این توییت شاهدیست از نخستین جرقه اعتراضات به قتل مهسا در تهران.
مهسا امینی را تا همین امسال دختر ایران نامیدیم.
ارج و قرب آن دختر ساده را به عظمت یک ایران بالا نبردیم که اکنون پدرش پستهای تجزیهطلبان را حمایت کند و پرچم اقلیم کوردستان عراق را منتشر کند.
ما مهسا را جهانی کردیم و پدر و مادرش اقلیم کوردستانی و این خیانت آشکار این جماعت به عشق و مهر ایرانی بود.
معرفت دُر گرانیست به هرکس ندهند
پر طاووس قشنگ است به کرکس ندهند.
#پاينده_ایران_جاویدشاه
بر سر مسئلهی ایران با کسی تعارف نداریم. مهسا قربانی شد و هزاران جوان قهرمان ایرانی در راه دادخواهی او جان دادند، اما مایه تعجب است که پدر مهسا امینی پرچم اقلیم کردستان را منتشر میکند!
هیچوقت اینروز رو فراموش نمیکنم. عکس نفسگیر بود و باور دیدن چنین شجاعتی در یک قاب، سخت و به معنا تکاندهنده!
و حالا بعد از گذشت ۴ سال تکتک ما همینگونه در سطح شهر، ظاهر میشیم.
این اگه شکوه و دستاورد بسیار بزرگ و موفق نیست، پس چیه؟!
برای همیشه #زن_زندگی_آزادی
۲۲ شهریور ۱۴۰۱...
میزبان خوبی نبودن برای دختر ایران ، #مهسا_امینی و برادرش که گفت :
" خواهرم رو نبرید
ما اینجا غریبیم "
بی شک یکی از بهترین و موفق ترین و اخلاقی ترین جنبش ها ، جنبش #زن_زندگی_آزادی بوده و هست
مهدی امروز بعدازظهر به قید وثیقه آزاد شد.
این ویدیو مال چند ساعت پیشه. میخواست همین امروز بچههای کلاسشو ببینه.
از همه دوستانی که در این مدت پیگیر احوال مهدی بودن و درباره شخصیت و فعالیتهاش صحبت کردن، متشکرم.
#مهدی_شفاخواه
خیلیها میپرسند راهحل چیه؟
پاسخ: راه حل اخلاقی و علمی مشخص است: سگها باید زندهگیری بشن و به پناهگاهها انتقال پیدا کنن؛ سگهای سالمتر عقیم بشن و در یک بازهی زمانی چندهفتهای براشون سرپرست پیدا بشه. سگهای بیمار هم با روشهای علمی یوتانایز (مرگ آسان) بشن. اما اگر بعد از چند هفته سرپرست پیدا نشد چی؟ در کشورهای پیشرفته، بهخاطر هزینههای سرسامآور نگهداری، در این مرحله هم گزینهی اتانازی رو اجرا میکنن.
جالب اینجاست که از سال ۱۳۸۷ یه دستورالعمل رسمی در کشور وجود داره که دقیقاً همین مسیر رو تعیین کرده: زندهگیری، انتقال به پناهگاه، عقیمسازی و واگذاری. طبق این قانون، «مرگ آسان» فقط و فقط برای سگهای بیمار و غیرقابلدرمان مجازه.
اما مشکل اصلی اینجاست که این بخش آخر عملاً اجرا نشد؛ چون در سیستم پیمانکاری، «سگ کمتر» یعنی درآمد کمتر! نتیجه چی شد؟ شکلگیری یه صنعت کثیف به اسم «پناهگاه». در این چرخه، هر چی سگ بیشتر باشه، پول بیشتری توش هست. قفس و طویله ساختن و اسمش رو گذاشتن پناهگاه؛ از هر صد تا سگ شاید چهار تاش رو عقیم کردن و بقیه رو دوباره تو بیابون ول کردن تا بتونن بارها و بارها جمعشون کنن و صورتوضعیت مالی رد کنن. کار به جایی رسید که سگدزدی، تولهکشی و رقابتهای مافیایی سر تصاحب سگها شکل گرفت (البته حساب معدود پناهگاههای اصولی و دلسوز از این ماجرا جداست).
