شیوا محجوبی،سخنگوی کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی، درباره تخریب زندان گوهردشت میگوید که جمهوری اسلامی با هدف پوشاندن شواهد اعدامها و جنایتهای گذشته در حال تخریب این زندانه.او بر ضرورت ثبت و حفظ مستندات توسط خانوادهها و نهادهای حقوق بشری برای پیگیریهای آینده تأکیدکرد.
«چه مدرکی داری که پسرم سلاح سرد یا گرم همراه خود داشته؟»؛ مادر امیرحسین خدادادی خطاب به مسعود پزشکیان
مادر جانباخته امیرحسین خدادادی با انتشار ویدیویی در واکنش به اظهارات مسعود پزشکیان در سازمان ملل، درباره ادعاهای مطرحشده درباره معترضان پرسش کرد و خواستار ارائه مدرک شد.
او گفت:
«چه مدرکی داری که پسرم سلاح سرد یا گرم همراه خود داشته؟ اگر دارید، منتشر کنید.»
امیرحسین خدادادی، ۲۲ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در نجفآباد جانباخت.
پرسش مادر امیرحسین، پرسش بسیاری از خانوادههای دادخواه است: اگر ادعایی درباره فرزندان کشتهشده آنان مطرح میشود، مدرک آن کجاست؟
🚩 #جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
🚩 #زن_زندگی_آزادی
#iranmassacare
#womanlifefreedom
#BoycottIranRegime
📲 ارسال گزارشات تصویری و صوتی و نوشتار
🔵 پیامگیر تلگرام
📞 واتساپ و تلگرام: ۰۰۴۶۷۳۹۶۸۱۴۳۸
🔺فرم عضویت برای متقاضیان داخل کشور
🔻فرم عضویت برای متقاضیان خارج کشور۱۴۰۵
گفت و گو: تنگه هرمز و تنگنای جمهوری اسلامی در منطقه و جهان
۸ مهر ۱۴۰۵ – ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ شرکت کننده: محسن ابراهیمی تهیه و اجرا: عطیه نیک نفس مسئول فنی: علی سلیمی تهیه شده در تلویزیون کانال جدید
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
۸۷ حزب و نهاد به مناسبت ۱۰ اکتبر، روز جهانی علیه اعدام (۱۸ مهر) بیانیه مشترکی امضا کردند و از سازمانهای حقوق بشری، وکلا، روزنامهنگاران، نهادهای مدنی و همه مدافعان حق زندگی دعوت کردهاند در مطالبه «اعدام در ایران باید متوقف شود» شریک شوند.
اعدام در ایران باید متوقف شود.
نه به اعدام
اعدام هیچکس در ایران
#زن_زندگی_آزادی
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
تاکید بر هویتهای ملی- اتنیکی دیوارها را بلندتر میکند
اکثر احزاب و سازمانهای شرکت کننده در کنفرانس اسلو خود را به اتنیکها و ملیتهای مختلف منتسب میکنند. در این کنفرانس چهار حزب از کردستان بودند و دو حزب و سازمان از آذربایجان و همچنین احزابی از خوزستان و بلوچستان و ترکمن صحرا.
این دوستان رفتند پشت میکروفن و به نمایندگی از اتنیک و یا ملیتشان صحبت کردند و من که در میان حضار نشسته بودم و هنوز نوبتم نرسیده بود با خود فکر میکردم من باید به چه عنوان صحبت کنم؟ با روالی که دوستان صحبت کردند من هم قاعدتا باید خودم را فارس معرفی میکردم! امری که همیشه علیه آن بوده ام. فکر کردم باید در نقد این هویت ملی تراشی صحبت کنم. بخصوص که تم کنفرانس حقوق بشر بود و اهمیت این امر در یونیورسال و جهانی بودن آنست. در سخنرانی ام تاکید کردم که بشر با هر پیشینه ای، با هر زبانی، با هر تاریخچه ای، خواستها و ارزشها و آرزوهای یکسانی دارد. وقتی ما از حقوق بشر صحبت میکنیم باید بر این جنبه اتکا کنیم. تبعیض ملی یک مساله واقعی است ولی تبعیض ملی با اتکا به هویت ملی رفع نمیشود، تشدید میشود. این نقض غرض است. باید از هویت انسانی شروع کرد.
