وقتي ميخاستم واسه طرح بيام يه شهر ديگه و تنها زندگي كنم بابام تنها شرطي واسم گذاشت اين بود كه نري اونجا بگي خواستگار دارم ميخام شوهر كنم كه نميزارم،هربار هم كه ميرم پيششون تاكيد ميكنه اين پنبه رو از گوشت دربيار من نميزارم شوهر كني.اينجوريم كه مرد من توي داشتن زيد ساده موندم،شوهر؟
بچههااااااا خانوادههای شمام برای ازدواج بهتون فشار میارن؟😭 من ۲۶ سالمه
دیگه واقعا از دست مامانم خسته شدمممممم اگه تو هرجایی بجز این مملکت گه بودم میتونستم خونه بگیرم مستقل زندگی کنم💔
بار اول خیلی بگا میری، آخر شب نفست بالا نمیاد از سنگینی قفسه سینه ات
با فکر اینکه با یکی دیگست ته دلت خالی میشه
بعدش یروز میبینی دیگه بهش فکر نمیکنی
but it will take a long ass time to get there
واقعا به خانوم خوشگلایی که با مردایی اشنا میشن که فمنین انرژیشونو زیاد میکنن حسودیم میشه ، بیشتر مردایی که من باهاشون اشناشدم کاری کردن که دلم میخواست لزبین باشم.