اگر بیشتر میخواهین با ایده ها و فضای سیاسی درون #کنگره_آزادی_ایران آشنا بشید، این برنامه مخصوص شماست.
کامنت ها تون برامون بسیار ارزشمنده و میتونیم بیشتر باهم تبادل نظر کنیم.
https://t.co/bM7lP71dRS
علی یونسی با باور، مسیر و روش سیاسی خودش در برابر جمهوری اسلامی ایستاده. حق هیچ مخالف جمهوری اسلامی، با هر گرایش سیاسی، زندان نیست. مبارزه برای آزادی یعنی معیارمون برای دفاع از آزادی، نزدیکی یا دوری باور سیاسیمون نباشه.
آیا گرایش یا هواداری سیاسی میتواند دلیل نادیده گرفتن حقوق یک زندانی سیاسی باشد؟
زندانبان ها همه زندانیان را -از منتقد تا مخالف حکومت با هر گرایشی -با منطق سرکوب به بند میکشند. اما در زندان،زندانیان با گرایش های سیاسی متفاوت و بعضا معارض،همدلانه و زیستی مسالمتآمیز با هم دارند.
زندانیان همگی دغدغه مشترک شان ، آزادی است.
صرف بیان تعلق یک زندانی به یک گروه یا سازمان سیاسی -جمهوری خواه ،مشروطه خواه و سلطنت طلب ،مجاهدین خلق ،نباید بهانهای برای تخریب یا نادیده گرفتن حقوق زندانیان شود.
رویکردی که نه عادلانه است و نه اخلاقی.
بخصوص شماتت زندانی که سالهاست هزینه اعتقاد و باور خود را در زندان میدهد.
دفاع از حقوق زندانیان سیاسی، نباید مشروط به همسویی فکری باشد.
حقوق انسان، فراتر از تعلقات سیاسی است.
با وجود داشتن چارچوب روشن سیاسی جمهوری خواهی و اختلاف اساسی با سایر گروهها و سازمانهای سیاسی ، اما دفاع از حقوق همه زندانیان را وظیفهای انسانی میدانم.بیهیچ پیششرطی
#زندانیان_سیاسی
#علی_یونسی
بازگشت مردم ایران به اینترنت، حتی از مسیر فیلترشکن، یعنی بازگشت صداهایی که جمهوری اسلامی میخواست خاموش کند.خوشحالیم که دوباره بیشتر میشنویم؛ اما فراموش نمیکنیم که اینترنت با فیلترشکن، اینترنت آزاد نیست.
دسترسی به اینترنت آزاد، امن و بدون سانسور، حق مردم ایران است و تلاش ما در کنگره آزادی ایران تا تحقق کامل این حق ادامه خواهد داشت.
#کنگره_آزادی_ایران
روندی که تاکنون در «کنگره آزادی ایران» در جریان بوده است از جناحهای سیاسیِ مخالف انسانزُدایی نمیکند و کسی با برچسبزنی در پی حذف دیگری نیست؛ اساسِ گام اول بر گفتگو و تلاش برای درک متقابل دغدغەها استوار است. گفتگویی بر پایەی احترام متقابل و تلاش برای فهم خواستەهای یکدیگر...
۱/۵
این یادداشت را به عنوان یک عضو مجمع کنگره آزادی ایران و یکی از اعضای هیات رییسه این کنگره، در پاسخ به نقدهایی که جسته و گریخته منتشر میشود، مینویسم؛ نه با فرو رفتن در دریای واژهها و برچسبها بلکه با سادهترین زبان در مقابل سادهترین ابهامات:
شکل دادن یک کنگره برای آزادی ایران نه تنها حق طبیعی اعضا و ناظران، بلکه لازمه هر تلاش دموکراتیک است که این بار گروهی متکثر بانی آن شدهاند. هیچ ساختار سیاسی تازهتأسیسی، بهویژه در شرایط پراکندگی اپوزیسیون ایران، از خطا و نارسایی مصون نیست و اتفاقا تفاوت یک روند دموکراتیک با ساختارهای بسته در همین امکان نقد، اصلاح و بازنگری است.
