آیا #رضاپهلوی واقعا در نشست حقوق بشر #سازمان_ملل شرکت کرده بود؟
از سال ۲۰۱۳ تا الان بطور مرتب در نشستهای شورای #حقوق_بشر سازمان ملل متحد شرکت میکنم و هر دوره نیز در ارتباط با وضعیت حقوق بشر در #ایران و بطور اخص مشکلات #قشقایی ها سخنرانی میکنم .
تمامی نشستهای شورا در صحن علنی که در عکس و فیلم زیر میبینید برگذار میگردد. علاوتا همیشه برخی نشستهای جانبی نیز در خلال نشست شورا در سالنهای مجاور برمیگذار میگردد که در آنها هم اگر فرصتی کنیم شرکت میکنیم.
یعنی اینکه تمام سالنهای ساختمان مقر سازمان ملل و همچنین در ودیوار و حیاط و کنار و پشت و بالا و پایینش را ریز به ریز در این ۱۰ سال گشته ام و با جزئیاتش میشناسم اما جایی که رضا پهلوی سخنرانی کرد به هیچعنوان در مقر سازمان ملل نبود.
علاوه بر این شورای حقوق بشر سازمان ملل اصلا در این تایم (۱۸ فوریه) هیچ نشستی در تقویمش ندارد!!
نشستهای دوره ای شورای حقوق بشر در تقویم این شورا در وبسایت سازمان ملل با جزئیاتش نوشته شده و همگان میتوانند از زمان و نحوه برگذاری اش دقیق مطلع شوند.
اینکه چرا رضا پهلوی و پایه میکروفون های اجاره ای او ( #منوتو و #اینترنشنال ) حضور او در جایی دیگر را در روز روشن بنام شرکت در نشست شورای حقوقبشر برای مردم فاکتور میکنند نیز از عجایب روزگار است که فقط و فقط در مرز پرگهر میتوان دید.
در این ایام فقط نشسته ام و دست و پا زدن ها و جیغ جیغ های این فاشیستهای ابله را میبینم و از اعماق وجودم لذت میبرم!
همانگونه که انقلاب #زن_زندگى_آزادى چهره جریان سلطنت طلب را عریان نموده و پوچی و فضاحت و رذالت این جریان را برای عموم مردم ایران آشکار نمود این انتخابات اخیر هم چهره قومگرایان پارسی را که یک قرن پشت نقاب ملی گرایی و ایرانگرایی پنهانش کرده بودند آشکار کرد!
اعتراف میکنم گفتمان #هویت_طلبی در همین سه هفته اخیر به اندازه کل چهار دهه کوششها و تلاشهای فعالان هویت طلب در ایران رشد داشت ! فعالان هویت طلب شبانه روز مینوشتند و تلاش میکردند تا موجبات بیداری عمومی مردمانشان را فراهم آورند اما به دلیل تبلیغات وسیع و هجمه های گسترده ای که از سوی تمامیت رسانه های فارسی زبان بر علیه این فعالیتها جاری بود همواره با انگ و اتهامهای رنگارنگی نظیر پان و تجزیه طلب و ایران ستیز و … مواجه بودند و همین امر هم سبب نوعی ترس و بدبینی در بین مردم شده بود اما موضع گیری ها و حملات افرادی نظیر دهباشی و امیراحمدی و …. که به صورت یکپارچه و متحد هم از جانب عوامل حکومتی و هم عوامل اپوزیسیون به فردی چون #مسعود_پزشکیان که خود از افراد ذوب در ولایت است سبب بیداری گسترده قشر خاکستری و عموم مردمی شد که تا پیش از این مرعوب و مغلوب تبلیغات صد ساله قومگرایان پارسی شده بودند!
اکنون به لطف جیلیز و ویلیزهای امثال #دهباشی نقاب از رخ قومگرایی پارسی نیز برافتاده و مردمان عادی دانستند که تمام این انگ واتهام ها و وطن وطن کردن ها صرفا ابزاری برای سرکوب و خفه کردن صدای فعالان هویت طلب و حفظ برتری خودشان است و پشیزی هم نمی ارزیده است!
اتفاقی بس مبارک و میمون که یقینا تمام معادلات را زین پس تغییر خواهد داد و این فقط به برکت شدت تمامیت خواهی و نژادپرستی و ترک ستیزی این قومگرایان پارسی حاصل شده و در آینده نیز مسیر رفع تبعیضها و استقرار برابری و آزادی و دموکراسی در ایران را هموار خواهد کرد.
