این که دیگه اینقدر عادی میشه راجع به جنگ صحبت کرد هم عجیبه. دفعه پیش که منتظر بودیم جنگ شروع بشه خیلی تصور وحشتناکی بود و الان تقریبا آغاز جنگ شبیه به آغاز یک روتین دیگه برای زندگیه.
۵/۵/۵ برای من تاریخ مهمی بود. با این که اصلا بهش فکر نکرده بودم که کار خاصی بکنم براش. به نظرم امروز همه اون چیزی که باعث میشه بتونم آرزوهام رو برآورده کنم دارم.
نکته اینه که خب مگه ما توی جنگ روسیه و اوکراین به روسها پهپاد ندادیم که اتفاقا اولین باری هم بود که داشت ازش توی یه جنگ استفاده میشد و خوب هم کار کرد؟ شتر سواری که دولا دولا نمیشه.
دلم به حال این بچهها میسوزه واقعا. حتی در شرایط غیرجنگی هم قراره آینده دردناکی داشته باشن. توهمات فانتزی از درآمد با یوتوب و گیم و غیره آینده اینا رو به باد میده.
برنامه دیدار با «نیما تکیدو»، یوتیوبر و بلاگر شناختهشده، در مجتمع تجاری ایرانمال تهران به دلیل ازدحام بیسابقه و خارج از کنترل جمعیت به جنجال کشیده شد و نیمهکاره ماند. با وجود برنامهریزی برگزارکنندگان برای پذیرش حدود پنج هزار نفر، حضور پیشبینینشده و گسترده هواداران منجر به بینظمی و اختلال شدید در محل برگزاری شد.
بر اساس گزارشها و ویدئوهای منتشرشده، در جریان این ازدحام سنگین، این چهره مجازی زیر دست و پای جمعیت از حال رفت و پس از آسیبدیدگی شدید (شکستگی پا و جراحت دست)، با مداخله و کمک نیروهای حراست از مهلکه خارج و به بیمارستان منتقل شد. منابع مطلع و شاهدان عینی مدعی شدهاند که در جریان این هرجومرج، علاوه بر کنده شدن موهای این یوتیوبر، تلفن همراه او و بخشی از هدایای تهیهشده توسط هواداران نیز مفقود یا به سرقت رفته است. با تشدید بحران و به خطر افتادن امنیت حاضران، مدیریت مجموعه ایرانمال برای کنترل شرایط و متفرق کردن جمعیت مجبور به درخواست کمک از نیروهای انتظامی شد.
آخر شبی اومدم بخوابم پیش خودم گفتم این پروژه رو بذارم روی سرور بعد بخوابم. یعنی مثلا گفتم کار رو تموم کنم. هیچی دیگه سرور اومد پایین 😂😂😂 نمیدونم چرا همیشه آخر شب که آدم میخواد یه کار کوچیک بکنه اینطوری میشه. هرچند درست شد ولی خواب از سرم پرید.
@mahpooya امیدوارم که حتما از ابزارهای جدید برای وایبکدینگ استفاده کنی چون واقعا هیچ صرفهای نداره که بخوای کلی وقت بذاری برای چنین پروژههایی. و نکته دوم این که من هم چون همه این پنل رو دارم از عصر به این سمت میسازم یه مقدار داره عذابم میده :))))
به عقب که برمیگردم میبینم هر جا با احساسم تصمیم گرفتم هزینههای سنگینی دادم. هر جا پا روی احساسم گذاشتم و منطقی تصمیم گرفتم هیچوقت ازش پشیمون نشدم. هر چند به سختی و مشقت اون تصمیم رو جلو بردم.
@zaaalhraaa زیاد خودت رو ناراحت نکن. ۱۰ سال پیش دوستی که از من بزرگتر بود توی خوابگاه بهم میگفت چند سال دیگه از فکری که امروز داشتی خندهت میگیره. واقعا هم درست میگفت. خلاصه که "هزار باده ناخورده در رگ تاک است".