این نکات را در سخنرانی ام توضیح دادم اما بعد به این نتیجه رسیدم که شاید بهتر بود خودم را اینطور معرفی میکردم که من به هیچ قوم و ملیت و اتنیک ویژه ای خودم را متعلق نمیدانم؛ و کسی که به هیچ گروه ویژه ای متعلق نیست، به همه متعلق است. باید می گفتم:
من کرد هستم بخاطر قیام سنندج، بخاطر بنکه ها، بخاطر مقاومت جانانه کردستان علیه جمهوری اسلامی بعد از انقلاب ۵۷، بخاطر کوچ مریوان؛ من ترکم بخاطر انقلاب مشروطه، بخاطر ستارخان؛ من بلوچم بخاطر خدانور، بخاطر جمعه خونین؛ من ترکمنم بخاطر اعدام توماج بدست خلخالی در سال ۵۸؛ من بختیاری ام بخاطر کیان پورفلک؛ من فرانسوی ام بخاطر انقلاب کبیر، من ایتالیایی ام بخاطر گالیله و جوردانو برونو، من فلورانسی ام بخاطر رنسانس؛ من انگلیسی ام بخاطر داروین و شکسپیر؛ من آمریکایی ام بخاطر جنبش پیروز علیه برده داری و برانداختن این لکه ننگ بشریت در آن کشور؛ و بالاخره من جهانی ام چون تمدن و ارزشهای انسانی جهانی است.
این "اتنیک" من است.این "قوم" من است. این دردها و افتخارات من است و این دردها و افتخارات جهانی است. من ساکن کره ارض ام و به این دلیل خودم را متعلق به تمام فرهنگها و دستاوردهای پیشرو بشری در راه آزادی، در راه برابری، و در دفاع از کرامت انسانی میدانم. چه در مناطقی در داخل ایران و چه در سطح جهان.
ممکن است بگوئید که پس نباید هیچ علاقه خاصی و یا رابطه خاصی با ایران داشت! به هیچ وجه اینطور نیست. همه ما به جامعه ای که در آن بزرگ شده ایم انس و الفت و علاقه ویژه ای داریم و این را در کنفرانس هم تاکید کردم. من آرزو دارم برگردم به آن شهری که دوران کودکی ام را در آن گذراندم و خاطرات زیادی دارم. این شهر بروجرد است یعنی یک شهر لرنشین! من لر نیستم ولی تعلق و علاقه ام به این شهر است. میخواهم به این شهر برگردم و ببینم مدرسه و کوچه و محله ام به چه شکلی درآمده است. این طبیعی است ولی این یک احساس ملی نیست، یک احساس اجتماعی است.
انسان طبعا به جامعه ای که در آن بزرگ شده، محله ای که در آن زندگی کرده، کوچه هائی که در آن بازی کرده است و بمدرسه رفته است و غیره احساس تعلق ویژه ای دارد که احساسی انسانی و اجتماعی است. حتی زبان مادری که نقش برجسته ای در فرهنگ و بیان احساسات و نظرات هر فرد دارد محصول جامعه ای است که در آن بدنیا آمده و بزرگ شده ایم. این خصوصیات اجتماعی را نباید به ملت و ملیت و قوم و نژاد ربط داد.
مبارزه علیه آنچه حقوق بشر را پایمال میکند، بویژه مبارزه پیگیر علیه تبعیض ملی که امر همه آزادیخواهان است، تنها با عزیمت از هویت و ارزشهای جهانشمول انسان امکانپذیر است. تاکید بر هویت ملی-اتنیکی دیوارها را بلند تر میکند.
#زن_زندگی_آزادی
دختر نوجوان جانباخته منصور باقری در محل کشتهشدن پدرش یادبود توزیع کرد.
ویدیوی منتشرشده نشان میدهد دختر نوجوان «منصور باقری»، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در محل کشتهشدن پدرش حضور یافته و به یاد او یادبودهایی میان مردم توزیع کرده است.
منصور باقری، کارگر ۳۶ ساله، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در فردیس کشته شد؛ کارگری که زندگیاش با سرکوب و گلوله به پایان رسید و امروز دختر نوجوانش به جای در آغوش کشیدن پدر، ناچار است یاد و نام او را زنده نگه دارد.
