در کتاب: ما با ریشههای نظری، عمق تحلیلی، ابعاد و لایههای مختلف فکری مولف آشنا میشویم و این امکان را داریم از ایدههای خارج شده از ساختارهای ماشینی، سیستمی چکیده کننده، قواعد مقالات و نظم گفتمانی برای اقناع خارج شویم و با میدان فکری جدیدی روبهرو شویم.
به اعتقادم:
ملاک بیان گزارههای علمی علیالخصوص در حوزه علوم انسانی و اجتماعی «کتاب» است، به این معنی که نه مقالات علمی پژوهشی، نه سخنرانیها و نه میتینگهای علمی گفتمانی قادرند جای جوهره بیان شده یک تفکر، که در یک کتاب علمی عنوان شده را بگیرد!
آقای دکتر #پزشکیان، #وزیر_بهداشت
اگر حوادث بیمارستانهای استان خوزستان، چون مورد اخیر در #بیمارستان_گلستان،بر سر فرزندان خود میافتاد،این گونه بیتوجه میماندید؟
آیا از اخبار زیر مجموعه خود با خبر هستید، از جزئیات حادثه اخیر چطور؟
آیا تصمیم جدی جهت برخورد بامدیران ضعیف وجود دارد؟
آقای موالی استاندارخوزستان، با اتکا به تخصص پزشکی خود و رخدادهای دردناک و خبرهای غیرقابل باور این روزها از بیمارستان گلستان، عدم حضور و ورود جدی شما، خود مایه تعجب است!
نمیتوان یقه واژه توسعه را درخبرها درید، درحالی که درقبال بهداشت وسلامت که مهمترین شاخص توسعه است بیتوجه بود!
آیا کیفیت حوزه خدمات درمانی و بهداشتی در استان خوزستان از منظر استاندار کنونی دکتر محمدرضا موالیزاده قابل قبول است؟
[لازم به ذکر است ایشان در این حوزه متخصص هستند]
برنامه وی برای رساندن کیفیت خدمات به سطح استانهای شیراز، اصفهان و .. چیست؟
#خوزستان#علوم_پزشکی#وزارت_بهداشت
یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی دولت از استانداران و بدنه مدیران ارشد استانی میتواند مبتنی بر امکان افزایش ظرفیت تولید ثروت و توان بهینهسازی هرز رفتگیهای اقتصادی در استانها ضمن حفظ رضایتمندی مردم باشد!
یک پژوهش توسعهپایه و افکارسنجی (مردم/ متخصصان) ساده در خصوص نحوه تعامل و اداره استانهای مولد ثروت ملی چون #خوزستان، به خوبی نشان خواهد داد که استان از چه ظرفیت غیرقابل وصفی برخوردار و چگونه مدیران کلان با تصمیمهای ضعیف و گاها بیتصمیمی، فرصتها را به بحران جدی تبدیل کردهاند؟
در شرایط بحران اقتصادی، جراحی اقتصادی بشدت ضروری است، و آغاز این جراحی باید مهمترین بخش تولید ثروت را به یک انضباط ساختیکارکردی برساند، لذا دولت بایستی استانهای مولدی چون خوزستان(65%+ سهم تولید ثروت درکشور)را با استانداران و مدیرانی مدرن،توانا، باتفکرات مبتنی بر علم اداره کند!
روز جهانی مسجد را به #استاندار_خوزستان، د.موالی زاده تبریک عرض میکنیم، بابت بیتوجهی مشخص نسبت به اولین مسجد تاریخی کلانشهر اهواز، قدمگاه و مسجد الرضای تاریخی که آرام آرام در حال احتضار است!
از طرف کنشگران و هیات امناء بابت دوسال پیگیری جهت مرمت این اثر تاریخی و نمادین ملی !
و... موارد جدی دیگر برای ایجاد تحول راهبردی، دستآخر باید تاکید کرد که این کار بدون ایجاد یک اجماع درون نهادی و پشتیبانی بیننهادی و مردم (دیپلماسی فعال تحول محور) امکان پذیر نیست!
#شهردار#شهردار_اهواز#شورای_شهر_اهواز#توسعه_اقتصادی
آیا شهرداری اهواز میتواند معجزه کند؟
- بله میتواند!
چگونه؟ مگه قبایل توانستند؟
- چون اراده ای برای تبدیل کردن شهرداری اهواز از یک نهاد مصرف کننده به نهاد تولیدگر وجود نداشت!
ساده بگو چطور؟
- استفاده از طرحهای علمی و راهبردی تجربه شده با ایجاد مرکز توسعه راهبردی !
#شهرداری
ششم - شناسایی و پاتولوژی وضعیت کنونی شهرداریها با کمک گرفتن از متخصصان (ملی-محلی)
هفتم - تشکیل ایجنتهای مشترک میان اتاقهای بازرگانی و دیگر نهادهای موثر و ... جذب سرمایه گذار
هشتم - فعال کردن تیم حقوقی جهت اخذ مطالبات مالی و سهم مسئولیتهای اجتماعی از صنایع
مهمترین دغدغه نسل دهههای شصت و هفتاد و پس از آن، مواجهه با قیمتهای تصاعدی بیتوقف و تورم افسارگسیخته است!
سادهسازی شده این مفهوم این است که این نسلها بر روی تردمیلی در حال دویدن هستند که هرگز قرار نیست متوقف شود!
سادهتر بخواهیم بگوییم، هرز رفتهگی تام!
شهرداری اهواز ظرفیت تبدیل شدن به یک سازمان مرجع خدمترسان و پویا جهت ایجاد توسعه اقتصادی در کلانشهر اهواز را دارد، اما به شرط آنکه شهردار اهواز بخواهد از توان بالقوه کلانشهر طی یک برنامه راهبردی با کمک سرمایههای انسانی عظیم آن، بهرهمند شود.
#شهردار_اهواز میتواند در شرایط کنونی در سه حوزه(بافت تاریخی از میدان نخل تا ابتدای آخر اسفالت، بسترهای ساحلی در طولی کارون و ظرفیت بالقوه صنعت-محله: گاومیش آباد با برند لبنیات، لشکرآباد و فلافل، عامری و برند قهوه) با حمایت از طرحهای هوشمند اقتصاد شهری، محرک قوی تولید شغل باشد!
#شهرداری_اهواز میتواند با راهبری طرحهای اقتصاد-شهری و ایجاد فرصتهای ناب سرمایهگذاری با کمترین هزینه، برای عموم مردم، شهرداری را از یک سازمان ناتوان، ضعیف و بی تحرک به یک سازمان مرجع، پویا و خلاق تبدیل کند.
در جامعهای که: دروغ، نفاق، تعصب، جهل مرکب، پیش قضاوت کردن آدمها، حسادت و کینهتوزی، پولپرستی، تمجید افراد بیمایه و بیارزش، تحقیر علم و..
موج بزند و هر فردی برای هرکدام از این خصلتها قادر باشد، دهها نفر را نام ببرد، این جامعه در شُرف فروپاشی فرهنگی و اخلاقیقرار گرفته است!
چگونه میتوان از دیگران انتظار تغییر پایدار داشت درحالی که خودمان چنین امکانی(انگیزهای) نداریم؟
تغییر پایدار تنها با یک برنامه پویا، محرکهای لازم برای خلق انگیزه قابل تصور است