«جادوگر معشوقههایم را به تباهی میکشاند؛ اولی مجنون شد، دومی جنده شد و سومی هم جانش درآمد...
خنجری درآوردم و او را در شبی که ماه کامل بود کشتم. این من نبودم که او را میکشت؛ من خیلی وقت بود که دیگر من نبودم.»
متن کامل داستان «برای ۳»:
https://t.co/KrQquYJwCs
#پرسه_زن_خیال
طرف در فیلمهای هالیوودی سبک زندگی یک معتاد رو به مرگ را دارد، اما فرم بدنش شبیه خدایان کوه المپ است. این حجم از بیربطی میان زیست و ظاهر شخصیت، خودش یک معجزه است.
@ArminEbrahimi1 دربارهی اینکه برمیگشت یا نه، بعید میدانم...
به نظرم بوف کور فرمی نبود که بشود تکرارش کرد، یک خلسه بود. و آدم از یک خلسه دو بار به یک شکل بیرون نمیآید.
@ArminEbrahimi1 بوف کور واقعا یک استثنا و شاهکار در تاریخ ادبیات ماست. کلامش در ساختن آن اتمسفر خاص بیرحمانه رساست.
فکر میکنم بزرگ علوی هم یکبار گفته بود وقتی کارهای هدایت را میخوانده، خودش را اصلا نویسنده به حساب نمیآورده.
سرگیجه، کش میآید و زمین روی دورِ تند میافتد.
فرقی نمیکند کجا تکیه داده باشی
وقتی تو مبدأ چرخش شوی،
جهان چیزی نیست جز تصاویری مات و ماسیده که دورت هرز میچرخند.
اما هر گردونی سرانجام میایستد.
زمان خروج از این مهلکه است.
طفلی به نام شادی،
دیریست گم شده ست
با چشم های روشن براق
با گیسویی بلند به بالای آرزو
هر کس ازو نشانی دارد ما را کند خبر
این هم نشان ما :
یک سو خلیج فارس
سوی دگر خزر...
ـ شفیعى کدکنى