این تصویر تنها روایت یک خانواده نیست؛ روایت نسلی است که عزیزان خود را در اعتراضات از دست داده و با وجود سرکوب، تهدید و تلاش برای به فراموشی سپردن جانباختگان، همچنان بر یاد و نام آنان ایستاده است.
🚩 #جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
🚩 #زن_زندگی_آزادی
#iranmassacare
#womanlifefreedom
#BoycottIranRegime
#NoToWarMongeringIR
📲 ارسال گزارشات تصویری و صوتی و نوشتار
🔵 پیامگیر تلگرام
📞 واتساپ و تلگرام: ۰۰۴۶۷۳۹۶۸۱۴۳۸
🔺فرم عضویت برای متقاضیان داخل کشور
🔻فرم عضویت برای متقاضیان خارج کشور۱۴۰۵
اعلام حمایت ۴ زندانی سیاسی از فراخوان اعتصاب عمومی
زینب جلالیان، وریشه مرادی، سکینه پروانه و مطلب احمدیان، چهار زندانی سیاسی محبوس در زندانهای اوین و یزد، اعلام کردند که روز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، در حمایت از فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان، دست به اعتصاب غذا خواهند زد.
این چهار زندانی سیاسی در پیامی اعلام کردند که با تأکید بر اینکه اعتصاب را «مدنیترین شیوه بیان اعتراض» میدانند، در سالگرد قتل حکومتی ژینا امینی و خیزش «ژن، ژیان، ئازادی»، روز ۲۵ شهریور اعتصاب غذا خواهند کرد و به اعتصاب عمومی در کردستان خواهند پیوست.
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
🚩 به #سازمان_جوانان_کمونیست بپیوندید!
0046760800680 تلگرام، واتساپ و سیگنال
📲 ارسال پیامهای تصویری، صوتی و نوشتاری به پیامگیر تلگرام
▪️فرم درخواست عضویت و فعالیت در سازمان جوانان کمونیست:
داخل کشور | خارج کشور
▪️صفحات ما در شبکههای اجتماعی:
وبسایت | تلگرام | اینستاگرام | ایکس
مادر دادخواه مسعود رنگرزانی: تا روزی که زندهام، راه پسرم ادامه دارد
یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ - سالروز تولد جانباخته
مسعود رنگرزانی خورشیدوند، جوان ۳۰ سالهای بود که در جریان خیزش سراسری مردمی شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه قائمیه اسلامشهر بر اثر شلیک مستقیم گلوله نیروهای امنیتی به قفسه سینهاش جان باخت.
نهادهای حقوق بشری گزارش دادهاند که مأموران امنیتی پس از سه روز ممانعت، سرانجام در ۲۲ دیماه و تنها پس از دریافت مبلغ ۸۰۰ میلیون تومان، پیکر او را به خانوادهاش تحویل دادند تا در آرامستان اسلامشهر به خاک سپرده شود.
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
🚩 به #سازمان_جوانان_کمونیست بپیوندید!
0046760800680 تلگرام، واتساپ و سیگنال
خطر جدی اجرای حکم اعدام علی زارعی، آسیبدیده چشمی اعتراضات ۱۴۰۱
به گزارش خبرگزاری هرانا، #علی_زارعی_دوزدرهسی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام و از آسیبدیدگان چشمی اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، روز دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ از بند ۳۷ واحد سه زندان قزلحصار کرج به سلول انفرادی منتقل شد. وی اخیرا در پیامی صوتی از زندان قزلحصار که در شبکه های اجتماعی منتشر شده، اعلام کرد، حکم اعدام وی تایید شده است.
علی زارعی دوزدرهسی که پیش از این در آلمان به سر میبرد، در تاریخ ۸ اردیبهشتماه ۱۴۰۵، پس از ورود به ایران توسط مأموران اداره اطلاعات بازداشت شد. این زندانی سیاسی ۲۷ ساله نهایتا در تاریخ ۹ تیرماه به زندان قزلحصار کرج منتقل شد. این زندانی در واحد سه، بند ۳۷ این زندان نگهداری میشده است.