با این حال، بخشی از نقدهای مطرحشده، بدون توجه کافی به ماهیت مرحله گذار و موقت کنگره مطرح میشود. کنگره آزادی ایران نه محصول یک حزب یکپارچه و دارای سلسلهمراتب تثبیتشده، بلکه نتیجه تلاش برای گردهمآوردن طیفهای متنوع، متکثر و گاه متعارض سیاسی، مدنی و قومی است؛ روندی که طبیعتا در مرحله نخست نمیتوانست با الگوی یک انتخابات سراسری، کامل و از پیش نهادینهشده پیش برود.
مجمع اولیه و ساختار سهماهه، از ابتدا بهعنوان یک سازوکار موقت برای آغاز فرآیند تعریف شد، نه یک ساختار تثبیتشده و دائمی. هدف این بود که امکان آغاز همکاری و شکلگیری حداقلی از انسجام فراهم شود تا در ادامه، زمینه برای تدوین سازوکارهای شفافتر و انتخاباتی گستردهتر ایجاد شود. تبدیل این مرحله انتقالی به نشانهای از «مهندسی قدرت» یا نفی کامل مشروعیت کنگره، نادیده گرفتن واقعیتهای عملی تشکیل چنین ائتلاف گستردهای است.
در عین حال، روشن است که کنگره باید درباره معیارهای عضویت، نحوه معرفی افراد، جایگاه احزاب، نقش مستقلها و سازوکار اصلاحات آینده شفافتر عمل کند. این مطالبهای مشروع است و بسیاری از اعضای کنگره نیز بر ضرورت آن تأکید دارند. اما تفاوت مهمی میان نقد برای اصلاح و القای بیاعتباری کلی یک پروژه سیاسی وجود دارد.
درباره احزاب نیز باید توجه داشت که کنگره از ابتدا صرفا بر پایه سهمیهبندی حزبی شکل نگرفت. هدف، ایجاد ترکیبی از نیروهای حزبی، شخصیتهای مستقل، فعالان مدنی، زنان، جوانان و نمایندگان گرایشهای مختلف بوده است. در چنین ساختاری، طبیعی است که همه افراد حاضر الزاما «نماینده رسمی» یک حزب نباشند. بسیاری از کنشگران سیاسی در سالهای اخیر، خارج از قالبهای سنتی حزبی فعالیت کردهاند و حذف آنان به بهانه نداشتن معرفینامه رسمی، خود میتواند بازتولید انحصار سیاسی باشد.
همچنین مساله ملیتها و حقوق جمعی نیز موضوعی اساسی و نیازمند گفتوگوی جدی است. اما تقلیل مشارکت نیروهای کرد، بلوچ یا دیگر گروهها صرفا به این پرسش که کدام حزب چه سهمی دارد، میتواند دوباره جامعه متکثر ایران را تنها از دریچه ساختارهای سنتی سیاسی تعریف کند. کنگره هنوز در آغاز راه است و اتفاقا این مباحث باید در فضایی باز، شفاف و بدون حذف متقابل ادامه پیدا کند.
اگر قرار باشد هر تلاش اولیه برای همگرایی، پیش از تثبیت ساختارها، با ادبیاتی مواجه شود که عملا کل پروژه را فاقد مشروعیت معرفی میکند، نتیجه نه دموکراسی بیشتر، بلکه بازتولید همان پراکندگی تاریخی اپوزیسیون خواهد بود؛ پراکندگیای که جمهوری اسلامی همواره از آن سود برده است.
#کنگره_آزادی_ایران نیازمند اصلاح، شفافیت و پاسخگویی بیشتر است، اما همزمان نیازمند فرصتی برای تکامل تدریجی نیز هست.
در این مدت کوتاهی که ایده @if_congress مطرح شده، یک بخش بزرگی از سوالات، در مورد @thisismajid و سابقه ایشان بوده. این مصاحبه چالشی، بعضی از این سوالها را پاسخ میدهد.