از اون طرف، غذارسانی بیحسابوکتاب و احساساتی هم جمعیت سگها رو منفجر کرد. وقتی شکم سگها سیر شد، نرخ زاد و ولد بالاتر رفت و حالا با یه لشکر سهمیلیونی طرفیم که آمار سگگزیدگی رو به بالای ۲۰۰ هزار مورد در سال رسونده. این وضعیتِ ازکنترلخارجشده، هم به ضرر سلامت مردمه، هم به ضرر حیاتوحش و هم در نهایت به ضرر خود این حیوانات. این رویکردِ آسیبزا دیگه اسمش «حیواندوستی» نیست؛ یک جهالت مدرنه.
این آقا یکتنه شمار سگهای ولگرد خراسان را چندبرابر کرده. نزدیک به یکمیلیون نفر دنبالکننده داره و با کمکهای مردمی به سگهای ولگرد غذارسانی میکنه. خیلی تلخه.
این ویدیوها رو که میبینیم، ظاهرش خیلی قشنگ و احساسی به نظر میاد؛ اینکه یه حیوون وحشی رو بزرگ کردی و داری آزادش میکنی! اما واقعیتِ پشتِ این صحنهها، یه فاجعهی تمامعیاره.
حیات وحش، اسباببازیِ ما نیست که هر وقت دلمون خواست بگیریمش، تو خونه بزرگش کنیم و بعد که ازش خسته شدیم یا حس کردیم «دیگه وقته آزادسازیه»، بندازیمش تو طبیعت. وقتی حیوون وحشی با انسان بزرگ میشه، تمام غرایز طبیعیش برای شکار، دفاع از خودش و تشخیص خطر رو از دست میده. حیوونی که دستآموز شده، تو طبیعت عملاً فلجه و رها کردنش یعنی محکوم کردنش به یه مرگ تدریجی و دردناک.
این کار اسمش «محیطزیستدوستی» نیست، اسمش «خودخواهی» و «حیوانآزاریِ مدرن» برای گرفتن چند تا لایک و ویو توی اینستاگرامه. حیوون وحشی باید تو زیستگاه خودش بمونه و اگر هم زخمی شده، کارِ متخصصهاست که درمانش کنن و با اصولِ علمی به طبیعت برگردوننش، نه کارِ آدمهای غیرمتخصص که برای تولید محتوا زندگیشون رو نابود میکنن.
لطفاً اینجور ویدیوها رو با لایک و کامنتِ مثبت وایرال نکنید. بیاید یاد بگیریم که احترام به طبیعت یعنی دور موندن از حریمِ اونها، نه دستکاری کردنِ زندگیِ حیوونهای بیگناه برای ارضای حسِ خودمون.
۲-۳سال پیش مهدی بهم زنگ زد و گفت: نیما برای ۳تا از شاگردام که شبها توی پارک شاپور باهاشون تمرین میکنم، دنبال کار فنی میگردم. میبریشون کارآموزی؟ خودم همه جوره ضامنشون میشم...
آقای بازجو وقتی از #مهدی_شفاخواه بازجویی میکنی یادت باشه که چه مرد بزرگی جلوت نشسته
آقای بازجو از #مهدی_شفاخواه بپرس سیستان و بلوچستان رفته بودی چیکار!
این عکسارو هم من میذارم به دستت برسه.
مال وقتیه که رفته بودیم قصرقند بلوچستان و مهدی چقدر زحمت کشید تا یه خونه قدیمی رو بکنیم مرکز آموزش کودکان محروم از تحصیل و راهش بندازیم. از گچ کاری و رنگ و موکت بگیر تا هر کار دیگه. ثمره ش هم شد آموزش بیست کودک!
