«من بدبین نیستم. جهان ما بد است»
نوبل ادبیات را که گرفت معلوم شد شاهکارش نه رمانهایی که نوشت، بلکه زندگیش بود؛
روستازادهای که آرزوی نویسندگی داشت. اما حتی به دبیرستان هم نرفت.
فقرزدهای که اولین کتاب زندگیش را در ۱۹ سالگی خرید.
تنگدستی که با والدین بیسوادش در حاشیهی لیسبون تا نوجوانی، در یک اتاق زندگی میکردند و او روزها پادویی، مکانیکی و کارگری میکرد تا کمکخرج خانواده باشد و شبها آخرین نفری بود که کتابخانهی مرکزی پایتخت را ترک میکرد.
اولین رمانش را که به تشویق دختری که عاشقش بود نوشت، شکست کامل خورد.
بارها بیکار شد. همیشه بدهکار بود و سالها توسط دوستانش ملامت میشد که دست از رویای نویسندگی بکشد.
همه چیزش را از دست داده بود جز یک چیز؛ امید!
گفته است پس از شکست اولین کتابش ۴۰ سال از نظرها پنهان شد و به کسی نگفت که شبها تا صبح همچنان مینویسد.
بیشتر عمرش را از همان کودکی تا دههها بعد، در تنگدستی و فشار گذراند. چه بهلحاظ مالی، چه از نظر سیاسی که بابت ایستادگیاش علیه استبداد بارها تهدید شد و اخراج!
آنقدر به رویای نوشتن وفادار بود که در نهایت در ۶۰ سالگی، بالاخره ناشری حاضر شد رمانش را منتشر کند و…
و روژه ساراماگو در ۷۶ سالگی نوبل ادبیات گرفت!
پیش از مرگش گفت که مهمترین حادثهای که باعث شد نویسنده شود در تابستان ۱۴ سالگیش رقم خورد. زمانی که پدربزرگ باید راهی پایتخت میشد برای عمل قلب که پزشکان گفته بودند عملی ساده است.
«پیرمرد پیش از رفتن به حیاط خانه رفت، چند درخت زیتون و انجیری را که داشت، در آغوش گرفت و در حالی که سخت میگریست با یکیک آنان خداحافظی تلخی کرد…
زیرا میدانست که دیگر زنده به روستا باز نخواهد گشت»
که یادآور همان فراز درخشانی است که دههها بعد در “بینایی” نوشت:
«گفت: ظاهرا راه را گم کردهاند.
پرسیدم: چه کسانی؟
گفت: روزهای خوب» /۱
روز ۱۷۳۱
من یک دختر افغان هستم.
۱۷۳۱ روز است که از رفتن به مکتب محروم ماندهام.
من فقط میخواهم درس بخوانم و به رؤیاهایم برسم.
#اجازه_دهید_دختران_آموزش_ببینند
انسان بد هیچگاه نیکو نگردد!
بیایید صدای زنانِ در بندِ افغانستان باشیم؛
زنانی که طالبان حقِ آموختن، اندیشیدن و آزاد زیستن را از آنان ربوده است.
سکوت در برابر این رنج، همدستی با ظلم است.
وضعیت دردآور جزیره مارو (شیدور) ملقب به «مالدیو ایران»
نشت نفت به #خلیج_فارس پس از حمله به تأسیسات نفتی جزیره لاوان در فروردین ماه عامل این فاجعه بود.
#جزیره_مارو
@NgmNoMore موقع اپلای، انگلیس اصلا جز برنامه م نبود. یکی از دلایلش این بود که همه می گفتن خیلی گرونه! ولی الآن دو ساله انگلیسم و خیلی هم راضیم. به نظرم برنامه خودتو داشته باش زیاد به کسایی که فقط نق می زنن کاری نداشته باش.
افسانه رو یادتونه؟ دختر اهل روستای کهنانیکش که میخواست اولین دختر دیپلمه روستا باشه. امسال درسش تموم میشه و هفت سال تلاش همهی ما، از مینا کامران و معلمش اسماعیل خدیر و بعدم اهالی پویش ایران من و حتی بنیاد علوی، برای به مدرسه فرستادن دخترهای روستا به ثمر میشینه.
