آ سد محسن درچهای مثل گاومیش بود. حسابی گندهبک بود. اکثر روزهای سال پیرهن مشکی تنش بود، به مناسبتهای مختلف، یکبار محرم و صفر یکبار وفات فلان پیغمبر و یکبار شهادت فلان امام. گاهی تیشرت مشکی گل و گشاد هم میپوشید تا توی هیئت راحت سینه بزنه. اما توی خونه پیرهن لیورپول میپوشید.
@Azade0506@arvaduasikim وضعیت افراطی نقش مثبت داشتن که اکثر بزرگسالا تو بچگی از ما طلب میکردن، باعث شده فقط داشتن و انتخاب کردن چیزای خوب رو درست بدونیم و سیمکشی مغزمون پیچیده شد
الان چند ساله این ست رو گرفتم آماده ام برای اون روز. میخوام ۴۸ ساعت مستمر انواع و اقسام رقصهای ایرانی رو دور میدون شهیاد انجام بدم. اگه بشه یک اسپیکر JBL بزرگ دارم اون رو هم میبرم اگر بقیه هم آورده باشند لینک میشیم با گوشیم آهنگ میذارم.
یک عرزشی رندوم در تصویر:
من که اعصاب ندارم چه تو آیی چه نیایی
همه ی شهوت من را تو بگایی تو بگایی
نَنمایی حشرییّم، بنمایی عصبییّم
نَسَبَم با عصبم در حشرم وقف گدایی
اگه شاهین نجفی برای من آهنگ آی لیلی، جانْ لیلی، میجانِ جانانْ لیلی رو خونده بود هر کیریکاریای هم سرم در میاورد تا آخر عمر پشت سرش کسشعر نمیگفتم. ولی نوهی بازرگان مثل پدربزرگش بیچشم و روئه و جنون عصبی داره.
نگریزم من اگر کُسْننهای
حوض فرهنگ وطن را بتکاند به کلک
داد خواهم زد از آن دورِ دراز
ای دغلبازِ، دوزاری، کسّ ننهات
نکند ملتهبی سر برسد از پسِ پشت
نسبش اهل لمیز و خوراکش ماچا
من چه سبزم امروز تو اگر قهوهای و اَنْرنگی
دور خواهم شد از این خاک غریب
که در آن، جندهْپدرها هستند