برای #توماج_صالحى
من اساسا بیش از یک دهه است که امیدم به آنچه که اپوزیسیون نامیده میشود را از دست داده ام تا پیش از خروجم از ایران کورسوی امیدی داشتم اما وقتی چند دستگی و فرد محوری و عدم پایبندی به موازین حقوق بشری و دموکراتیک را در طیف وسیعی از اشخاص و گروه های به اصطلاح مخالف رژیم در خارج از کشور را از نزدیک وتا مغز استخوانم لمس کردم دلیل به درازا کشیدن عمر رژیم و موفقیتش در همراه کردن دولتهای غربی با خود را بخوبی فهمیدم.
رژیم جنایتکار روانشاختی بسیار دقیقی از جامعه ایرانی و سویه های فکری و روحی و روانی شان دارد و به اصطلاح رگ خواب ما جماعت ایرانی را خوب میداند و با همین شناخت دقیق هم در تمام سطوح و لایه های همه مخالفانش عمیقا نفوذ کرده و هر آنچه را که میخواهد با ایران و جامعه ایرانی میکند.
تحلیل این مساله نه در این مقال میگنجد و نه موضوع این نوشته است صرفا گریزی کوتاه بر بلایی بود که بر سر ما ایرانیان آمده که در جایی که حکم اعدام یکی از شریف ترین فرزندان این سرزمین اعلام میشود به جای آنکه تمامیت اپوزیسیون و مردم مخالف ،یکپارچه آتش شده و بر سر رژیم ببارند گروهی که از قضا مدعای ایران دوستی اش گوش فلک را کرده و تمام مدیا و قدرت رسانه را در دست دارد همصدا و همسو با رژیم به تطهیر حکم اعدامش برخاسته و در اقدامی حیرت آور وابستگی به مجاهدین را هم به #توماج منتسب میکند تا هیچراه گریزی برای نجات او باقی نماند.
شگفت آنکه در کمال وقاحت از نمایشی بودن این حکم وعدم اجرایش سخن میگوید.
این داستان اصلا برای ما غریب نیست. دقیقا طوماری بود که پیش تر برای زنده یاد #روح_الله_زم پیچیده و بر سر دارش بردند . برای اوهم پروژه بودن و مهره بودن را علم کرده و به هنگام اعلام صدور حکم اعدامش عینا همین پروپاگاندا را طرح نموده و مسیر مرگش را هموار نمودند.
اکنون تاریخ در حال تکرر است و با همان شیوه آشنا قدم قدم توماج را به حلقه دار نزدیک ونزدیک تر میکنند.
به گمانم توماج هم برای رژیم وهمبرای مردم ایران یک امتحان بزرگ است. بزنگاهیست که سرنوشت و آینده ایران را تا حدودی روشن میکند. این شاید آخرین فرصت مردم ایرانست که خودشان را به یاد آورند فرصتی برای بازگشت به خود و رهایی از تمام بازی هایی که رژیم در آن گرفتارشان کرده است. فرصتی برای زدن ریشه سرطانهایی که درونشان ریشه زده و ذره ذره آبشان کرده است.
بزنگاهی است که اگر به سلامت از آن بگذرند پس از آن روشنایی و امید باز خواهد گشت و طومار رژیم را هم خواهد پیچاند .
به عبارتی بر سر یک دوراهی بسیار سرنوشت ساز ایستاده ایم . اعدام توماج به معنای زندگی برای رژیم و پیروزی اش در بریدن نفس ایرانیان و دار زدن آزادی وانقلاب خواهد بود و نجات توماج بی تردید مرگ رژیم را سرعت خواهد بخشید.
امروز هر ایرانی یک توماج است وسکوتش به معنای تایید مرگ خودش است.
سکوت نکنیم
#توماج_صالحى_آزاد_باید_گردد
بازداشت یکماهه #خسرو_بهادری_قشقایی، کنشگر مدنی قشقایی و بیخبری از علت بازداشت، مکان و وضعیت وی.
او از نوادگان ایلخانی قشقایی است و در حوزه مدنی #قشقایی فعالیتهای قابل توجهی داشته است،گمان میرود دلیل بازداشت ایشان موضع وی در امتناع از شرکت در #انتصابات جعلی رژیم فاسد آخوندی باشد
تامغانگاری جوانان قشقایی در شیراز
بعداز غائله فاشیستها و اوباش ایرانشهری در جمع آوری تخم مرغهای تزیین شده با نقوش تامغاهای تورکی در تبریز و تبلیغات سخیف برعلیه تاریخ تورک، موجی از بیداری و واکنش اجتماعی از سوی همه تورکهای حوزه ایران در پی داشت.
