، مضاف بر آنکه کلید طلایی، امضای طلایی، دستور طلایی و... دیگر جایی در این تفکر ندارد.
@TaheriOfficial
#محمدعلی_طاهری
#سازمان_صلح_طاهری
#مانیفست_رنسانس_ایران_آزاد
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#Taheri_Movement
سازمان صلح طاهری در حمایت از اعتراضات برحق مردم ایران در تجمع و راهپیمایی اعتراضی شرکت مینماید.
زمان🔽
یکشنبه 4/1/2026
ساعت 15:00 - 18:00
مکان🔽
مقابل سفارت ج ا ایران در لندن
16 Princes Gate, London SW7 1PT
پیش به سوی رهایی ملت ایران از چنگال حکومتهای مادام العمری
محمدعلی طاهری بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه، آکادمی طاهری، موسسه تحقیقات علمی کازمواینتل و سازمان صلح طاهری
لینک اطلاعیه در تلگرام⏬️
https://t.co/A9rKWENylA
@TaheriOfficial
#محمدعلی_طاهری
#سازمان_صلح_طاهری
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_سراسری
با حمله متوحشانه به بیمارستان امام خمینی ایلام؛
جمهوری اسلامی کارنامه سیاه خود را سیاهتر کرد
سرکوب معترضین در #بیمارستان_امام_خمینی#ایلام به وسیله گاز اشکآور و شلیک گلوله، غیرانسانیترین صحنههای ممکن از نیروهای سرکوبگر رژیم خودکامه جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشت.
یکشنبه ۱۴ دیماه ۱۴۰۴، خانوادههای معترضین ایلامی که عزیزان مجروح خود را به این بیمارستان منتقل کرده بودند، مورد تهاجم وحشیانه نیروهای سرکوبگر قرار گرفتند و سربازان حکومت ضحاک، بدون رعایت حال بیماران، به ضرب و شتم، ایجاد رعب و وحشت و بازداشت معترضین پرداختند.
در این میان، خانوادهها تمام تلاش خود را انجام دادند تا با دستان خالی، به دفاع از عزیزان خود در مقابل یورش وحشیانه سرکوبگران بپردازند.
با این تفاسیر، حاکمان کوردل نظام تکحزبی و ددمنش جمهوری اسلامی، با اتخاذ رذیلانهترین شیوهها برای مقابله با ملت ایران و رقم زدن وقایع بیمارستان خمینی به فرمان رهبر نظام، ثابت کردند که این حکومت، برای حفظ قدرت، به هیچ اصولی پایبند نبوده و نیست.
«همواره "هیئت حاکمه" نمودی از یک جامعه جنگلی به شیوه تنازع بقا بوده است.
در این مدل، عدهای حاکم بر سرنوشت عدهای دیگر میشوند، به منظور تصاحب همه داشتههای آنان و طبیعی است که در چنین فضایی، گزینههایی جز چپاول، دزدی و سرکوب اتخاذ نخواهد شد.
از همینرو، باید خطرات و تبعات گرفتن قدرت از دست یک دیکتاتور و سپردن آن به دست دیکتاتور بعدی را شناخت و آگاهانه به استقبال اعتراضات رفت.»
وقتی رژیم دیکتاتور برای بقا، مکان درمان را به میدان سرکوب بدل میکند، روشن است که فروپاشی و مشروعیت نظام قطعی است و به نقطهی بیبازگشت رسیده است.
این اقدام، چهرهی حکومتی را آشکار میکند که بقایش را بر پایه سلاخی کودک و پیر و جوان و اسارت مردم بنا کرده است.
جمهوری اسلامی باید به پایان خود سلام کند و کشور را به دست مردم ایران که خود میخواهند حاکم بر سرنوشت خود باشند بسپارد.
ما قویا این جنایت هولناک و غیرانسانی را توسط ماموران نظام محکوم میکنیم.
@drmaisato
#اعتراضات۱۴۰۴
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_چپاولگران
#نه_به_حکومتهای_تک_حزبی
#IranRevolution
فرمان سرکوب مردم بی دفاع؛
از ملکشاهیِ غرق در خون تا خیابانها و دانشگاهها، ملت عقب نمینشیند
دشمن، شمایید که ملت ایران را در خانه و وطن خود به گروگان گرفتهاید.