در میانه موج گسترده اجرای احکام اعدام در کشور، انتقال علی زارعی به سلول انفرادی با واکنش اعتراضی گسترده مردم در شبکههای اجتماعی و نیز به برگزاری برخی تجمعات در خارج کشور منجر شده است.
نباید اجازه داد حکومت جنایتکار اسلامی جان معترضی را بگیرد که با شلیک گلوله یک چشم را از او گرفت، وی را ناگزیر به خروج از کشور کرد و نهایتا پس از بازگشت به کشور به شکلی وحشیانه بازداشت و فورا به اعدام میشود. این اقدام رژیم در حالی صورت میگیرد که دستگاههای امنیتی و تبلیغاتی حکومت انرژی زیادی بر پروژه «بازگشت ایرانیان خارج کشور» گذاشتهاند.
✊ حکومت اعدامی نابود باید گردد
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
🚩 به #سازمان_جوانان_کمونیست بپیوندید!
0046760800680 تلگرام، واتساپ و سیگنال
به مناسبت چهارمین سالگرد جنایت حکومتی جمعه خونین زاهدان
هشتم مهرماه ۱۴۰۱، یادآور یکی از هولناکترین جنایات سازمانیافته حکومتی در تاریخ معاصر ایران است. چهار سال پیش در چنین روزی، نیروهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی، تجمع مسالمتآمیز معترضان را در شهر زاهدان به خاک و خون کشیدند.
در این سرکوب وحشیانه، مأموران با شلیک مستقیم به سر و سینه شهروندان، بیش از ۱۰۰ نفر از جمله دستکم ۱۷ کودک را به قتل رساندند و صدها تن دیگر را مجروح کردند. جرقه اولیه این اعتراضات، برخاسته از خشم عمومی علیه تجاوز یک فرمانده انتظامی به دختری نوجوان و اعتراض به دههها تبعیض و ستم سیستماتیک حاکمیت بر این منطقه بود.
فاجعه زاهدان، فراتر از یک سرکوب منطقهای، به نقطه عطف و شتابدهندهای بنیادین در مبارزات سیاسی سراسری تبدیل شد. ایستادگی پایدار و بیوقفه شهروندان در این جغرافیا، کلیشه خطکشیهای تزریقی حکومت را در هم شکست و همبستگی متقابل مبارزاتی را میان بخشهای مختلف جامعه مستحکمتر کرد.
این روز تاریخی و چهرههای نمادین آن همچون خدانور لجهای، وجدان بیدار جامعه را تکان داد و نشان داد که مطالبات مدنی و رادیکال برای تغییر بنیادین، رفع تبعیض، و دستیابی به آزادی و عدالت، پیوندی ناگسستنی با کل جنبش اعتراضی کشور دارند.
در چهارمین سالگرد این فاجعه، ضمن ابراز همبستگی عمیق با خانوادههای دادخواه و بازماندگان، بر تعهد خود برای احقاق حقوق آنان پای میفشاریم. رژیم حاکم همواره تلاش کرده است تا با پروندهسازیهای امنیتی و ایجاد رعب و وحشت، صدای دادخواهی را خفه کند؛ اما این پرونده تا روز محاکمه علنی، عادلانه و بینالمللی تمامی آمران و عاملان این قتلعام در دادگاههای صالح، گشوده خواهد ماند. هیچ جنایتی فراموش نمیشود و عاملان آن نخواهند توانست از مجازات و پاسخگویی بابت جنایت علیه بشریت بگریزند.
پن: در پوستر این پست از تصویر خدانور لجهای به عنوان نمادی از همه کشتهشدگان جمعه خونین استفاده شده است.
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
🚩 به #سازمان_جوانان_کمونیست بپیوندید!
0046760800680 تلگرام، واتساپ و سیگنال
خروش مردم اسپانیا علیه سرمایه؛ شبح جنبش اشغال بر فراز اروپا
از روزهای پایانی سپتامبر ۲۰۲۶، موج بیسابقهای از تجمعات اعتراضی سراسر اسپانیا را فراگرفته است؛ جنبشی وسیع که از مادرید آغاز شد و به سرعت به شهرهای بزرگی چون بارسلون، والنسیا، مالاگا و سویا سرایت کرد.
