دیروز که تایملاین شجریانی بود، داشتم فکر میکردم؛
به دوران بچگی، وقتی بابام مشغول طرح و نقاشی میشد و من پشت در اتاق کارش به صدای شجریان و چهچه قناریاش گوش میکردم،
تا دوران عاشقیم،
مهمترین لحظات زندگیم،
و مخصوصاً این شش سال غربت؛
وقتایی که فشار خیلی زیاد میشه، صدا و آواز شجریان نجاتدهندمه.
هیچوقت اینروز رو فراموش نمیکنم. عکس نفسگیر بود و باور دیدن چنین شجاعتی در یک قاب، سخت و به معنا تکاندهنده!
و حالا بعد از گذشت ۴ سال تکتک ما همینگونه در سطح شهر، ظاهر میشیم.
این اگه شکوه و دستاورد بسیار بزرگ و موفق نیست، پس چیه؟!
برای همیشه #زن_زندگی_آزادی