در هفتمین روز اعتراضات در تاریخ ۱۳ دیماه ۱۴۰۴، #ملکشاهی ایلام به صحنه شلیک مستقیم و به خاک و خون کشیده شدن مردم بی دفاع بدل شده است. دهها زخمی با حال وخیم در بیمارستانها برای بقا میجنگند و کمبود شدید خون، بهویژه گروه O منفی، جانهای بیشتری را تهدید میکند. گزارشها از جانباختن دستکم پنج شهروند در اعتراضات امروز ملکشاهی حکایت دارد؛ #مهدی_امامی_پور، #رضا_عظیم_زاده، #فارز_آقا_محمدی، (#فارس_آقا_محمدی)، #لطیف_کریمی و #محمد_مقدسی (بزونه)؛ ادامه مسیر ددمنشانه رژیم که جان چند نوجوان و جوان بیگناه را در این چند روز گرفته است.
مردم معترض، ستمدیده و شجاع کشورمان در حالی با دستانی خالی مقابل رگبار گلولههای جنگی و ساچمهای نیروهای سرکوبگر ضحاک زمانه در خاک و خون میغلتند که فریادشان چیزی جز اعتراض به دههها ظلم، فساد و استبداد حکومتی خودکامه و تکحزبی و مادام العمر نیست. پیر و جوان، زن و مرد، کودک و بزرگسال، همگی از اسارت در چنگال حکومتگران غاصب به ستوه آمدهاند و اعتراض به شرایط موجود را بدیهی ترین حق خود میدانند؛ اما رهبر خودخوانده جمهوری اسلامی همچنان آنان را «دشمن» مینامد و با سخنرانیهای خود، عملاً کشتار هموطنانمان را عادیسازی و برای تداوم آن اذن صادر میکند.
در این میان باید پرسید: آیا #مصطفی_فلاحی کودک ۱۵ سالهای که در اعتراضات شهر ازنا به رگبار گلوله بسته شد، دشمن بود؟
آیا جانباختگانی چون علی شیرازی، خداداد شیروانی، محمد مختاری، محمد قاسم روستا، رضا عظیمزاده، احد ابراهیم پور و دهها کشته دیگر اعتراضات اخیر، که تنها به سیه روزی ایران و ایرانی معترض بودند، دشمن محسوب میشوند؟!
دشمن، بیتردید، آمران و نوکران حکومتیاند که ایرانیان را در خاک، خانه و وطن خود به گروگان گرفتهاند و در برابر صدای اعتراض میلیونی ملت، جز گلوله و آتش پاسخی ندارند.
تاکید میکنیم، آنانی که همزمان بر طبل حذف حکومت دیکتاتور فعلی و زمینهسازی برای دیکتاتوریهای بعدی میکوبند و میکوشند جریان اعتراضات مردمی را مصادره و منحرف کنند نیز باید بدانند که شریک جرم همه دیکتاتورهای تاریخ بودهاند و هیچ حق و مشروعیتی برای تصمیمگیری درباره سرنوشت نسلهای آینده نداشته و ندارند.
همزمان، موجی از دستگیریهای گسترده و فلهای در شهرهای مختلف کشور به راه افتاده است؛ از دانشجویان دانشگاههای تهران، شیراز. مشهد، یزد و معترضین در تهران و همدان، مشهد، شیراز، قزوین، کازرون، مرودشت، فولادشهر، کوهدشت با خشونت بازداشت و به مکانهای نامعلوم منتقل شدهاند. این بازداشتها، تکمیلکننده همان راهبرد سرکوب عریان است که گلوله را در خیابان و زندان را در پشت صحنه به کار گرفته است.
با وجود گلوله و بازداشت، خیابانها خاموش نشدهاند، دانشگاهها و شهرهای معترض همچون تهران، شیراز، همدان، مشهد، کرمانشاه، ایلام، آمل، بابل، اقلید، هفشجان، نی ریز، زاهدان، خرم آباد، یزد، اراک، محلات، کرج، شهریار، فیروزآباد، یاسوج، بجنورد، گچساران، اصفهان، خاش، آباده، زابل و چندین شهر دیگر همچنان ایستادهاند و واقعیت روشن است:
اراده یک ملت با سرکوب در هم نخواهد شکست.
