پاسخ کوبندهٔ علیحسین قاضیزاده به علی کریمی و دیگر مزدوران جمهوری اسلامی؛ که با نقاب اپوزیسیون و در راستای بقای رژیم، به رضاشاه دوم، رهبر انقلاب، و تنها امید ملت ایران حمله میکنند.
به محض همایش موفق کوروش مهره اصلیشون تاجزاده مثلا از زندان آزاد شد!
مادر قحبه ها اعترافات تاجزادتون رو در جنایات کوی دانشگاه فراموش نکردیم...
باشید تا روزتون برسه:)
امشب کنسرت ابی تو پاریس، چنان جمعیت «جاوید شاه» میگفت که سقف میلرزید. تموم که شد، دوتا پتیاره، زیر خواب آخوند، جیغجیغو گفتن: ز.ز.آ؛ که طبق معمول، سه تا جوجهکمونیستِ کفکسزاده جوابشونو دادن. دیدن کسی محل نمیذاره، خفه شدن.
امشب یکی از چپولترین شهرهای دنیا هم فهمید کت تن کیه.
پ.ن: بگو «جاوید شاه»؛ دهنت عادت کنه، خاله!
#جاويدشاه
کیسه سیاه جسد را جوری میاندازد روی تخت فلزی انگار بیارزشترین چیز دنیا است.
صدای ساییده شدن دندانهایت روی هم را میشنوی؟
با بیحوصلگی داد میزند: «چقدر طولش میدهی؟ بجنب، خودشه یا نه؟
خودشه یا نه؟
بجنب میگویم، خودشه یا نه؟
بهش دست نزن!
زیپ را از زیر گردن پایینتر نکش!
میگویم دست نزن!
بیایید این را از اینجا ببرید.
زود بگو و برو پایین، سریعتر!
خودشه یا نه؟»
ضجه میزنی: «داد نزن!
خفه شو یک لحظه، داد نزن سرم!
یک دستمال بیاور این خونها را از صورتش پاک کنم. همه چیز له شده، نمیتوانم تشخیص بدهم.»
ولی چشم و ابرویش، چشم و ابرویش...
صدای جریان خون در شقیقههای داغت را میشنوی؟
میخواهی آن پیکر ظریف را با لطافت بغل کنی ولی نمیگذارد.
کاش فقط خواب باشد ولی...»
راوی: آیدا شاکرمی، خواهر نیکا، در ایکس
#نیکا_شاکرمی در نخستین روزهای خیزش ۱۴۰۱ به دست مأموران کشته شد و این روایت خواهرش آیدا است پس از چند روز بیخبری و یافتن او در سردخانه.
#علیه_فراموشی
🚨🦀
بیش از صدهزار کشته فقط در هیجده ساعت
روایت تکاندهنده برادر جاویدنام مجتبی روستایی؛ «کمرم خم شده از بیبراری»
برادر جاویدنام مجتبی روستایی از روز ۱۸ دی ۱۴۰۴ و لحظههای هولناک جستوجوی پیکر برادرش نوشته است: «از ۱۸ دی به بعد دیگر آدم سابق نشدم و نخواهم شد. رفتم بیمارستان بعثت و تا صبح منتظر ماندم یکی داداشم را بیاورد. آخر سر فهمیدم مجتبی اولین نفری بوده که بردهاند سردخانه. وقتی رفتم کهریزک، تکتک آمبولانسها را نگاه میکردم و کاورها را باز میکردم تا پاره تنم را پیدا کنم. داخل کهریزک کولش کرده بودم و به خودم بسته بودم تا بتوانم در صف جنازهها بایستم. به خدا هر شب یا یک شب در میان تمام آن بچهها به خوابم میآیند. افسرده شدم، گوشهنشینم و اشکم خودبهخود جاری میشود. مجتبی به خوابم میآید و میگوید کمرت درد نگرفت من را گرفتی پشتت؟ نه برار، کمرم درد نگرفت؛ کمرم خم شده از بیبراری... درد من اینه.» این فقط روایت یک برادر نیست؛ روایتی از زخمی است که جنایت علیه بشریت توسط رژیم تروریستی جمهوری اسلامی بر خانوادههای ایران گذاشت. باید صدایش باشیم.
"جنایتی دیگر "
حکم اعدام علی اصغر پیغمبری تایید شد
اتهام، همکاری با اسرائیل و جاسوسی
اما به گفته وکیلش هیچ ارتباطی سازمانی یا ارتباط
دیگری با گروه ها وجود نداشته،
فقط در اعتراضات حضور داشته،
یک جوان معترض، یک حکم مرگ،
و خانواده ایی ک حالا با کابوس اعدام زندگی میکنند
حق اعتراض,مجوز جان انسان ها نیست،
صدای #علی_اصغر_پیغمبری باشیم
سودا (مرضیه) ابراهیمی شمسآبادی، ۳۲ ساله و ساکن بندرعباس که در زمان جنگ بازداشت شده بود، به اعدام و مصادره کلیه اموال محکوم شد.
اسمش رو تکرار کنیم.
#سودا_ابراهیمی_شمسآبادی
نتانیاهو عملاً رید توی دهن «بریتانیای کبیر»؛ دستور تعطیلی کنسولگری بریتانیا در اورشلیم رو داد و ورود تعدادی از نمایندگان و مقامهای بریتانیایی به اسرائیل رو هم ممنوع کرد.
بحث تعرض عراقی ها به دختر نبوده !! دختر رو به رزور میخواستن ببرن تو خوابگاه شون بهش گله ای تجاوز کنند فیلمش رو بگیرن که شیرمردان سمنانی به دادش میرسند و نجاتش میدهند🙌🏽