آرش جودکی: «مردم دیگر با دست خالی نمیتوانند اعتراض کنند؛ ما وارد فاز دفاع ملی شدهایم»
آرش جودکی، پژوهشگر فلسفه و تحلیلگر سیاسی: «هر کسی که بعد از کشتار دیماه بیاید صحبت از این بکند که ما باید مبارزات مدنی را ادامه بدهیم، یا به خودش دروغ میگوید یا به ما» @arash_joudaki
فکر نمیکنم تا زندهایم داغ این سالها کهنه بشه:
«... همون لحظه تکتیرانداز از روی پشتبوم، از پشت سر شلیک میکنه … به مامانش زنگ میزنند که بیاین سردخونه و شناسایی کنید … دیده بودند که از قسمت پیشونی به بالای سرش اصلا نیست»
#جبار_پناهی_آزاد
تابستان سال ۱۳۷۸
بازجو تقویمم را ورق میزند. میرسد به یازدهم اردیبهشت...
بلند میخواند: «اسارت ستاره»...
تو ستاره بودی؛ ستارهای در شبهای تاریک و بیپایان، در ظلمتی که سراسر میهن را دربر گرفته بود.
اما چرا از تو به گذشته سخن بگویم؟
تو هنوز ستارهای. ستارهای روشن در دل شبهای من و وطن.
یازدهم اردیبهشت ۱۳۶۰ است؛ جمعهای است و تو تازه از زخمی رستهای که زمستان سال پیش، با ضربه قمه مزدوری به نام فرشید اباذری، بر سرت نشسته بود. پزشکان و پرستاران نجاتت دادند، وگرنه مأموران میخواستند همانجا ببرندت.
جمعه است، روز جهانی کارگر.
لباس ورزشی پوشیدهای و میگویی از در خانه ماندن خستهای. میخواهی بروی با بچههای محل فوتبال بازی کنی.
مادر صدایت میزند: «غذای مورد علاقهات ـ کتلت ـ را درست کردم، زود برگرد.»
میروی... اما دیگر برنمیگردی.
نزدیک کوچهمان به سویت شلیک میکنند، تو را بازداشت میکنند و همان سال، اول مهر، اعدامت میکنند.
چشمانت برای همیشه بسته میشود، اما فروغ نگاهت در جان ما روشن میماند.
تو را کشتند، اما زندهای.
در حس عدالتخواهی، در فریاد دادخواهی، در عشق به آزادی، در وارستگی و ایثار...
تو همچنان میدرخشی، در تاریکی میهن، در شبهای تار من.
ما هیچگاه نتوانستیم برایت عزاداری کنیم.
حتی سالگردی برگزار نکردیم، حتی تا سالها سنگ قبر نداشتی و بعدها سنگ قبری بدون عکس که تا کنون همان باقی مانده است.
تا سالها، بسیاری از بستگانمان از ترس، به خانهمان نمیآمدند.
صدای ما در خفقان دههی شصت خفه شد.
اما تو، محمدحسن،
همیشه ستاره بودی.
هستی.
نه فقط در آن تقویم که بازجو ورق میزد، که در دفتر زندگی من،
ستارهای درخشان، همیشه روشن، همیشه حاضر...
از ساعت ۹ شب اروپای مرکزی در نخستین مجمع #کنگره_آزادی_ایران خواهیم بود. شما میتوانید مباحث را به طور زنده از کانال یوتیوب کنگره دنبال کنید.
ما از طیفهای مختلف ناگزیریم و باید کنار هم بنشینیم. امید که این حرکتها گامهای بلندی در مسیر آزادی ایران از هرگونه استبداد باشند.
لینک لایو استریم رأس ساعت 10:30 به وقت ایران از طریق همین صفحه منتشر خواهد شد.
لطفاً تا آن زمان کانال یوتیوب را سابسکرایب فرمایید
تا بهمحض آغاز برنامه، اعلان (Notification) دریافت کنید.
https://t.co/PosTD0fgDt
نخستین مجمع «کنگره آزادی ایران» امشب، ساعت ۸ به وقت لندن، با برگزاری جلسهٔ افتتاحیه آغاز به کار میکند؛ در شرایطی که ضرورت همگرایی نیروهای دموکراسیخواه بیش از هر زمان دیگری احساس میشود و این گردهمایی نویدبخش هماندیشی و همبستگی برای آیندهای روشنتر است.#کنگره_آزادی_ایران