این وقایع، مانند همیشه جنایت سازمان یافته علیه مردم بیدفاع است که با فرمان مستقیم رهبر جمهوری اسلامی اجرا میشود. شلیک به شهروندان و سرکوب خیابان و دانشگاه، سیاست آگاهانه حاکمیت است و مسئولیت خونهای ریخته شده، بازداشتهای گسترده کودکان و نوجوانان و دانشجویان و تحت فشار و شکنجه گذاشتن معترضین برای اعترافات اجباری و پخش آن از صدا و سیمای میلی، بیواسطه بر عهده آمر و عامل این فرمان هاست.
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_سراسری
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#نه_به_دیکتاتوری
ششمین روز اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ مردم ایران؛ از خاکسپاری تا خیابان
گلوله، کشتار و بازداشت؛ چهره عریان نظام در برابر اراده جامعه
جمعه ۱۲ دیماه ۱۴۰۴، شهرهای #مرودشت، #کوهدشت و #فولادشهر که در روزهای اخیر به مهمترین کانونهای اعتراض علیه جمهوری اسلامی بدل شدهاند، امروز در مراسم خاکسپاری خداداد شیروانی، امیرحسام خدایاریفرد و داریوش انصاری بختیاروند، با حضور پرشمار مردم، به تجمعات اعتراضی گسترده تبدیل شدند. در مرودشت، شلیک مستقیم گلولههای جنگی از پشتبام کلانتری و ساختمانهای دولتی نتوانست جمعیتی را که بیهراس شعار سر میدادند متفرق کند.
همزمان، خیزش #زاهدان و بازداشت خشن معترضان نشان داد که جامعه، از خیابان تا پای جان، با شجاعت و ایستادگی، پایان این نظم خشونت محور را مطالبه میکند.
مردم با دستهای خالی، حتی بر سر مزار جانباختگان، عقب ننشستند و خاکسپاریها را به صحنه مقاومت بدل کردند؛ ایستادگی بیسلاح در برابر گلوله، تصویر روشن شجاعت جمعی و رد قاطع سکوت و تسلیم است و صحنه های بی بدیلی را از جمله شجاعت پدر جاویدنام #امیرحسین_خدایاری_فرد که به صراحت اعلام کرد اجازه نمیدهد پسرش را شهید بسیجی خطاب کنند، رقم خورده است.
در امتداد این اعتراضات، حکومت #احمدرضا_امانی را در ازنا با گلوله جنگی به قتل رساند و تمرکز خود را بر بازداشت گسترده و هدفمند شهروندان در شهرهای مختلف ایران گذاشته است؛ بازداشتهایی که غالباً بدون حکم قضایی و با انتقال به مکانهای نامعلوم انجام شدهاند. بازداشت ایمان علیمرادی، شهروند کُرد، بیش از ۳۰ تن از کسبه میدان مرکزی میوه و ترهبار تهران، فردین مسلمی در گچساران، ایمان علیمرادی ۳۳ ساله اهل آبدانان که در تهران بازداشت و سرنوشتش نامعلوم است، مهدی فسنقری در سبزوار، ماهان خوبانی اهل یاسوج، شایان اصلمرز در ایلام، مهناز قاسمی در رشت، اصغر شاکری پزشک در مشهد، مهسا زارعی فعال فرهنگی در کرمانشاه، آرین سلحشور کودک ۱۷ ساله در ایذه، مهشاد کشانی دانشجوی اصفهان و تعدادی دیگر از دانشجویان، از جمله موارد ثبتشده این موج سرکوب هستند.
