از جوک های شوهر عمه ام این یادم میاد که: دو تا دیوانه داشتن شنا میکردن که بارون میگیره. برای اینکه خیس نشن؛ تصمیم میگیرن برن زیر آب.
پریروز این جوک رو زندگی کردم و یادش افتادم. کاش براش فاتحه خونده بودم
امروز تو جلسه کارفرما پرسید از چه جنسی استفاده میکنین؟
پیمانکار گفت از کدکس
من هنگ کردم کی میخواد کی رو بکنه که بعد فهمیدم یه مارک پوشش ضدآب هست برای کف و اینها
امروز تولدمه!
برایهمین من در حال جمعآوری کمکهای مالی برای یک کودک یتیم در ایران هستم که پدرش رو چند روز پیش در حین عمل جراحی قلب از دست داده است. ما همچنین برای این عمل جراحی کمک مالی کرده بودیم اما متأسفانه، این کودک اکنون کاملاً تنهاست.
#ریتوییت#برای_من_یک_دونر_بخر
"یه حکومت تمامیتخواه، هرچی که مردم بخوان میگه اکی بهتون میدم. فیکش رو میسازه و بهشون میده،هنرمند معترض میخوای، بفرمایید."
این آقا علی زمانی عصمتی هستن. توی صفحه اینستاشون نوشته کارگردان و تهیه کننده. من نمیشناسمشون.
ولی حرفی که داره میزنه خوبه.
ببینین لطفا.
ما نسلی بودیم که با ایکیوسان بزرگ شدیم. دنیایی که برپایه مراقبه و تزکیه نفس بود و از همه مهمتر عقلانیت. تفکر و حل مساله. حالا عاقبتمون شده این.
نسل جدیدی که شخصیت های مینیون و باب اسفنجی رو دنبال میکنن ، به کجا میرسن؟ به اعتقاد من دیدن و ترویج اینها خیانت به آینده ست
مینیونها موجودات کوچک زردرنگ و بامزهای که نخستین بار در مجموعه انیمیشنهای «منِ نفرتانگیز» معرفی شدند. آنها در سالهای اخیر به یکی از محبوبترین شخصیتهای دنیای انیمیشن بدل شدهاند. اکنون آنها در سومین فیلم مستقل خود به نام «مینیونها و هیولاها» ادای احترامی ویژه به تاریخ سینما و هالیوود میکنند.
«مینیونها و هیولاها» ضمن حفظ طنز شلوغ و هرجومرج همیشگی مجموعه مینیونها، این بار به ادای احترامی گسترده به تاریخ سینما میپردازد. فیلم که داستان آن در دهه 1920 و همزمان با آغاز دوران طلایی سینما میگذرد، سرشار از ارجاعات به فیلمسازان و آثار کلاسیک است.
اینها کسانی مثل ژرژ مِلییه، چارلی چاپلین، باستر کیتون، و هارولد لوید هستند. در ادامه اورسن ولز، «ئی.تی.»، «ماتریس»، و حتی «عاشقانه واقعی» نیز مورد ارجاع قرار میگیرند.
داستان فیلم دو مینیون به نامهای جیمز و هنری را دنبال میکند که در جستوجوی ارباب شرور جدید خود سر از هالیوود درمیآورند، و بهطور اتفاقی وارد صحنه فیلمبرداری یک کارگردان مشهور به نام مکس میشوند.
مدیران استودیو به جای اخراج آنها تصمیم میگیرند از این موجودات زردرنگ بامزه به عنوان ستارههای سینما استفاده کنند، و همین ماجرا آنها را وارد سفری پر از تلمیح به تاریخ فی��مسازی میکند.
در ادامه، مینیونها با یک ربات به نام دورت و موجودی فضایی به نام گومی روبهرو میشوند که قصد تسلط بر جهان را دارد. در نهایت آنها باید به شیوه خاص و پرآشوب خود شهر هالیوود را از تهدیدی بزرگ نجات دهند.
این فیلم اثری سرگرمکننده، پرانرژی، و در عین حال ادای احترامی هوشمندانه به هنر سینما است. طراحی بصری، ریتم مناسب، و شوخیهای فیزیکی فیلم باعث میشود «مینیونها و هیولاها» میان سرگرمی خانوادگی و ادای احترام به میراث هالیوود تعادل برقرار کند.
فیلم نشان میدهد که حتی یک انیمیشن کمدی نیز میتواند عشق به سینما و تاریخ آن را به شکلی خلاقانه و قابلفهم به نسل جدید منتقل کند، بیآنکه از جذابیت و شادابی همیشگی شخصیتهای محبوب مینیونها بکاهد.
اول زدم شبکه آلمان دیدم باستین شواین اشنایدر داره طرفداری انگلیس میکنه. گفتم سیکتیر زدم شبکه سه. دیدم ��انسور میکنن. بعد زدم پرشیانا اسپورت. دیدم زرشک اینها هم طرفداری میکنن. بعد افشین قطبی رو آورد رید به انگلیس. این بود که نفس راحتی کشیدم