خیلی سانتیمانتال به نظر میام میدونم. ولی شما اگر لذت راه رفتن توی اون خیابون کنار اون نردهها توی اون دانشگاه رو درک کرده باشی؛ جیگرت خیلی آتیش میگیره که حق زندگی رو ازین دختر گرفتن.
🚨 توقف کامل بررسی پروندههای مهاجرتی دانشجویان ایرانی توسط USCIS
دانشجویان ایرانی با سالها تلاش به آمریکا آمدهاند، اما اکنون همه پروندههای مهاجرتیشان متوقف شده و اجازه کار صادر نمیشود. آینده کاری و زندگیشان کاملاً مبهم و در خطر جدی قرار گرفته است.
خواهش دارم همه ایرانیان، اعم از دانشجو و غیر دانشجو لطفاً این پتیشن را امضا کنید تا صدای دانشجویان تحت تأثیر شنیده شود و به مقامات برسد.
تمامی سازمان های مهم رو زیر پست ذکر کنید و به هر کسی که میشناسید برای آخرین بار این موضوع رو اطلاع بدین.
#LiftTheHold
@USCIS
https://t.co/ZkJT8MhBc4
One nuance of Trump preventing Iranians from naturalizing as US citizens is that Iranians in the US opposing the Iranian regime risk losing their base Iranian citizenship too.
In short, Trump and the Mullahs agree the Iranian people should suffer.
شیفتگان قدرت در لباس تشنگان خدمت!
کمتر از یک سال پیش سخنگوی دولت پزشکیان در واکنش به اعتراض کاربران گفت: «#اینترنت_طبقاتی نه مبنای قانونی دارد و نه هیچوقت در دستور کار دولت قرار خواهد داشت».
در حالی که اینترنت میلیونها نفر از مردم قطع شده، وزارت [قطع] ارتباطات علناً داره برای یک عده خط سفید نذری پخش میکنه!
عین اینه که راهپله ساختمون رو برای همه ببندی، آسانسور رو برای عده خاصی باز کنی، از بعضیها هم برای آسانسور پول کلان بگیری، هر کسی هم که بخواد با بدبختی از پله اضطراری بره بالا یا خودش رو از آسمون به بالای ساختمون برسونه، بگی غیرقانونیه و براش پروندهسازی کنی!
بعد همین کار رو بارها جلوی چشم همه انجام بدی و بگی اسمش دسترسی طبقاتی نیست، حرفهایه!
استبداد با کلمات خشن هر نوع آزادی رو نمیکشه.
ممنوعیتها رو با کلماتی مثل صیانت، مدیریت، ساماندهی و سیاستگذاری بستهبندی میکنه، تا سرکوب، شبیه خدمت به نظر برسه.
توییت پارسال فاطمه مهاجرانی:
https://t.co/N2l4QWLA9e
#DigitalBlackOutIran #Iran
کل دیاسپورای ایرانی از ولینگتون تا ونکوور، باید در مورد دانشجوها، ویزایکاریها و کلا کسانی که گرینکارت ندارند و در امریکا زندگی میکنن توییت انگلیسی بزنن. امروز این عزیزان درگیر هستن، روز دیگهای میرسه یک دولت ضد مهاجر در جای دیگری از دنیا ظهور میکنه و کار ایرانیهای اونجا سخت میشه.
بیاید اتحادمون رو که از دیماه بیش از قبل شده، تو سختیهایی مثل این هم نشون بدیم. بچههای امریکا امروز به کمک ما نیاز دارن. قدرت اتحادمون رو دستکم نگیریم.
#LiftTheHold
#USCISpause
دانشجویان ایرانی با سالها تلاش به آمریکا آمدهاند، اما اکنون همه پروندههای مهاجرتیشان متوقف شده و اجازه کار صادر نمیشود. آینده کاری و زندگیشان کاملاً مبهم و در خطر جدی قرار گرفته است.