تصاویر بالا از تامغانگاری جوانان قشقایی در شیراز بر روی دیواره های شهری است.
🔹️تامغا(دامغا، تامقا...) به معنی مُهر، نشان و داغ است.
هر يك از طوایف ترک تامغا يا نشان مخصوص خود را داشتند كه برگرفته از اعتقادات، باورها و افسانه های کهن و سرگذشت تاریخی آنها، همچنین نشانه تمایز و وجه شناختی آنها بوده و قدمتی چندهزار ساله دارد.
محل استفاده تامغاها در
_سنگ قبور و بناهای آرامگاهی
_تزئینات بناهای مهم مثل ارگهای حکومتی، کاخ ها، مساجد و ...
_نقوش دستبافته ها مثل گبه، گلیم و ...
_حکاکی و سنگ نگاره ها
_بایراق و پرچمهای حکومتهای تورک
_سکه های ضرب شده توسط حاکمان
_بر روی دامها و مایملک
و ... بوده است.
امروز نیز در طراحی لباس و نمادهای فرهنگی و در عرصه های گرافیکی و تصویری متنوع بکار گرفته میشود.
تامغا بخشی مهم و جدایی ناپذیر از تاریخ و فرهنگ تورک، بخصوص ایلات ۲۴گانه اوغوز است، بطوریکه طوایف تورک، از قزاقها و ایلات ساکن قفقاز، ترکیه، ترکستان شرقی تا تورکهای ساکن در ایران؛ تورکمن، تورکهای آزربایجان، قشقایی و دیگر طوایف افشار، خلج، اینانلو، بهارلو، نفر، ....) نقش تامغای مخصوص خود را در عناصر فرهنگی_هویتی خود مثل دستبافته ها(گبه، گلیم، جاجیم و ...)، سنگ قبور و پرچم ها و ... استفاده میکنند.
تامغای #قایی با علامت IYI وIVI از معروفترین تامغاهاست که متعلق به ایل قایی یکی از ایلات ۲۴گانه اوغوز و تشکیل دهنده امپراطوری عثمانی و همچنین شاکله ایل قشقایی است.
#فاطمه_داداشزاده ها تکثیر میشوند!
پس از وقایع خرداد ۸۵ کمتر واقعه ای به اندازه ماجرای تخم مرغ های تبریز در میان ترکان ایران موج بیداری ملی و تحریک احساسات هویت طلبانه را چنین سرعت بخشیده بود اینک اما به لطف نژادپرستان و ترک ستیزان ، فاطمه ها در حال تکثیرند.
بی هیچ تردیدی اگر هجوم گله ای و وحشیانه نئونازیها و انسان ستیزان ضد تورک به اثر هنری فاطمه داداش زاده نمیبود احدی نیز حتی از وجود چنین تخم مرغهایی خبردار نمیشد اما الان فراتر از مرزهای ایران هم این واقعه بازتاب یافته است.
بیش باد چنین دشمنان نادانی.
.
اوغوز بایرامینگیز، یئنگی ایلینگیز قوتلو اولسون
نوروز مبارک باد .
سئوگیلی قشقایی لار و شرفلی واری تؤرک میللتی :
بیر ایل داها واری چتین لیگ لری، شادلیگ و غم لری ، یاخچی و یامان لاری نان گچدی و بوگؤن یئنگی بیر ایلینگ بیرینجی صفحه سی نی آچدیگ. بو یئنگی ایل ده وارینگیزه گؤینو خوشلوگ، ساغ لیگ و سلامتلیگ و برکت اومود ائدیرام. آرزوم بودور کی بوایل بو جانی رژیمینگ ریشه سی قازیلا و بو ۴۵ ایل ظولم و جنایت و قارانلیگ آرادان گئده .
قشقایی و گؤنئی خلقی نینگ ده واری ایران خلقی تکین تک قورتولوش یولو ( راه نجات) بو رژیمینگ گئدمگی دیر آما بیزیم یولوموز چوخ داها چتین دیر و وارلیگیمز و دیرلیگیمیز ایچین بیر و تک یوموروق اولدوگوموز شرط دیر. رژیم و بعضی دوشمنلر ایچیمیزه نفاق آتیر و تؤرک بیرلیگی نی ایستمیر .
اومود ائدیرام کی قشقایی و واری گؤنئی تورکلاری ( تورکان جنوب) ( باهارلی، اینانلی، نفر و …) گله جگیمیز ایچین تفرقه سالان لارا میدان وئرمه یه و گؤجلو و شرفلی بیر تؤرک بیرلیگی ایچین واری گؤجؤنو اورتایا قویا.