همچنین علی نجفی، محمد حسنوند، بیژن کریمیان، محمدجواد زارعی، اکبر درویشی، عارف درویشی، محمد هواسی، سپهر صالحی، امیر رئوفی، احسان ملکی، میلاد کیادی، فرزاد شکری، ابوالفضل شادفر، معین ملکی و یزدان بختی در استانهای تهران، کرمانشاه و ایلام بازداشت و به مکانهای نامعلوم منتقل شدهاند. قائم بدری، عسکر نجفی، احد مرادی، اسفندیار سروری، جبار جمشیدی، مسعود آقایی و مهدی کریمی در سرپلذهاب استان کرمانشاه نیز بازداشت شدهاند. بازداشت رسمی ۳۰ شهروند در ملارد با تأیید مقام حکومتی، ابعاد سازمانیافته این سرکوب را عیان میکند. در تازهترین موارد، امیر نودهی ۲۳ ساله، اهل سبزوار و ساکن تهران، شماری از شهروندان در مشهد و پنج معترض در زاهدان، بههمراه تعداد دیگری از شهروندان در شهرهای مختلف، در جریان اعتراضات بازداشت شدهاند.
در زاهدان، بازداشت خشونتآمیز شهروندان در خیابان مزاری و استمرار شعارهای صریح علیه حاکمیت، نشان دهنده تداوم مقاومت مردمی در سیستان و بلوچستان است. این تحرکات همزمان با اعتراضات در دیگر شهرها، تصویر روشنی از پیوستگی جغرافیایی و اجتماعی اعتراضات ارائه میدهد.
مجموعه این وقایع، از بازداشتهای کور و شلیک مستقیم تا امنیتیسازی مراسم خاکسپاری جاویدنامان، نشان میدهد حکومتی که بقای خود را تنها در سرکوب میبیند، هیچ راهی برای تداوم نظام خونین و ننگین خود ندارد. شلیک به شهروندان، بازداشت کودکان، شکنجه زندانیان و فشار بر خانوادهها، نه ابزار کنترل بحران، بلکه نشانه ورود نظام به مرحله زوال است.
جمهوری اسلامی و نهادهای امنیتی و انتظامی تابع آن، بر اساس اصول مسلم حقوق بشر و تعهدات الزامآور بینالمللی، مسئول مستقیم بازداشتهای خودسرانه، استفاده نامشروع از سلاح علیه شهروندان و نقض گسترده حق حیات، آزادی و امنیت شخصی هستند و این اقدامات بهصراحت محکوم میشود. استمرار چنین رویههایی، نقض فاحش تعهدات حقوقی دولت و نشانه فقدان مشروعیت قانونی حاکمیت است. آزادی فوری، بیقید و شرط و بدون تبعیض تمامی بازداشتشدگان اعتراضات، یک الزام حقوقی غیرقابل تعویق است و مسئولیت هرگونه آسیب به آنان، مستقیماً متوجه مقامات ذیربط خواهد بود.
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_سراسری
#اعترضات۱۴۰۴
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#نه_به_دیکتاتوری
#IranRevolution
مخالفت قاطع مردم ایران با حکومت مادامالعمری؛
حق تعیین سرنوشت ملت توسط مردم
آنچه در روزهای اخیر در ایران جریان دارد، اعلام علنی پایان یک نظام فرسوده و تحمیلی است. جامعه ایران، همزمان در خیابان، بازار و دانشگاه، به روشنی اعلام کرده که جمهوری اسلامی را به هیچ شکل یا وعدهای نمیخواهد و حاضر نیست سرنوشت خود و نسلهای آینده را در گرو بقای یک نظام مادامالعمر، غارتگر، خشونتمحور و غیر پاسخگو نگه دارد.
اعتراضاتی که با اعتصاب بازاریان تهران آغاز شد، در زمانی کوتاه به شهرهای تهران، اصفهان، همدان، شاهینشهر، نجفآباد، فولادشهر، فسا، مرودشت، کوار، نورآباد ممسنی، ازنا، کوهدشت، الیگودرز، دورود، لردگان، جونقان، همدان، بابل، کرمانشاه، سبزوار، زنجان، قشم، یزد، اراک، شهر قدس، ملارد، گناوه، باغملک و شیراز گسترش یافت. تعطیلی گسترده مغازهها، تجمعات سریع خیابانی و اعتصابات صنفی نشان داد که این حرکت، نه واکنش به یک سیاست مقطعی، بلکه رد سراسری یک ساختار سیاسی مبتنی بر انحصار قدرت و چپاول منابع ملی است.
