به عنوان یه دختر، خوشگل و خوش هیکل نبودن، همیشه بار سنگینی بوده و ناراحتکنندهست.
تا یه سنی نمیپذیری، تلاش میکنی هنجارهای جامعه رو تغییر بدی، رفتارهای جبرانی انجام بدی، حالا که ظاهرت زیبا نیست، روی طرز فکرت تمرکز میکنی. حتی ممکنه ظاهرت رو دستکاری کنی که ب��تر دیده بشی.
که درسشونم در کنار همهی اینا خیلی خوبه.
یا اگر حتی خیلیای اینایی که گفتم رو ندارن یه استعداد واقعا خاص و پشتکار خیلی قوی ای دارن که وضعیتشون رو تغییر بدن.
حالا من چیکار میکنم؟درس میخونم؛و بله،توی همونم خوب نیستم.
همین.
خیلی وقتا که با هم سنام ارتباط واقعا حس ناکافی بودن میگیرم.نه اینکه خودشون آدمای بدی باشن و بهم حس بدی بدن،نه.
بخاطر اینکه واقعا حس میکنم خیلی نوجوون ترن،چجوری بگم خیلی وقتا پارتی میرن تا تایمای دیروقت بیرونن،پارتنر دارن،در مورد پارتنراشون حرف میزنن با خانوادشون…و جالب اینجاس