ساغ اولونگ، وار اولونگ ، اوغوز بایرامینگیز قوتلو اولسون.
………………………………………
نوروز را به همه تورکان جنوب ( قشقایی،باهارلی، اینانلی، نفر) آزربایجانی ، تورکمن و همسایگان عزیزمان اعم از باصری و لر و سرخی و شولی و اچمی و فارس و مردم کل ایران تبریک گفته و آرزوی سلامتی و شادکامی برای همه در سال جدید دارم.
آرزو میکنم امسال سال سقوط رژیم جنایتکار اسلامی و رهایی و آزادی برای مردم ایران باشد. همبستگی و یگانگی تنها راه ممکن برای پس زدن و برانداختن این رژیم ننگین است و امیدوارم در سال پیش رو منیت ها را کناری نهاده و تکتکمان برای همبستگی و یکی شدن بکوشیم.
عیدتان مبارک، جانتان خوش باد.
روح الله مرادی قشقایی، سوئیس.
یکم فروردین ۱۴۰۳.
دیپلماسی فالو-آنفالو از صدر تا ذیل #فرقه_پهلوی را شامل میشود نه فقط خود شازده.
مانقورد فرقه شان که شبانه روز پاچه مردم را میجود آنقدر ناتوان از پاسخ دهی است که فورا با سرعت برق وباد بلاک میکند.
فاصله بین مطلبی که نوشتم تا بلاک کردنش ۱ دقیقه نشد!
خاک بر سر آن فرقه ای که تئوریسین و تاریخدانش بی هویت بدبختی چون توی #نفوذی_سپاه باشد.
وقاحت و بیشرمی این #مانقورد به حدی رسیدهکه از لفظ جنگلهای آمازون برای توصیف #اتنیکهای_ایران و کنشها و مطالباتشان استفاده میکند.
#زن_ستیزی، تهدید ، عربده کشی و نفرت پراکنی با ادبیات چاله میدانی و آکنده از خشم و کین فصل مشترک همه #فاشیستها و خودملیگراپندارن است ولی این مانقورد دیگه نوبرشاناست و برای اینکه وفاداری و خاکساری اش به بارگاه مرکزگرایان ثابت نماید هیچ حد و مرزی نمیشناسد.
#ناسیونالیزم_ایرانی که اساسا خودش یکی از بزرگترین عوامل بحران اتنیکی-ملی و از موانع اصلی تکوین #دموکراسی در ایران است با داعیه گری این اوباش فحاش و دریده زبان به سبزه نیز آراسته شده است.
مشکل درست از جایی آغاز میشود که ناسیونالیزم ایرانی میکوشد با جعل وتحریف و تغییر وپل زدن میان زمان حال وایران باستانی ، قرائتی اسطوره ی و ازلی و ابدی از یک قوم و زبان و فرهنگ خاص در سرزمینی که در تمام طول تاریخش چندفرهنگیوچندزبانی بوده است برکشیده و #هویت_ملی ایرانی را بر چنین شالوده ای که مبتنی بر نژادپرستی و #ترک_ستیزی و #عرب_ستیزی است تعریف نموده وبه زور سرنیزه رضاخانی
بر همه تحمیل نماید و هر آنکس که این سلطه ناموجه را به پرسش گرفت حق حیات از او سلب گردد .
این قرائت از تاریخ ایران و این برساخت از هویت ملی از همان ابتدا عامل #گسست_ملی و محکوم به شکست بود وصرفا به زور قوه قهریه حفظ شده بود که به محض وقوع خلأ قدرت با تشکیل جمهوری های #آزربایجان و #مهاباد به آشکارترین شکل ممکن خود را نشان داد.
اتنیکهای ایران صاحبان هزاران ساله این سرزمینند و تمامی کنشها و کوششهای آنان در این صد سال برای پس زدن این ناسیونالیزم ویرانگر غیرملی و ایجاد #برابری و #رفع_تبعیض بوده است. #احزاب و سازمانهای مدنی و سیاسی نیز مطالبات بخش بزرگی از این اتنیکها را نمایندگی میکنند و خیلی از آنان نیز به حل مساله در چارچوب ایران معتقد بوده و #فدرالیسم را آلترناتیوی مناسب برای فردای ایران میدانند .
