چون زیاد پرسیده میشه شاید پین کنم
من خودم امسال میخوام تازه دکتری بدم
اما منابعی که استفاده میکنم برای ماشین و الگو:
۱-ویدیو های یادگیری ماشین و شناسایی الگو اقای مهدی مهدیانی
۲-شناسایی الگو استادم دکتر وثیقی که نیست ویدیو های کلاسش پابلیک اما جزوشو نوشتم:
https://t.co/w5cVTjOmH5
چقد دنیا کثیف و زشته و من دیگه نمیتابم. بدتر اینه من یه جور hyper-sensitivity دارم. یعنی خیلی خیلی شدید تر همه چی رو احساس میکنم. انگار تو حالت نرمال ۵ سنسور باید داشته باشم، ۵۰۰۰ سنسور دارم.
Sometimes I just think it’s only me, who can’t stand the reflection that they see
امروز خیلی خسته بودم و حالو حوصله نداشتم یه لحظه تصمیم گرفتم به این بی حوصلگی پایان بدم نشستم پروپوزال نصف نیمم رو تکمیل کردم، مصاحبه دکتری دانشگاه شیراز که امروز اخرین مهلت ثبت نام بود ثبت نام کردم و رفتم پیاده روی
به زور خودمو تکون میدادم
اما اگر انجام نمیدادم از خودم بدم میومد
درد ادما فانتزی و قشنگ نیست
هیچ حکمت و تقدیری پشت نشدن ها نیست
دنیا هم نه عادلانست، نه قشنگه
و هیچ دردی کوچک و بی اهمیت نیست
و من میدونم فقط و فقط خودمو دارم که درک کنه خودمو
موفق میشی میگن شانسی بوده موفق نمیشی میگن تقدیر و قسمت بوده
بسه دیگه
نظر من اینه ورودی کتابخونه ملی نباید بر اساس مدرک تحصیلی باشه
فیلتر سنی گذاشته شه خوبه البته مثلا زیر ۱۸ سال نیان چون واقعا بهم میخوره نظم
اما نه فیلتر مدرک تحصیلی
خیلی سال پیش، سوار تاکسی بودم از جلوش رد شدیم، راننده گفت: «من رفتم اینجا کتاب بخونم ولی راهم ندادن چون من سیکل دارم. گفتن باید کارشناسی ارشد داشته باشی. خب من دوست دارم بخونم؛ خیلی به خصوص تاریخ دوست دارم. پول ندارم که هی کتاب بخرم. چرا نباید من برم اینجا کتاب بخونم؟...»
یه دختر خانم خوشگل و باهوشی هست تو تایم لاین که خیلی کارش تو اکادمی درسته و باید اعتراف کنم خیلی از من بهتره
اولین بار تو بد زمان و مکانی اشنا شدیم اما بعدا دیدم چقد باهوشه و چقد خفنه.
فقط حیف هر هفته میفته تو جوب😂
خواستم بگم گاهی وقتها تو تایم و مکان اشتباهی با ادما اشنا میشینی
TA درس مالتی ایجنت شدم
هیچی اومدم به بچه ها حال بدم گفتم بیاین کلاس تو سارو تشکیل میشه
اما استاد لحظه اخر کنسل کرد🫠
البته سوپروایزر سارو قیافش از تعجب دیدنی شده بود که بهش گفتم دارم بچه های کلاس و استاد رو میارم اینجا کلاس تشکیل بدیم. تخته و ماژیک هم خودم میارم.
طبق نظریه بازی ها که فک میکنم خیلی به زندگی ناامید میشم.
بعد به هرکی میگم افکارمو میگه چقد دارک فک میکنی؛ بعد جالبه تو اکثر مواقع هم افکار دارک من اتفاق میفته.
@koochdad کتابخونهها اولین هدفشون دقیقا باید رسوندن کتاب و افزایش مطالعه بین قشر کم درامد جامعه باشه که بودجه خرید کتاب رو ندارن.
اینکه همچنان کتابخانههارو به قشر بورژوا و خیلی فرهیخته اختصاص بدن، علاوه بر ناحقی، باعث پایین موندن سطح دانش بخش بیشتر و موثر جامعه میشه
خیلی سال پیش، سوار تاکسی بودم از جلوش رد شدیم، راننده گفت: «من رفتم اینجا کتاب بخونم ولی راهم ندادن چون من سیکل دارم. گفتن باید کارشناسی ارشد داشته باشی. خب من دوست دارم بخونم؛ خیلی به خصوص تاریخ دوست دارم. پول ندارم که هی کتاب بخرم. چرا نباید من برم اینجا کتاب بخونم؟...»