اگه میدونستی اضطراب چهقدر رنجآور و فلجکنندهست، اونموقع درک میکردی که چرا بعضی آدمها گاهی ناپدید میشن، قرارهاشون رو لغو میکنن و حتی از آدمهایی که دوستشون دارن هم فاصله میگیرن. میفهمیدی چرا همهچیز رو بیشازحد تحلیل میکنن، چرا کمحرف و ساکت میشن و چرا سعی میکنن انرژی باقیموندهشون رو حفظ کنن.
چون اینجا مسئله بیاعتنایی یا رفتار از روی بیمیلی نیست، گاهی فقط تلاشی برای دَووم آوردنه.
وقتی دستگاه عصبیت مدام در حالت آمادهباش قرار داره، حتی معمولیترین کارهای روزمره هم میتونن برات دشوار و طاقتفرسا بشن. اونقدر که حتی، آرامش و آسودگی هم ممکنه برات غریبه به نظر برسن.
اما اینو بدون که قرار نیست تا ابد اینطوری زندگی کنی.
اگر مغزت یاد گرفته که همیشه بترسه، پس میتونه دوباره یاد بگیره که احساس امنیت کنه.
این ویدیو روخیلیاتون شاید دیده باشید
شایدم رد کنید بره
من این صحنه هارو برای تک تک عزیزان م زندگی کردم!!!
وقتی خبر فوت عزیزتون رو میدن تا ۱۰ ثانیه فقط توی شوک هستید
بعد فقط میخوای بتترکی
بغض
گریه
هوق زدن ( خفگی در گلو )
انفجار در گریه
و خاطراتی که سال ها با طرف میمونه
هیچ درمانی نداره
بجز مرگ
خدا میدونه چند صد هزار آدم ۱۸ و ۱۹ ام مثل من این حس رو تجربه کردن
خبر اینکه دیگه نمیتونی عزیزت رو ببینی !!! ( تک تک جان هایی که گرفتید، عزیز کسی بودند )
من با هر بار دیدن ویدیوهای اون روزا ، اون خاطرات برام زنده میشد
الآن هم با دیدن این ویدیو
و دل هایی ک هرگز نخواهند خندید ، مردگانی که تا زمان مرگ محکوم به زنده ماندن و زندگی کردن یم
تلخ
ولی حقیقت
چند بار دیدم
پشت سر هم …
فیلم خبر دادن رفتن #محسن_عباسی به برادرش
استیصال محض، اونجا که میخوای باور نکنی چی به سرت آوردن ….
خدا اگر وجود داری تمومش کن …
پدر به پسر میگه، پسر دیگه ش جاوید نام شده …
میگه: بابا فرض کن بدترین درد، درد جیگره.
حکایت ما حکایت درد و استخوان نیست
که بعد از مدتی آرام شویم.
حکایت ما حکایت زخم و نمک است؛
هر بار که تو را میبینیم، تازهتر میشود.
نه میبخشیم
و نه فراموش میکنیم.
#محسن_عباسی