سال 94-95 مدرس گیتارم یه گروه تلگرامی با هنرجوهاش داشت.
وقتی این اجرای این یابو رو مسخره کردم برام فاز خر دانا گرفت که این لول بالایی از هنره و تو هیچی از هنر نمیفهمی.
هنرجوهای گوسفندش هم "به به استاد گویان" حرفش رو تایید کردن.
اینها دیگر حدس و گمان ما نیستند، دیگر "تحلیل های راننده تاکسی ای" نیستند، دیگر "دکتر سکویی اگه جاوید شاه نگی می گه مزدوری" نیستند. این عین واقعیت مستند است.
هر آنچه که "فعالیت های مدنی" می نامیدید و برایش "هزینه" داده بودید با هماهنگی و نظر و کنترل آخوند بود. چون شما وسیله ای برای حفظ این حکومت ضد ایرانی بودید.
پ.ن. تقریباً همه آنچه راننده تاکسی ها در این ۴۷ سال گفتند حقیقت داشت. اعدامهای ۶۷، قتل های زنجیره ای، برنامه اتمی، تورقوزآباد، هواپیمای اوکراینی و … .
کارتل روزنامه نگاران از عبارت تحلیل راننده تاکسی ای برای تحقیر و ساکت کردن مخالفین استفاده کرده است.
پیشبینیها:
این نمایش حداقل سی چهل شب میفروشه تو وحدت.
بعد همون شبهای اول یک فیلمی با موبایل میاد بیرون که یکی از بازیگرا(ترجیحا مهدی سلطانی) صداشو میندازه تو گلو یه دیالوگ اصلاحطلبانهی دوزاری میگه تو این مایهها که ایران خیلی خوب است و فلان
بعد همه استوری میکنید بغضی میشید
خیلی از دورههای کارآموزی ایران در عمل تبدیل میشن به سپردن کارهای ناشی از شلختگی سیستم به کسی که وقتش ارزونتر فرض میشه. چیزی هم نیست که 1-2 جا دیده باشم. دولتی، خصوصی، استارتآپ. برای کسی که ماهها قراره وقت بذاره، بعضا یه A4 برنامه ندارن. «بیاد تو کار یاد بگیره». کل تئوری اینه.
توهمزا ترین ماده ی جهان هم قطعا «اکسیژنه». شما مصرفش میکنی توهم میزنی خونه میبینی، خیابون میبینی آدمارو میبینی و حرف میزنی، توهم میزنی کار و زنو بچه و پدر مادر داری. کافیه ۵ دقیقه از این ماده مصرف نکنی تا با واقعیت رو به رو شی.
این رفتن به ورزشگاه با پرچم شیر و خورشید و بعدش خوشحالی از گل زدن تیم ملی هم یه چیزی شبیه همون رفتن پای صندوق رای و نوشتن اسم هایده و مهستی روی برگهست.
وجه مشترک کتابهای عامهپسند مثل شازده کوچولو، کیمیاگر و ملت عشق دو چیز است: تسکین موقت و سادهسازی جهان.
جهان واقعی پیچیده، بیرحم و نیازمند تحلیل عقلانی است؛ اما این کتابها با تزریق فانتزی، توهم معنویت و جملات قصار، به مخاطب گریزان از واقعیت، یک پناهگاه کاذب و بیاثر میفروشند.
من از آینده می ترسم بچه ها. از گرونی، از اینکه یکم بعد خفت گیری و تجاوز شروع میشه، از اینکه نسل بعدی بی سواده. از اینکه هیشکی به آرزو هاش نمیرسه، از اینکه دیگه کسی تلاش نمیکنه و هدفی نداره. از اینکه هر روز صبح پا میشم میرم سر شغلی که هیچ کاری نمیتونم باهاش بکنم. من خیلی میترسم
برسونید به دست بچه های آمریکا.
ایشون خانم "لیلا قیسی" هستن ساکن لوئیزیانا در
University of Louisiana Lafayette
با اکانت ناشناس در توییتر به یاد خامنهای اشک میریزه و یحیی سنوار رهبر حماس (گروهک ممنوعه در آمریکا) رو ستایش میکنه.
ایشون با پست عکس از مقالش برای چسناله خودشو لو داد.
این ویدئو بااااااااااااااااااااااااااااااااااااید جهانی بشه!
تا مردم جهان بفهمند که اینها فقط و فقط زورشون به مردم بیپناه و بیسلاح ایران میرسه و پادشاهی خواهان ایران که اکثریت مطلق هستند، در معرض نسلکشیاند.
#KingRezaPahlavi