ترک بودن عرب بودن کرد بودن و … کوچکترین منافاتی با ایرانی بودن ندارد اما این ناسیونالیزم پرخاشگر ایرانی است که با ارائه تصویر وتفسیری کاملا نادرست از ایران وتاریخ و ماهیتش هویت اتنیکی ایرانیان را در تقابل با ایرانی بودنشان قرار داده و بر اساس مفروضات غلط به تعریف مفاهیمی چون #هویت_ملی و #ملت پرداخته و زمینه را برای پاچه گیری و فحاشی این مانقورد بی هویت و اوباش هم کیشش فراهم نموده تا اینگونه بیشرمانه و وقیحانه به اتینکهای غیرفارس ایران اهانت نمایند و هرگونه کنش و کوشش فعالان اتنیکی را با هوچیگری و زننده ترین ادبیات هدف گرفته و در تعارض با ایران و ایرانیت جلوه دهند .
بنابراین بی هیچ لکنت زبان و اما و اگری این ناسیونالیزم با تمام متعلقاتش باید نقد شده و پس زده شود تا چنین اوباشانی نتوانند با سواستفاده از احساسات مردم و بکار بردن چند واژه چون ملت و میهن و وطن به تفرقه افکنی پرداخته و فضا را به نقطه بی بازگشت بکشانند.
مرداد ۱۳۹۰ که از #ایران خارج شدم به دلیل ممنوع الخروجی مجبور بودم قاچاقی بروم. بیش از ۲۰۰ نفر ایرانی و افغان و پاکستانی پس از ساعتها پیاده روی از کوههای مرزی رد شده و به روستای یوکسک اُوا رسیدیم . پس از چند ساعت استراحت قاچاقبر تا #وان همراهیم کرد و اونجا با #پاسپورت_ایرانی جعلی که بهم داده بود سوار اتوبوس به مقصد #استانبول شدم .
در اولین ایست بازرسی ژاندرمری که پاسپورتها را کنترل میکرد گیر کردم. من و چند #افغان که پاسپورت نداشتند را پیاده کرد و به دفتر برد. در آن گیرودار فرصتی پیش آمد و به #زبان_تورکی گفتم
«من فکر میکردم ترکیه وطنهمه تورکهاست نگواشتباه میکردم»
با تعجب فراوان نگاهم کرد و گفت کی هستی اهل کجایی مگه ؟ گفتم
#تورک_قشقایی هستم از جنوب ایران.
از شانس خوشم طرف #میللیتچی بود و اطلاعات خوبی هم داشت و #قشقایی رو هم کاملا میشناخت. چای و سیمیت بهم داد و نیم ساعتی راجع به همه چیز از جمله اینکه چرا قاچاقی آمده ام صحبت کردیم . سوار اتوبوس بعدی که به #آدانا میرفت کرد و به راننده هم سفارش کرد هوایم را داشته باشد.
این اولین بار بود که من با یک ترکیه ای صحبت میکردم و تقریبا ۹۰ درصد صحبتهای همدیگرو براحتی میفهمیدیم آنجا بود که بینهایت به #زبان_مادری ام عشق ورزیدم و از اینکه سالها برای رهایی اش از چنگال #قومگرایان مرکزگرا و اعتلایش کوشیده بودم به خودم بالیدم .
بعد هم که به #سوئیس آمدم بواسطه همین زبان مادری ام درهای بیشماری به رویم گشوده شد. ایرانیان ساکن اروپا بخوبی میدانند که زبان تورکی در اروپا چقدر کاربرد دارد و بخش قابل توجهی از صاحبان مشاغل و کارفرماها مثل فروشگاه های زنجیره ای، هتلها ، رستورانها و کبابی های زنجیره ای ، ترانسپورت و حمل و نقل و …. ترکیه ای هستند و کسانی که زبان تورکی را بدانند به سرعت میتوانند کار پیدا کنند و یا بخشی از مشکلاتشان در ارتباطات حل شود.
به هر روی یاوه های مضحکی که این اکانت معلوم الحال بالا آورده مطلقا ارزش پاسخگویی هم ندارد و برای من نیز صرفا یادآوری خاطره ای شیرین از نخستین سفرم به ترکیه را سبب شد که خواستم با دیگران به اشتراک بگذارم .
وگرنه یک قرن تمام است که زبان تورکی و مشخصا #هویت_تورک در ایران آماج نفرت پراکنیو #ترک_ستیزی فاشیستهای نژادپرستی است که تلاش میکنند هویت تورک را در تقابل و تعارض با ایران و #هویت_ملی ایرانی قرار داده و بیشرمانه و ابلهانه با توسل به یاوه سرایی برای ده ها میلیون تورک #قشقایی و #آزربایجانی و #تورکمن و #خلج و #افشار و #بایات و #اینانلی و #باهارلی و #نفر و #بیچاقچی و … که از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب ایران زندگی میکنند هویت #آذری و غیر تورک بتراشند.
