فردی که دلبستگی اضطرابی داره، معمولا برای اینکه بتونه به رابطهش پایان بده، ابتدا باید درون خودش نسبت به طرف مقابل خشم شدیدی تولید کنه. چون خشم، تنها احساسیه که برای لحظاتی ترس از رها شدن رو سرکوب میکنه.
فقط خوشتون میاد و به همین خلاصه میشه
ولی تو عمل صفر صفر ، فکر کن به طرف تایپ شخصیتیت ، مشکلاتت ، حساسیت هات ، نیاز هات و و و کلی نکته ریز و درشت در مورد خودت گفتی حتی نقطه ضعف هات بعد اون شخص دقیقا با همونا آزارت میده ((:
وقتی باورهات رو نسبت به یه نفر از دست میدی، حتی دیگه دلت نمیخواد باهاش دعوا کنی. نه خشمی باقی میمونه، نه میلی برای توضیح خواستن، چون پایان واقعی معمولاً با سروصدا و درگیری اتفاق نمیفته ، بلکه بهصورت تدریجی، در درون ما و با یه خلأ شکل میگیره.
اونجایی که محمود درویش میگه:
"احساس میکنم مدتی است که،
با چیزی بیش از توانم درگیر بودهام..."
عمیقاً حس میکنم داره درمورد
این بازه از زندگیم صحبت میکنه..!