اگه من بگم «سس [قرمز] افتضاحه»، این یه نظره.
اگه بگم «هر کی سس دوست داره احمقه»، این قلدریه.
اگه بگم «چون من سس ندارم هیچکس حق نداره سس داشته باشه»، این استبداده.
اگه بگم «کسایی که سس میخورن خطرناکن و باید محدود بشن»، این تعصب، نژادپرستی، و فاشیسمه.
اگه بگم «هر کی از سس دفاع میکنه باید ساکت شه» این تخریب آزادی بیان و نابودی دموکراسیه.
@seepx@PR37 هرگز همیچین چیزی نبود اگر کسی حجابش کامل نبود هر لحظه امکان این بود که گشت ارشاد بگیرتش من دارم در مورد تهران و بالای شهر صحبت میکنم محلی که زندگی و کار میکردم هیچ وقت به این راحتی کسی نمیتونست بی حجاب باشه
بیخبر از اسارت، از آزادی لذت نمیبرد. نگاه ندا، سهراب، نیکا، مهسا، سارینا، کیان، سیاوش، به آیندهای دوخته که در آن میتوانند آزاد باشند. در نگاهشان این پیام را میشنوم: «آی آدمهای آزاد دنیا که نمیدانید آزادی چیست، مثل ماهی که نمیداند آب چیست، نگاه کنید، یک جایی، یک گوشهی دنیا، زیر همان آسمان آبی شما، دارم جان میدهم در راه به دست آوردن آنچه شما پیشاپیش دارید. از آزادی لذت ببرید، قدرش را بدانید و یادتان نرود که آزادید. و آی آدمهای در بندِ استبداد، فرشتهی آزادی را میبینم و آنقدر زیباست که حاضرم در راهش بمیرم. رؤیایش را از یاد نبرید.
و آی آنانی که سر غنایم جنگ نبرده به جان هم افتادهاید، با شما حرفی ندارم.»
تفکر فاشیستی دقیقاً یعنی همین جهل مطلق! تویی که با توهین قومیتی به کوردها ادعای تمدن داری، حتی نمیدونی همون ۲۵۰۰ سالت روی شونههای تمدن ۱۰ هزار ساله زاگرس بنا شده.
باستانشناسی دنیا ثبت کرده ۱۰ هزار سال پیش، اجداد همین مردم کورد با اهلیکردن "بز کوهی"، انسان رو از غارنشینی به یکجانشینی و تمدن رسوندن. ریشه شهرنشینی و تمدنی که بهش پز میدی، مدیون همون بز کوهی و زاگرسنشینهاست.
خندهدارتر از ادعای تمدنت، ادعای دموکراسیته! در کوردستان هزاران ساله یهودی، مسیحی، شیعه، سنی، یارسان و ایزدی کنار هم زندگی میکنن، اونوقت تو حتی تحمل یک نظر مخالف رو نداری.
شمایی که تا دیروز توی صف رایِ نظام بودید و دیگ نذری میزدید، حالا یکشبه شدید مبارز و اگه کسی نگه "جاوید شاه"، مثل زامبی بهش حمله میکنید. شما نه سکولارید نه شاهدوست؛ فقط یک مشت فاشیستِ بیشناسنامهاید که بوی بدِ تحقیر و جهلتون کل توییتر رو برداشته!
برای نمونه:
این اشکان خطیبی بیشرف همون کسی بود که برای چندرغاز و خایه مالی حکومت میخواست سر دخترها روسری کنه و سربند یا زهرا میبست. اندازه تاریخت گوه بخور.
دختر وزیر رحیمی، کولبر کشته شده در نوسود، با انتشار این ویدیو اعلام کرد درحالی به پدرش شلیک شد که باری بر دوش نداشت. وزیر رحیمی، ۵۷ ساله، بامداد جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵، در منطقه مرزی نوسود از فاصله نزدیک هدف گلوله نیروهای هنگمرزی قرار گرفت و کشته شد.
سفرهى «انقلاب» براى
بعضیها نان داشت، نه درد.
يكى فاند گرفت،
يكى دروغ فروخت،
يكى آدم فروخت،
يكى كاسهى گدايى دست گرفت،
يكى از رنج مردم باج خواهى
احساسى كرد،
يكى كنسرت گذاشت،
يكى بِرَند ساخت،
يكى دنبال فالوئر و شهرت دويد، و يكى هم از خون مردم براى
خودش نردبان ساخت.
بيرون از ايران از اين «يكیها»
كم نيست؛
كسانى كه نانشان را از
فاجعه انسانى در مىآورند.
آنها منتظرند مردم ايران هزينه بدهند،
زندان بروند، جان بدهند، كشته
شوند؛
تا آنها پشت ميكروفون، پشت
دوربين، پشت صفحههاى
مجازى، كاسبى خودشان را رونق
بدهند.
تاريخ دربارهى همه قضاوت
خواهد كرد؛
هم دربارهى كسانى كه براى
آزادى جنگيدند،
وهم دربارهى كسانى كه از رنج
يك ملت، دكان ساختند.
#دیماه_خونین
#مفتبر_های_سیاسی
#صدای_مردم_ایران_باشیم
یک انسان به شکلی هولناک به قتل رسید و خبر قتلش توسط نیمی از اپوزیسیون بایکوت شد چون منتقد آنها بود و باور داشت جمهوری اسلامی و سپاه در بدنه آنها نفوذ کرده.
متهمان به قتل از هواداران پادشاهی هستند. مقتول ادعا کرده بود آنها از خانوادههای سپاه و نیروی نفوذیاند. اگر این ادعا حقیقت داشته باشد یعنی این جمهوری اسلامی در لباس پادشاهیخواه بود که یکی از مخالفانش را به شکل فجیعی کشته، شما پادشاهیخواهان چرا به خودتان گرفتهاید و اقدام جمهوری اسلامی را بایکوت میکنید؟!
یعنی اگر کسی منتقد یا حتی مخالف گزینه منتخب شما باشد، حتی اگر توسط جمهوری اسلامی کشته شود اهمیتی ندارد؟ این نوع موضعگیری ترسناک است!
امروز دادگاه #مسعود_مسجودی تشکیل میشود.
@Saharaminy به هر حال همین که الان حواب دادین ازتون ممنونم باز هم میگم شما هیج وظیفه ای ندارین به همه جواب بدین اما خوب کسی که کارش گیر هست منتظر میمونه امیدوارم همچنان موفق باشید
@Saharaminy خیلی ممنون که الان جواب دادین من اینجا و در اینستاگرام به شما پیام دادم وبعد از سلام دیگه جوابی نگرفتم و بعد پیام اینستاگرام رو پاک کردم خودم .متاسفانه در اون زمان بینهایت نیاز به مشاوره و راهنمایی در مورد وب دیزاین داشتم به هر حال شرایط مجبورم کرد که راه دیگه ای رو برم