از کودکی بیرون میآییم، بی آنکه بدانیم جوانی چیست، ازدواج میکنیم، بی آنکه بدانیم متاهل بودن چیست، و حتی زمانی که قدم به دورهی پیری میگذاریم، نمیدانیم به کجا میرویم: سالخوردگان، کودکان معصوم کهنسالی خویشاند. از این جهت، سرزمین انسان سیارهی بیتجربگی است.
شاید چیزی که بیشتر از همه خستهات کرده، اینه که هیچوقت فرصت نکردی فقط زندگی کنی؛ همیشه باید یک چیزی رو تحمل میکردی، جبران میکردی، نجات میدادی یا نگرانش میبودی.