رفتیم بازدید مددجو با معلولیت ذهنی، در زدیم یه خانمی درب و باز کرد که معلول ذهنی بود ولی مددجو ما مرد بود، مادر خانواده دعوت کرد که بریم داخل، اون خانم معلول ذهنی نشسته بود تو حیاط داشت با دست های التهاب شدید لباس میشست، خلاصه رفتیم داخل بازدید مددجو خودمون، دیدیم هرکس یه سمت پذیرایی خوابه، مادر خانواده بیدارشون کرد، درجا سکته رو زدیم،
۵ نفر از اعضای خانواده معلولیت ذهنی داشتند و ۱ نفر معلولیت جسمی، یعنی ۳ تا پسر خانواده بعلاوه عروس خانواده معلول ذهنی یکی از نوه ها معلول ذهنی یکی هم معلول جسمی، فقط پدر و مادر خانواده سالم بودند
اینها و گفتم که یدونه از این لباسشویی ساده ها براشون اگر کسی میتونه تهیه کنه دستهای اون خانمه از ذهنم بیرون نمیره
اگر کسی خواست کمک کنه ادرس میدم خودش لباسشویی و ببره بهشون بده
@iyedoost من بعد از اینکه متوجه شدم بابت هر لیتر آب تصفیه دستگاه بیشتر از ۱۰ لیتر دور ریز داره دستگاه و جمع کردم، از طرفی هم فکر سلامتیم هستم، عذاب وجدان دارم
@GharaiMajid یعنی انقدر برات مهم نیست میای یه داستانی از همسرت نزدیکترین فرد زندگیت میگی تو مجازی که راحت جلوی خودت فحش بخوره؟ چتون شده شماها زنته مرد حسابی اگه اون شوق نداره قطعا تو شعور نداری
@k1slmn تنصیف یعنی فقط نصف ثروت مرد بعد از ازدواج، حضانت فرزند هم یعنی حق و از مرد گرفتن و دادن به زن، یعنی باز حق یک نفر دیگه از بین رفت بر اساس قانون