از دانشگاه سبزوار خواستند که براشون کارگاه برگزار کنم. بعد بچههای دانشگاههای دیگه گفتند برای ما هم بذارید. خواستم از اینجا اعلام کنم که با اشتیاق و افتخار، برای هر دانشگاه و بصورت رایگان تا جایی که وقتم اجازه بده، در خدمت خواهم بود.
@HaeriSam@PahlaviReza ایشون که درک نمیکنن شما از چه حرف میزنید! ایشون فقط باید روی هر موجی سوار شن و اون رو نابود کنن. اینه مسئولیت خطیرشون. الان هم نوبت به فوتبال رسیده ظاهرا
۶ انفجار در قشم، سیریک و میناب
▪️ خبرنگار تسنیم از صدای ۶ انفجار در سیریک، جزیره قشم و میناب خبر داد.
▪️ مناطقی در سیریک، جزیره قشم و میناب مورد حمله جنگنده های آمریکایی قرار گرفته است.
واگذاری در تهران
این پسر زیبا ولی غمگین دست بد سرپرست هست و تو این هوای گرم در بالکن نگهداری میشه فردا میرم بچه رو می گیرم میفرستم پانسیون امیدوارم با کمک رفقا زودتر واگذار بشه
لطفا صدای این مادر زندانی باشید، همسرش سکته مغزی کرده و به کما رفته است و پسرش با سرطان مغز استخوان پیشرفته درگیر است.
خودش و همسرش ۳۰ سال معلم فرزندان ما بودند و اکنون به خاطر اعتراض به سرکوب در زندان است.
خواهش میکنم صدایش باشید.
امروز توی یکی از اتوبوسای خط علومتحقیقات_ آزادگان این آگهی رو دیدم. نمیدونم چقدر احتمالش هست که گمشده اینجوری پیدا شه، ولی اعلان رو به اشتراک میذارم. شاید کمکی شد:
یک مشکلی که بین ما ایرانیها بخصوص خیلی رایجه ترس از متوسط بودن و نداشتن موفقیته. ترس از متوسط بودن چنان ریشه داره که تقریبا تمام رفتارهای ما مثل تلاشهای زیاد ما و فرسودگی که بعدش میاد رو جهت میده و یک علتش هم اینکه میانمایگی و متوسط بودن مساوی ضعیفبودن تلقی میشه.
چیز عجیبیه.
نمیدونم توییتم دیده میشه یا نه
اما مامان من تو سعادت اباد به ساندویچی کوچیک زده تو این شرایط
هر کسی از طرف من بره(درسا) میتونه با ده درصد تخفیف غذا بخوره🥲
رستوران تو سرو غربی پشت پارک صدفه
یه لقمه🥹❤️
از هیچ داروخونه هلال احمر و جای دولتی نتونستیم داروها رو تهیه کنیم
لطفا در حد توان کمک کنید تا از بازار آزاد تهیه کنیم🙏
6104337536849449
شماره کارت بانک ملت
سکینه حسین زاده
@Kosar20001212 من هم در ۲۴ سالگی دقیقا همین فکرهای ناپخته رو داشتم. الان که ۴۳ سالمه میبینم اون موقع تازه اول اول زندگی بوده و فهمیدم ختی همین الانش هم دیر نیست اگه هدف مشخص باشه چه برسه دیگه به دهه ۲۰!
شب بود که انبار نفت رو زدن. فرداش من حدودای ساعت یک ظهر از خواب پا شدم. ساعت رو که دیدم واقعا وحشت کردم چون هوا تاریک بود! انگار که شب باشه! سر ظهر هوا تاریک بود! کاملا تاریک! این وضع غریب تا غروب ادامه داشت. تو کل تهرون. بله باورنکردنیه ولی واقعا یه روز کامل کل تهرون تاریک بود!