آینده هزار در دارد و کلید این درها در جیبهای ماست. جیرینگ جیرینگِ آن را میشنویم و نمیدانیم کدام در را، کی و کجا، باز کنیم.
گلی ترقی/ کتاب دو دنیا، داستان گلهای شیراز.
مادر عزیزم سلام.
زندگی و قیمتها بهم فشار اورد. رفتم اون بستنی شکلاتیای که برای خودت قایم کرده بودی و تظاهر کرده بودم ندیدمش رو خوردم.
امیدوارم منو ببخشی.
فکر میکنم این سختی و مشکلاتی که ما داریم ازش تحت عنوان مشکلات و زندگی "بزرگسالی" یاد میکنیم بیشتر مربوط به محیطه نه به سن وگرنه یه آدم بیست و چند ساله در اون سوی مرزها از یه جوان در همون سن در ایران با مشکلات و سختیهای کمتری دست و پنجه نرم میکنه و خیلی زندگی آروم تری داره.
@StTwitte سرویس زنان در بیمارستانها و خیلی از متخصصان در مطبها اکثراً رفتار حرفهای ندارن. نمیدونم چرا. اتنداشون که انسانهای غریبین واقعاً در نوع خودشون.
ملکالموت جناب بونوئل خیلی فیلم سخت و نفسگیری بود. نیم ساعت اول رو چند بار برگردوندم عقب تا اسم تمام شخصیتها رو یادم بمونه.
چند سکانس آخر احساس میکردم زمان ایستاده و دارم شکنجه میشم از اتفاقاتی که داشت میافتاد.
یه اتفاق واقعاً وحشتناک افتاد.
داشتم تلاش میکردم کلاه شکلاتی بستنی عروسکیمو جدا کنم اما کل قسمت شکلاتیش جدا شد و مجبور شدم بدون تقسیم با قسمت وانیلی همهش رو یه جا ببلعم.