همزمان، دانشگاهها بهعنوان موتور آگاهی و آیندهسازی جامعه به صحنه آمدند. تحرکات دانشجویی از دانشگاه تهران آغاز شد و به دانشگاههای شهید بهشتی، صنعتی شریف، صنعتی امیرکبیر، علم و صنعت، خواجه نصیرالدین طوسی، علامه طباطبایی، علم و فرهنگ، صنعتی اصفهان، دانشگاه یزد، دانشگاه مشهد و دانشگاه زنجان گسترش یافت. تجمعها و راهپیماییهای دانشجویی نشان داد که نسل جوان، نه ناظر تحولات، بلکه کنشگر آگاه و پیشبرنده مرحله پساحاکمیت است.
اما مطابق الگوی ثابت چهار دهه گذشته، پاسخ جمهوری اسلامی به این مطالبات روشن و اعتراضات، سرکوب مرگبار و خشونت سیستماتیک بود.
طی پنج روز گذشته دستکم ۱۰ شهروند با شلیک مستقیم اسلحه جنگی جان باختند: #احمد_جلیل و #سجاد_والامنش در لردگان، #شایان_اسداللهی، #وهاب_کشاورز و مصطفی در ازنا، #امیرحسام_خدایاری_فرد در کوهدشت، #داریوش_انصاری در فولادشهر و #خداداد_شیروانی در مرودشت. شلیک از فاصله نزدیک به خودروی حامل خانواده و کودک در مرودشت، گواه روشن فروپاشی کامل مرزهای اخلاقی و انسانی در ساز و کار سرکوب حکومتی است.
در کنار این کشتارها، بیش از ۱۱۹ شهروند بازداشت شدند؛ اغلب بدون حکم قضایی و با اتهامات مبهم امنیتی. بازداشت ۳۰ نفر در ملارد با تأیید مقام حکومتی، نشان میدهد که سرکوب به مرحله عریانسازی قدرت عاری از مشروعیت رسیده است. دهها نفر نیز در شهرهایی چون ازنا، لردگان، نهاوند و کرمانشاه با گلوله ساچمهای، گاز اشکآور و ضرب و شتم مجروح شدهاند.
این سطح از خشونت، نشانه اقتدار نیست؛ نشانه فروپاشی مشروعیت حکومتهای مادامالعمر و غارتگر است. تجربه تاریخی نشان داده نظامهایی که بقای خود را بر سرکوب شهروندان، حذف مخالفان و غارت منابع عمومی بنا میکنند، نه اصلاحپذیرند و نه ماندگار؛ سقوط آنها قطعی و اجتنابناپذیر است. رژیمی که برای ادامه حیات به گلوله، زندان، شکنجه و اعدام متوسل میشود، عملاً اعتراف میکند که به پایان رسیده است.
در مقابل، شجاعت مردم ایران از بازاری و دانشجو تا جوانان و خانوادههایی که آگاهانه زیر سایه گلوله ایستادهاند نشان میدهد جامعه وارد مرحله نهایی به پایان دادن این نظام شده است؛ مرحلهای که در آن ترس جای خود را به مسئولیت تاریخی داده است.
بر پایه اصول مانیفست رنسانس ایران آزاد، هیچ فرد، نهاد یا ایدئولوژیای حق ندارد بهجای ملت و نسلهای آینده تصمیم بگیرد. حکومتهای مادامالعمر، به ویژه آنها که بر خشونت و چپاول استوارند، ذاتاً ناقض کرامت انسانیاند. راه عبور از این وضعیت، گذار بنیادین به حاکمیت مردم، پایان دادن به خشونت و استقرار نظامی مبتنی بر اراده آزاد ملت است.
جمهوری اسلامی با انتخاب سرکوب و کشتار، خود حکم پایانش را صادر کرده است و مردم ایران، آگاه، مصمم و قاطع، این پایان را میخواهند.
#اعتراضات_سراسری
#اعتصابات_سراسری
#نه_به_حکومتهای_مادامالعمری
#نه_به_چپاولگران
#نه_به_دیکتاتوری
#IranRevolution
ما از دادرسی عادلانهای حرف میزنیم که در پرونده #بچههای_اکباتان وجود خارجی ندارد. وقتی حقیقت فدای مصلحت سیاسی میشود، تنها راه نجات، همبستگی و صدای رسا در افکار عمومی است.
#EkbatanBoys