زبان تورکی زبان ده ها میلیون شهروند تورک ایران است و فارغ از اینکه #آموزش_به_زبان_مادری حق طبیعی و ابتدایی همه انسانها بویژه مردمان غیرفارس ایران است دانستن چنین زبانی که چند صد میلیون گویشور در جهان دارد و زبان دوکشور همسایه ایران است که از قضا هر دو مقصد گردشگری خیل کثیری از ایرانیان هستند حتی برای غیرتورکهای ایران هم کاملا مفید و کاربردی است .
ضمن تبریک ۲۱ فوریه (۲اسفند) به عنوان روز جهانی #زبان_مادری امیدوارم روشنفکران و نیک اندیشانی که ایران را با تمام فرهنگها و زبانهایش دوست میدارند از زیر یوغ ناسیونالیزم پرخاشگر و دگرستیز ایرانی رها شده و دوشادوش فعالان اتنیکی برای تحقق آرمانهای دموکراسی و آزادی که آموزش به زبان مادری و پذیر ش تکثر وپلورالیسم نیز یکی از مهمترینهایش است علیه رژیم جنایتکار اسلامی هم آوا شوند.
یک؛ مفهومی بنام «#اتنوفاشیست» در هیچ ترم بین المللی تعریف نشده و صرفا توسط افراد یا گروهی که خود بطور سیستماتیک «اتنوسنتریزم ( قوم محوری» را اِعمال ویا در آن ذینفع هستند برای سرکوب گروه های فرودست بکار میرود.
دو: در یک کشور #چندفرهنگی و #چندزبانه «زبانهای ملی»کارکرد دارد نه #زبان_ملی. تمام زبانهایی که در درون یک جغرافیای ملی کارکرد دارند #ملی هستند. استاتوس #زبان_فارسی در ایران صرفا #زبان_رسمی است.
سه: پیش نیاز تحقق دموکراسی پذیرش تکثر و تنوع فرهنگی -زبانی و محترم شمردن حقوق تمام شهروندان یک کشور است نه تخصیص تمام بودجه و امکانات و منابع به یک زبان، ملی نامیدنش و بریدن زبان سایرین! پیش نیاز تحقق دموکراسی زدودن تمام اَشکال #تبعیض و #نابرابری است نه عادی سازی #فاشیزم و #نژادپرستی و #دگرستیزی!
گفتمان مشترکی که دموکراسی کارآمد #هند با بیش از ۲۰۰ زبان سراسری را رقمزده است بر بستر یک زبان کاملا بیگانه و غیر هندی بدست آمده است!
#آمریکا نه تنها مفهومی بنام زبان ملی ندارد بلکه در قانون اساسی اش زبان رسمی هم مطلقا تعریف نشده و انگلیسی صرفا زبان دوفاکتو است!
#سوئیس ۴ زبان رسمی سراسری !
#بلژیک ۳ زبان رسمی سراسری.
#آفریقای جنوبی ۱۱ زبان رسمی سراسری!
لوکزامبورک، کانادا ، بولیوی و ….
نمونه هایی از دموکراسی های تمام قاره ها را نوشتم تا بدانید خودملیگرا پندارها چطور همه مفاهیم را به ابتذال کشانده و برای حفظ و تداوم هژمونی #تک_زبانی ارزشهای دموکراسی را نیز به سخره گرفته اند.
گفتمان دموکراسی نه تنها در هیچ کجای جهان حول امر موهومی مثل زبان ملی یا رسمی شکل نگرفته است بلکه بالعکس تبعیض قومی-فرهنگی-زبانی یکی از مهمترین موانع استقرار دموکراسی است و تمام جوامع دموکراتیک نیز با گذار از ناسیونالیزم افراطی بدان دست یافته اند.
عمق فاجعه ای بنام #ناسیونالیزم_ایرانی را درست در چنین مواردی باید دید.
ذهنیتی که مولود این ناسیونالیزم است #هویت_ایرانی را متفاوت و برتر از دیگران انگاشته و عمیقا باور دارد ایرانی بافرهنگ و متمدن است.
ایرانی #تروریست نمیشود گروگان نمیگیرد کار بد نمیکند!
این ذهنیت میگوید گروگانگیر قطار سوئیس حتما عراقی ترکیه ای پاکستانی افغانستانی هندی سوریه ای و … است اما قطعا ایرانی نیست!
و اینهمان بلایی است که #ناسیونالیزم_آریایی بر سر این سرزمین و مردمش آورده است.
