@sara77pov یه بیمارستانی شیفت میدادم که پاویونش دو تا در داشت یکیش همیشه بسته بود و تخت و کمد میذاشتیم پشتش ولی متاسفانه به راه رو هم میخورد از یه سمت
انقد شب و روز زور و لگد میزدن برای باز کردنش حد نداره
بعد میرفتی میگفتی جانممم میگفتن خب چیه خواستیم بیینیم به کجا راه داره