As we approach the six-month mark of Iran’s national uprising on January 8–9, the world must hear the truth once again:
in just 48 hours, the Islamic Republic massacred more than 40,000 unarmed Iranians.
شاهزاده رضا پهلوی در یادداشتی برای روزنامه الپائیس، یکی از معتبرترین و پرتیراژترین نشریات اسپانیا و جهان اسپانیاییزبان، هشدار میدهند:
«دیپلماسی دو چهره دارد. یک دیپلماسی که صلح را پاس میدارد و از آزادی دفاع میکند، و دیپلماسی دیگری که به نام گفتوگو، به مماشات تن میدهد و حقوق بشر را قربانی میکند.
جمهوری اسلامی هرگز به هیچ تعهدی پایبند نمانده، مگر آنکه همزمان در تدارک نقض آن بوده باشد. این رژیم همانگونه مذاکره میکند که حکومت میکند. با فریب، پنهانکاری، سرکوب و جنایت.
باور اینکه این بار همهچیز متفاوت خواهد بود، دیگر نه حاصل یک خطای تحلیلی، بلکه نشانهای از چشم بستن آگاهانه بر واقعیت، و شاید حتی همدستی با آن است.»
هممیهنان عزیز،
جمهوری اسلامی میکوشد صدای واقعی مردم ایران را در میان هیاهوی مراسم حکومتی برای یک جنایتکار بالفطره و یکی از منفورترین حاکمان تاریخ ایران پنهان کند. رژیمی فرسوده، پوسیده و رو به زوال، با نمایشهای ساختگی، تبلیغات دروغین و هزینههای هنگفتی که از جیب مردم ایران غارت میشود، تلاش دارد تصویری جعلی از مشروعیت برای خود بسازد.
اما حقیقت ایران جای دیگری ایستاده است؛ در کنار نام و یاد فرزندان دلاوری که با آگاهی، رشادت و فداکاری، در یکی از حساسترین لحظات تاریخ این سرزمین، جان خود را در راه آزادی ایران فدا کردند.
بیش از ۴۰ هزار جاویدنام دیماه، با آگاهی از خطرهای پیش رو، قدم در این مسیر گذاشتند. آنان میدانستند شاید دیگر هرگز به خانه بازنگردند، اما در لحظهای که ایران به آنان نیاز داشت، ایستادند. آنان بر خلاف مزدوران ضحاک، برای وعدههای ناچیز و منافع شخصی به میدان نیامده بودند. آنها، شکوهمند، برای بازپسگیری ایران و هویت ملیمان برخاستند. آنان که از جنس زندگی، باور و نور بودند، در برابر تاریکی ایستادند تا نام ایران زنده بماند؛ و نامشان برای همیشه در تاریخ سرزمین ما ماندگار شد. آنان نشان دادند که عشق به میهن، از ترس مرگ نیرومندتر است.
امروز شش ماه از آن روزها گذشته است، اما برای خانوادههای شریف جاویدنامان، زمان همچنان در همان شبهای دشوار متوقف مانده است؛ خانوادههایی که عزیز و گاه تنها نانآور خود را از دست دادهاند؛ پدران و مادرانی که هر صبح با جای خالی فرزندشان چشم میگشایند؛ همسران، خواهران و برادرانی که در کنار رنج سوگ، فشار تهدید و سرکوب را نیز تحمل میکنند.
این خانوادهها تنها صاحبان یک داغ نیستند؛ آنها نگهبان و امانتدار یاد و فداکاری دلیرترین فرزندان ایران هستند. مسئولیت همه ماست که اجازه ندهیم این بار سنگین را به تنهایی بر دوش بکشند. وظیفه ملی و میهنی ماست که بیش از پیش پشتیبانشان باشیم؛ به دیدارشان برویم، صدای آنان را بازتاب دهیم، یاد عزیزانشان را زنده نگه داریم و در حد توان خود، نگذاریم فشارهای روحی، تهدیدها و دشواریهای مالی، آنان را به سکوت و فراموشی وادار کند.
