از نه صبح تا شیش و نیم عصر سرکار بودم، دیشب هم چهار ساعت بیشتر نخوابیدم.. خستگی تنم حد نداره، اما رفتم دوش گرفتم، قهوه درست کردم، نشستم کنار شوفاژ اسکچ میزنم..
عشق و علاقه یعنی همین.
به بهترینها فکر کنی و در انتظار بهترینها باشی.. رویا بسازی.. 'دوباره' از نو رویا بسازی و لبخند بزنی..
خیلی قشنگه ولی به همون اندازه سخت هم هست.. من اما انتخابی جز این ندارم و نمیخوام داشته باشم..
خیلی قشنگه که یه دختر قوی باشی و قدر خودتو بدونی.. خیلی قشنگه که خودتو دوست داشته باشی و واسه اشتباهات گذشته ببخشی.. خیلی قشنگه که ترس و نگرانی روزهای نیومده رو به دلت راه ندی.. خودتو به آرامش و صبوری دعوت کنی.. از بدیهایی که دیدی کینه نسازی و به خدا بسپاری..
تصمیم دارم به خودم حس خوب هدیه بدم.. میخوام اتاقمو از نو دیزاین و دکوراسیون کنم..
چند روز پیش یه طرح والپیپر انتخاب کردم.. امروزم همش توو پینترست دنبال ایده میزتوالت و شلف کتاب و پرده و..
عاشق این کارام.. نگم اصلا..
منم اون که امشب دلش گرفت و از فکر زیاد تا این موقع بیداره.. هرچقدر هم خودتو قوی کنی، هست شبی که غم بباره و بهت یادآوری کنه "فاصله، تجربهای بیهودهست"..
دلم میخواست الان توو همین لحظه، من بودم و یه شب زمستونی و یهجای دورِ دور، خلوت و آروم.. زیر برف سنگین قدم میزدم، یخمک میشدم از سرما، میرفتم توو خونه کنار شومینه، نسکافه میخوردم..
@idinsayyar1 یعنی این که ذ رو ز بنویسن که کاملا عادی شده، حالا جدیداََ مینویسن "خیلی دیرِ" و نمونههای مشابه! این چه مدلشه واقعا! چرا زبان مادریتون رو تحریف میکنید خب؟! :///
وضع اسفناک املای فارسی به جایی رسیده که باید هکسره رو بپذیریم و از فجایع دیگه جلوگیری کنیم. امروز یکی نوشته بود اونا "مجبورا" این کارو بکنن. "دیگه" تبدیل به "دیگ" شده و "گذاشتن" هم که دیگ�� رسما شده "گزاشتن".
هر چیزی که برای بدست آوردنش تلاشی صورت نگرفته، هیچ افتخاری رو برای آدم نمیاره. چه نژاد و قومیت، چه رنگ پوست، چه ملیت، چه وضع مالی پدر و مادر، چه ...
بعد طرف نوشته با افتخار ۱۸۵ سانتم :| در بهترین حالت میتونی بگی از قدم راضیام. یا خوشحالم. افتخار آخه؟ جنگیدی براش لعنتی؟a