معمولا متهمان امنیتی را در کنار یک یا دو نفر دیگر نگهداری میکنند؛ جرم برادرم #مهدی_شفاخواه چیست که در سلول انفرادی حبس شده؟
سالها بیمنت در شهرری و مولوی و دروازهغار و سیستانوبلوچستان، نجات دادن بچهها با ورزش؟! جرم او چیست که از حقوق اولیه داشتن وکیل و تماس هم محروم است؟!
🟡 دقایقی از چند میلیون دقیقه
جوان که قامتی بلند دارد، با نور بیرمق موبایل در تاریکی غلیظ شبی بیمهتاب پیش میرود. کیسه آذوقهای که بر دوش دارد را به شانه دیگرش میدهد و وارد کوچهای تنگ و باریک میشود که در انتهای آن خانه گِلی کوچکی است. در میزند.
در باز میشود. جوان کیسه را آهسته زمین میگذارد و با پسرکی نحیف دست میدهد و شروع به صحبت میکند. اما ما چیزی نمیشنویم. فقط میبینیم در میانه گفتگو جوان یک لحظه صورتش را برمیگرداند و با آستین چشمانش را به سرعت پاک میکند.
صدای بسته شدن در. جوان از کوچه بیرون میزند و با آن که دیگر کیسهای روی دوشش نیست، شانههایش از قبل سنگینتر به نظرمان میرسد.
اینجا نقطهای در حاشیه فراموششده شهر است و این فقط دقایقی از چند میلیون دقیقه عمری است که #مهدی_شفاخواه صرف خدمترسانی به میهنش کرده. ماجرای فرزند این خانه نیز به همین چند دقیقه و یک کیسه آذوقه ختم نمیشود.
ما در این قاب مختصر، تنها آغاز این رفاقت را دیدیم.
مهدی برای آن که پسربچه را به ترک اعتیاد تشویق کند و پابهپای او تا سلامتیاش برود و بعد او را سر کلاس ورزشش بیاورد، دو سال هر هفته عمر گذاشت و این فقط حکایت یکی از شاگردان بسیارش است.
صدای مهدی باشیم که از روز سهشنبه 22 اردیبهشت 1405 در بازداشتِ وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به سر میبرد.
🔺ویدیو: مهدی در حال ورزش با بچهها در یکی از محلات.
این پسری که دیروز با مهارتِ تمام، مکان دوتا نشتی ر بدون خطا پیدا کرد، از شاگردهای #مهدی_شفاخواه هست
مهدی عمر و جوونیش ر بابت ورزش بچههای محله شاپور و ... گذاشته و بهشون انگیزه زندگی سالم و به دور از خلاف داده
به امید آزادی بدون قید و شرط مهدی و بقیه رفقای دربند
🟡به نام مهدی، به نام پدر
«یه لیگ ورزشی بود و ما تیم برده بودیم از بچههایی که هر کدومشون یه شاهنامه غم داشتن، زبالهگردی، فقر، دستفروشی، کار کردن سرچهارراه و...
واسه خرید زدیم بیرون و یه کمی بعدش زنگ پشت زنگ که بچهها دعواشون شده با بچههای یه تیم دیگه!
وقتی برگشتیم بچههای ما و بچههای اون تیم دیگه آروم و بیصدا نشسته بودن و داشتن به حرفای مهدی گوش میدادن و مهدی عین یه پدر واسه بچهها از عاقبت لاتبازی و کنترل نکردن خشم میگفت.
از فرداش توی شادی و رقص و همه لحظات خوش و خوبشون، بچهها همیشه دنبال مهدی میگشتن و میخواستن کنارش باشن».
[📝خاطره یکی از فعالان حقوق کودک درباره مهدی]
صدای #مهدی_شفاخواه باشیم که از روز سهشنبه 22 اردیبهشت 1405 توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بازداشت شده و هیچ خبری از وضعیتش نداریم.