جرقه این طوفان اجتماعی، تخلیه خشونتبار «ماریا دل کارمن»، پیرزن ۸۷ سالهای بود که پس از هفت دهه سکونت در خانهاش، به دلیل سودجویی صندوقهای بزرگ سرمایهگذاری و با ویلچر توسط پلیس بیرون انداخته شد. این تصویر تلخ، خشم عمومی از بحران سرسامآور اجارهبها را به یک جنبش تودهای بدل کرد.
معترضان با برپایی چادرهای اعتراضی در میدانهای اصلی شهرها مانند «پوئرتا دل سول»، یاد و خاطره جنبش «اشغال» سال ۲۰۱۱ را زنده کردهاند تا نشان دهند برای دفاع از حق سرپناه، آماده ماندن در خیابان هستند.
این جنبش فراتر از یک خواسته ساده، به یک رویارویی همهجانبه علیه سیاستهای دستراستی و ساختار نئولیبرالی بازار مسکن تبدیل شده است. مستأجران و شهروندان آسیبدیده با شعارهایی صریح نظیر «یا رانتخواری مسکن سقوط میکند یا دولت»، نهتنها خواستار توقف فوری تخلیه اجباری و تعیین سقف برای قیمتها هستند، بلکه ذات سیستم سرمایهداری را که حق مسکن را از یک نیاز حیاتی به ابزار سوداگری شرکتهای بزرگ تبدیل کرده، به نقد کشیدهاند.
ادبیات حاکم بر این اعتراضات، پیوندی آشکار میان دفاع از معیشت و مبارزه با فاشیسم اقتصادی برقرار کرده است؛ چرا که معترضان، احزاب راستگرای پارلمان را حامی اصلی کارتلهای مالی و غارتگران املاک میدانند.
در گامی کلیدی برای تعمیق این حرکت، اتحادیههای مستأجران با برگزاری جلسات عمومی شبانه در کمپها، در حال هماهنگی با تشکلهای کارگری هستند تا جامعه را به سمت یک اعتصاب سراسری هدایت کنند. هدف این استراتژی، فلج کردن بخش املاک شرکتی و تبدیل پتانسیل خیابان به یک قدرت سازمانیافته اجتماعی است.
#اعتصابات_سراسری
#اعتراضات_سراسری
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
🚩 به #سازمان_جوانان_کمونیست بپیوندید!
0046760800680 تلگرام، واتساپ و سیگنال
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، از وضعیت ترانه و رومینا رحیمی، دو خواهر دوقلوی ۲۰ ساله، ابراز نگرانی کرده است.
ساتو نوشته است که بر اساس اطلاعاتی که دریافت کرده، جمجمه ترانه رحیمی در دوران بازداشت شکسته و بهدلیل عدم رسیدگی پزشکی دچار عفونت شده است.
به نوشته او، ترانه و رومینا حدود یک هفته پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در اصفهان، در خانهشان بازداشت شدند و خانواده آنها بیش از یک ماه از محل نگهداریشان بیخبر بود. گزارشگر ویژه سازمان ملل میگوید این دو خواهر در دوران بازداشت مورد ضربوشتم قرار گرفته و با کشیدن موهایشان بین سلولها و اتاق بازجویی جابهجا شدهاند.
مای ساتو همچنین نوشته است که ترانه تهدید شده بود در صورت اعتراف نکردن، رومینا مورد خشونت جنسی قرار خواهد گرفت. به گفته او، این دو خواهر درباره تعرض جنسی و سایر آزارهای دوران بازداشت شکایت کردهاند.
ترانه رحیمی روز ۸ شهریور ۱۴۰۵ به اتهام محاربه به اعدام و رومینا رحیمی به اتهام معاونت در محاربه به ۲۵ سال حبس محکوم شدند.
بر اساس گزارش ساتو، این پرونده ۱۶ متهم دارد که ۱۰ نفر از آنها به اعدام محکوم شدهاند؛ بدون آنکه اعمال منتسب به هر یک از متهمان بهطور مشخص اعلام شده باشد.
رومینا و ترانه رحیمی، دو خواهر دوقلو، ۴ بهمن ۱۴۰۴ در جریان بازداشتهای گسترده پس از اعتراضات سراسری دیماه بازداشت شدند و از متهمان پرونده میدان شهدای اصفهان هستند.
#ترانه_رحیمی #رومینا_رحیمی #دادبان