یه روزی میام این توییت رو پیدا میکنم و به نوهام میگم:
این عکس رو میبینی، این برای ما فقط یک عکس نیست!
ما چندین سال چشامون درد گرفت از بس بهش زل زدیم و چیزی که میخواستیم رو پیدا نکردیم.
یهو یادم افتاد اینا جدی جدی تو ماه رمضون بوفه مدرسه رو میبستن که بچهها، "بچههای مدرسهای" هیچی نخورن!!!
بخدا شما از یزید بدترین.
بچه با معده خالی چجوری باید درسو بفهمه؟
اعصابم خرد شد
ولی میدونی چی برام جالبه
اینکه ۱۲ سال مدرسه اسلامی،
۴ سال دانشگاه دولتی با درس های دینی،
۲ سال خدمت مقدس سربازی،
رو هم دیگه حساب کنی ۱۸ سال تلاش بی وقفه جمهوری اسلامی برای نفوذ به مغز ما و تحمیل عقاید خودش به ما ناکام موند :)
ببینید من در رابطه با بچههای دی ماه هیچ شوخیای با هیچکسی ندارم؛
ینی شما عزیز ترین آدم زندگیم باشی کوچیک ترین توهین یا شوخی ای با جون از دست رفتهی اون ۴۰۰۰۰ عزیز بکنی جوری دهنتو میگام که هیچ حرمتی بینمون نمونه.
این خونِ پرنیا خلجی هست، دختری که تو شمشیری تهران با تیر جنگی کشته شد.
این شیر مرد از کشور زد بیرون و داستانش را برام توضیح داد،گفت وقتی بغلش کردم ببرمش عقب تو دستام جون داد.
نذارید فراموش بشن و خونشون پایمال.
جاویدنام
#پرنیاخلجی
رفقا من دربدر دنبال این داروی مادرم هستم
تورو خدا اگه جایی رو میشناسین که داره بهم بگین یا برام بگیرید هزینشو براتون میزنم
اگه کاری هم از دستتون بر نمیاد حداقل یه ریت بزنید برام❤️
دفعه قبلی هم همین بچه های توییتر برام پیدا کردن