تاریخ بارها نشان داده است که هیچ قدرتی نمیتواند اراده ملتی متحد را که برای رهایی و ساختن آیندهای بهتر برخاسته است، برای همیشه خاموش کند. راهی که با فداکاری فرزندان جاویدنام ایران روشن شده است، ادامه خواهد یافت؛ تا روزی که ایران به آزادی، دولت ملی و آیندهای شایسته ملت بزرگ ما دست یابد.
پاینده ایران
شاهزاده رضا پهلوی در کمیسیون امور خارجه مجلس نمایندگان هلند:
مردم ایران نمیخواهند شما به جایشان انقلاب کنید. آنها هر روز جان خود را برای آزادی به خطر میاندازند. تنها خواستهشان این است که به سرکوبگران مشروعیت ندهید، تروریستها را تقویت نکنید، و خود را برای روزی آماده کنید که ایران بار دیگر جایگاه شایسته خود را در میان کشورهای آزاد جهان باز خواهد یافت.
Former Dutch Foreign Minister Uri Rosenthal said Reza Pahlavi was, in his view, the most prominent figure to lead Iran’s transition toward a free and democratic country while preserving its territorial integrity and preventing separatism. Dutch MP Ulysse Ellian said Pahlavi’s official talks with the Dutch parliament’s Foreign Affairs Committee sent a message to both the Islamic Republic and the wider world that the “regime’s days are over.”
Recent reports by Western media outlets, including the BBC, CNN, Financial Times (FT), and the Guardian regarding the Islamic Republic’s state ceremonies represent a profound failure of journalistic integrity. By echoing regime narratives, these outlets repeat a dark historical pattern: acting as megaphones for totalitarian propaganda while ignoring state-sponsored atrocities.
In The Gulag Archipelago, Aleksandr Solzhenitsyn documented how Western journalists visited the Soviet Union and repeated Soviet propaganda as reality, completely omitting daily deaths and torture.
Often this is the natural, toxic byproduct of access journalism. Seduced by the professional prestige of “reporting from inside,” these journalists accept a devil's bargain. Their access is tightly controlled and weaponized by the Islamic Republic, permitted only so long as they echo state narratives and ignore the blood on the streets.
We must ask these self-proclaimed impartial journalists:
Did the regime allow you to cover the massive demonstrations of January 8–9, 2026, across hundreds of Iranian cities calling for the overthrow of the regime?
Could you report inside Iran on the black body bags filling the morgues, or the wounded protesters targeted in hospital beds?
Were you permitted to attend the 40th-day memorial ceremonies of the slain protesters?
Whitewashing state spectacles while ignoring ongoing executions and torture is not journalism; it is complicity. And sadly, it is nothing new. Iran is only the most recent, troubling case.
Malcolm Caldwell, the Scottish academic and Guardian contributor, staunchly defended the Khmer Rouge of Cambodia and dismissed reports of massacres. Writing in The Guardian to dismiss the testimonies of those escaping the Cambodian genocide, Caldwell infamously claimed: "A refugee may give an honest account as far as he knows, but it is not necessarily an accurate one."
In The Gulag Archipelago, Aleksandr Solzhenitsyn documented how Western journalists visited the Soviet Union and repeated Soviet propaganda as reality, completely omitting daily deaths and torture. Walter Duranty became infamous for his defense of the USSR and whitewashing of its crimes in the New York Times.
Today, too many Western correspondents deploy the exact same cynical tactics to dismiss the raw testimonies of the Iranian people.
We call on the editorial boards of the Western media institutions to cease the dissemination of state-vetted propaganda, grant equal weight to the voices of the Iranian democratic opposition, and accurately report on the systematic human rights abuses taking place across Iran.
از گولاگ تا تهران: همدستی بسیاری از رسانههای غربی در سفیدشویی جنایات جمهوری اسلامی
گزارشهای اخیر رسانههای غربی، از جمله بی بی سی، سی ان ان، فایننشیال تایمز و گاردین درباره مراسمهای حکومتی جمهوری اسلامی، نشاندهنده سقوط آشکار شرافت و اصالت روزنامهنگاری است.
این رسانهها با بازتاب دادن روایتهای رژیم، یک الگوی تاریک تاریخی را تکرار میکنند: تبدیل شدن به بوق تبلیغاتی حکومتهای توتالیتر و چشمپوشی عامدانه بر جنایات و فجایع حکومت.