هویت و انگیزه گروگانگیر هنوز بطور کامل از سوی پلیس #سوئیس اعلام نشده اما اصلا فارغ از اینکه این فرد ایرانی باشد یا نه ، آنچه که جای نقد جدی و صریح دارد این ذهنیت خطرناکی است که ایرانی را منزه میداند و حاضر نیست این حقیقت که ایرانی ها هیچ تفاوتی با مردمان هیچ جای جهان ندارند را بپذیرد.
اینکه ایرانی هم مثل هر ملیت دیگری تروریست و قانون شکن و بنیادگرا و افراطی و … دارد. اینکه ایرانی ها همگی کارمند ناسا و استاد هاروارد نبوده و پناهندگان ایرانی هم مثل سایر ملیتها هم کمک سوسیال میگیرند هم جرم و جنایت میکنند هم قانون شکنی میکنند و ….
بدتر از وجود #نژادپرستی ، انکارِ وجود نژادپرستی است، کاری که اکثریت مطلق سیاسیون و فعالان و جامعه روشنفکری ایرانی در این دهه ها بخوبی انجام داده و همواره آن را زیر فرش کرده و صورت مسأله را پاک کرده است.
تحقیر و تمسخر و جوک قومیتی و خودبرتربینی و همسایه ستیزی ترک و عرب ستیزی و همه و همه را به توجیه مضحک تفاوت فرهنگی تقلیل داده و ذات مخرب و ویرانگر ناسیونالیزم افسارگسیخته ایرانی را مبرا کرده است.
و طنز تلخ ماجرا آنست که یک ایرانی شبانه روز هشتگ #سپاه_تروریستی_پاسداران زده و غرب را بابت قرار ندادنش در لیست تروریستی به صلابه میکشد اما همزمان خودرا شرحه شرحه میکند که ایرانی بافرهنگ است و ترور نمیکند و گروگان نمیگیرد!
تصور میکند اگر اروپایی ها بفهمند یک ایرانی گروگانگیری کرده است آبروی آریایی شان میرود! نمیداند و یا بهتر است بگویم نمیخواهد بپذیرد که هیچ تفاوتی بین یک ایرانی با ترکیه ای یا افغانستانی یا پاکستانی برای فرد اروپایی نیست و اکثریت مطلقشان اصلا نمیدانند ایران در کجای کره خاکی واقع است!
گویی که چند میلیون کارمند #سپاه_تروریستی و #نیروی_انتظامی و #بسیج ایرانی نبوده و از کرات دیگری آمده اند. گویی که این همه جنایت و ترور و خشونت و وحشی گری در داخل و خارج اصلا رخ نداده است !
اینکه شاهپرستان و سلطه طلبان توهم اکثریت داشته و چپ و راست میگویند مردم #رضاپهلوی را صدا میزنند بخشی از اون ریشه در باورهای #شیعیان دارد.
ظهور #منجی و نجات دادن مردم یکی از قدرتمندترین باورهای پیروان #شیعه است .
گرچه اکنون دیگر #دین و #مذهب نقش بسیار کمرنگی در زندگیمردم داشته و دین گریزی به بالاترین سطح خود رسیده است اما بسیاری از باورها دیگر کارکرد مذهبی نداشته و در طول قرنها به جهان بینی و فسلفه سیاسی-مبارزاتی بدل شده است.
در جامعه #قشقایی نیز که خودم متعلق به آنم و بیش از دو دهه در بالاترین سطوح سیاسی و فرهنگی فعالیت مستمر داشته ام این ذهنیت به شکل دیگری جریان دارد.
بخشی از قشقایی ها نیز علیرغم سپری شدن ۴ دهه از تیرباران #خسروخان و متلاشی شدن اردوی نظامی قشقایی و فروپاشی نظام #ایلخانی و بنیانهایش همواره در انتظار بازگشت فردی از خاندان ایلخانی هستند تا رهبریشان کرده و نجاتشان دهد. در محافل خود با حسرت و آه از شکوه و عظمت گذشته یاد کرده و سخت گله مندند که چرا از نوادگان خاندان ایخانی کسی پا پیش نمیگذارد تا دنبالش راه بیفتند.
این مساله در مقیاس کلان تر در جامعه فعلی ایران در مورد رضا پهلوی کارکرد دارد و بخشی از مردم منتظر ظهور این منجی و نجات خود هستند.
دقیق به خاطر دارم در دهه هشتاد که نارضایتی از حکومت به شدت گسترده شده بود در هر جمعی و محفلی می نشستیم صحبتی هم از #ولیعهد میشد که کجاست و چرا کاری نیمکند!
