آره بابا جنگ بده!
ولی تا حالا مجری صدا و سیما به ملت خودش گفته «ننهتون رو به عزاتون میشونیم؟ برید به همه بگین؟»
همینه که ملت ایران جنگ را به این حرامزادهها ترجیح میدهند.
نظر میرحسین موسوی نسبت به تاریخ و تمدن ایران: «خرابههای تخت جمشید را از خاک بیرون کشیدند و تاریخ ساختند تا ملت اجبارا به تاریخ بیگانه از اسلام افتخار کند.»
این اتفاقات باعث شد همه کلیشه های اشتباهی که تو ذهن مردم کرده بودن فرو بریزه و اعتبارشو از دست بده
نه لرها مخبر و سپاهی بودن نه پزشکا پولپرست بودن نه کردها تجزیهطلبن نه مشهدیا و قمیها طرفدار حکومتن
و اینکه چقدر مردم ایران شریف و شجاعن
#r2pforiran#iranmassacre
عرزشیهای تابلو رو اگر بیخیال بشیم، الان آخوند به کونها چند دستهی نسبتا مخفی هستن :
۱-گروه "تاریخ نخوندهاید مگه؟"ها. اینا عمدتا چپیهای وطنی و اصلاحطلبهای سن بالا و بقیهی چس کتابخونا هستن. ممکنه حتی به ظاهر مخالف جا هم باشن، ازینا که "خودمون هم نقد داریم، ولی..."
۲- گروه "عراق و لیبی رو مگه ندیدین؟". اینا گروههای مذهبیتر و متمایلتر به حکومت هستن، مطالعاتشون محدود هست به اخبار و روزنامههای جا. به قول خودشون "سواد رسانه" هم دارن. کلیدواژهی اصلیشون هم "تجزیهی کشور" هست.
۳- دستهی "از تو کولهی سربازهای خارجی". اینا شامل نیمچه روشنفکرها، مذهبی صورتیها به اضافهی نسل جوونتر طرفدارهای میرحسین و خاتمی و تاجزاده و بقیهی این کسشعرا،در کنار اینایی که اگر کافه و پاستا و عکسهای ماهیانهاشون به راه باشه دیگه مشکلی ندارن، به اضافهی کسخلهایی که اولویتشون مخالفت با پهلوی هست جای آخوند. طرفدارهای افراطی ززآ اینجا زیادن نسبتا.
۴- دستهی "پناهجوهای سوری و اکراینی رو ندیدین؟" مگهها. اینا عمدتا آخوند به کونهای خارج از ایران هستن، شامل تولههای افراد متصل به حکومت، دانشجوهای فریپلستاین، چپولهای بینالمللی و ووکها و بقیهی این کسخلایی که معتقدن برا اعتراض فقط باید برن تو خیابون ممه نشون بدن.
اینا عمدهاشون هستن، گروههای پراکندهتری هم مثل "رو سرمون بمب میریزن" و "پاشو بیا ایران تو هم بعد بگو جنگ بشه" و اینا هم هستن که نهایتا اگر خوب آنالیزشون کنی میتونی تو یکی از همون بالاییها جاشون بدی.
این بود تحلیل من از اکانتهایی که این چند روز زیاد دارن سروصدا میکنن.
راهکار؟ درجا بلاک، بدون بحث.
#IranMassacre
جالبه برام، دوستای چپ و اصلاح طلبم با استدلالهایی که نتیجهش حمایت از پهلوی میشه موافقن ولی نمیتونن نتیجه استدلالیشون رو به عمل تبدیل کنن.
دچار بحران هویت میشن و پنیک میکنن. چون قبول این مسئله به معنی اینه که پنجاه سال مبارزشون از بیخ غلط بوده.
روایات مختلفی از دوستام شنیدم ولی این روایت از شجاعت تا ابد تو ذهنم میمونه :
پنجشنبه ۱۸ تیر ، رشت:
پیرمردی پیشتاز جمعیت ، سر و صورت خونین و پر از ساچمه ، با چشمهایی که معجزه آسا سالم موندن ، بر میگشت و به پشت سریها میگفت
میبینین؟! ساچمه آدمو نمیکشه! بیاین جلو ! 😓