الکساندر سولژنیتسین در کتاب «مجمعالجزایر گولاگ» مستند کرده است که چگونه خبرنگاران غربی با سفر به اتحاد جماهیر شوروی، پروپاگاندا و دروغهای حکومت را به عنوان واقعیت تکرار میکردند، در حالی که آمار روزانه مرگ و شکنجه هیچ جایی در گزارشهای آنان نداشت.
اگرچه انگیزه برخی روزنامهنگاران، صرفاً غرضورزیهای ایدئولوژیک آنها است، اما برای عدهای دیگر، این وضعیت پیامد سمیِ "خبرنگاریِ وابسته به دسترسی" است. این خبرنگاران که مجذوب اعتبار حرفهایِ "گزارشگری از درون ایران" شدهاند، تن به معاملهای اهریمنی میدهند. جمهوری اسلامی دسترسی آنان را به شدت کنترل می کند و به عنوان ابزاری برای فشار به کار میگیرد. مجوز فعالیت آنها تنها تا زمانی تمدید میشود که روایتهای رژیم را تکرار کنند و چشم خود را بر خونهای جاری در خیابانها ببندند.
امروز نیز چهرههای رسانهای غربی در ایران دقیقاً همان رویکرد را پیاده میکنند.
ما باید از این روزنامهنگاران مدعی بیطرفی بپرسیم:
آیا رژیم به شما اجازه داد راهپیماییهای بزرگ و سراسری ۱۸ و ۱۹ دی ماه را در صدها شهر ایران پوشش دهید که برای سرنگونی حکومت بر پا شد؟
آیا توانستید از داخل ایران درباره کیسههای سیاه پیکرها در سردخانهها، یا معترضان مجروحی که روی تخت بیمارستانها هدف قرار گرفتند گزارش تهیه کنید؟
آیا اجازه یافتید در مراسم چهلمین روز درگذشت معترضان کشتهشده شرکت کنید؟
سفیدشویی نمایشهای فرمایشی حکومت در حالی که اعدامها و شکنجههای مداوم نادیده گرفته میشوند، روزنامهنگاری نیست؛ بلکه همدستی با نیروی شر است. متأسفانه، این پدیده جدیدی نیست. ایران تنها تازهترین و نگرانکنندهترین نمونه آن است.
این رویکرد یادآور «مالکوم کالدول» است. دانشگاهی اسکاتلندی و نویسنده روزنامه گاردین که سرسختانه از رژیم خمرهای سرخ در کامبوج دفاع میکرد و گزارشهای مربوط به کشتارها را نادیده میگرفت، اما در نهایت خود قربانی همان حکومتی شد که تطهیرش میکرد. کالدول در زمان کتمان نسلکشی کامبوج، در یادداشتی ننگین در روزنامه گاردین ادعا کرده بود: «یک پناهنده شاید روایتی صادقانه تا جایی که خودش میداند ارائه دهد، اما این روایت لزوماً دقیق نیست».
الکساندر سولژنیتسین در کتاب «مجمعالجزایر گولاگ» نشان داد که چگونه روزنامهنگاران غربی به اتحاد جماهیر شوروی سفر میکردند و تبلیغات شوروی را بهجای واقعیت بازتاب میدادند، در حالیکه مرگهای روزانه و شکنجهها را کاملاً نادیده میگرفتند. والتر دورانتی نیز بهدلیل دفاع از شوروی و سفیدشویی جنایات آن در نیویورکتایمز، به چهرهای بدنام تبدیل شد.
امروز نیز بسیاری از خبرنگاران غربی دقیقاً از همان منطق و ادبیات بیرحمانه برای بیاعتبار کردن شهادتها و روایتهای دستاول مردم ایران استفاده میکنند.
ما از شورای سردبیری رسانه های غربی میخواهیم که انتشار تبلیغات حکومتی و تاییدشده توسط رژیم را متوقف کنند، به صدای اپوزیسیون دموکراتیک ایران وزنی برابر بدهند، و نقض سیستماتیک حقوق بشر در سراسر ایران را به درستی و دقت گزارش کنند.