جالب آنکه در آن سالها بخش بسیار بزرگی از مردم اصلا نمیدانستند او کجا هست و آیا زنده است یا نه. فقط گلایه میکردند که ولیعهد چرا نمی آید نجاتشان دهد!
اینکه شاهچی ها با وقاحت میگویند او ۴۵ سال جانفشانی و مبارزه کرده است حقیقتا دهن کجی و توهین به همان افرادی است در به در دنبال منجی و ولیعهدشان میگشتند ولی تا اواخر دهه هشتاد هیچ ردی از او نمی یافتند که ناگهان #کیوان و #مرجان عباسی با اسب سپید از راه رسیده و آدرس ناجی را بدستشان دادند.
یک دهه پیش عمیقا نگران سطح فاجعه بار میزان آگاهی و سطح سواد سیاسی-اجتماعی-تاریخی بخش بزرگی از مردم بودم.
امروز شدیدا غبطه همان ده سال پیش را میخورم.
نسلی به نسلهای پیش افزوده شد که مطلقا کتاب نمیخواند و تمام دانش و آگاهی اش را از #اینستاگرام و #تیک_توک و #توئیتر و #منوتو میگیرد. (البته که مقصودم مطلق نیست ، بلکه اکثریت چنین هستند).
با دیدن سطح مباحث و نوع استدلال ها و نگاه ها و باورهایی که در باب مسائل سیاسی و اجتماعی ایران جریان دارد آرزوی بازگشت به همان سطح فاجعه ده سال پیش را دارم.
شک ندارم اگر بجای #فرداد_فرحزاد یک مجری مستقل وشجاع بود و کمی پافشاری میکرد این لمپن #خاکسار میگفت ؛
#شاه غلط کرده گفته بی قانونی و بی عدالتی بود!
شاهشان با زبان خودش میگوید ”صدای #انقلاب مردم را شنیده ام که علیه بی عدالتی و ظلم و بی قانونی بپا خواسته اند و تضمین میکنم از این به بعد پیرو قانون عمل کنم و …”
حالا این لمپن به دوربین زل میزند و میگوید “انقلاب نبود فتنه بود بعدشم من خبر دارم شاه مایل نبود این متنو بخونه ! اگرم خونده به معنای این نیست که قبول داره فقط خواسته مردمو آروم کنه”
۲ روز است از صدر تا ذیل فرقه لجنشان به زن و دختر کشته شده #اسماعیلیون هم رحم نکرده و وقاحت را به حد اعلا رسانده اند که چرا او گفته نگاه سیاه و سفید به #انقلاب ۵۷ ندارم و تلاش عده ای که بدنبال #عدالت_اجتماعی بودند را #تخطئه نمیکنم! و طبق معمول تمام مزخرفاتشان به دروغ میگویند که او از انقلاب دفاع کرده!
در حالی که هم شاهشان هم شازده شان به صراحت در مورد عدم عدالت اجتماعی ونبود قانون در دوره #پهلوی حرف زده اند.
من در تمام طول تاریخ نظیر این فرقه را ندیده ام که این حجم از رذالت و بیشرمی و بی اخلاقی ودروغ و جعل و نژادپرستی و انسان ستیزی و نفرت و کین و بیسوادی و … را یکجا در خود جای داده باشد!
تفاوتی نمیکند این کاربر حقیقی باشد یا #سایبری. آنچه که دارد ارائه میدهد تمامیت #ناسیونالیزم_ایرانی است که اگر
#ترک_ستیزی را از آن بگیرند همه شاکله اش فرو خواهد ریخت.
این ناسیونالیزم تباه ،در سرزمینی که ده ها میلیون شهروند #ترک دارد و دست کم۱۲۰۰ سال توسط امپراتوریها و شاهان ترک اداره شده هویت ترک را انکار و رویکردی سرشار از نفرت و کین و ستیز به آن دارد و با وقاحت وپر رویی از میهن پرستی نیز حرف میزند.
اولین و بزرگترین #تجزیه_طلب بواقع خود ناسیونالیزم ایرانی است که مردمان #ایران را چنین از هم تفکیک کرده و هویتشان را منکر میشود. براساس مفروضات غلط و دریایی از جعلیات و توهمات تاریخی به تعریف مفاهیمی مثل #وطن، #ملت، #هویت_ملی و نگارش تک قرائتی از تاریخ و فرهنگ و هویت ایران نشسته و پیروانش را به جان هویتهای غیرفارس این سرزمین انداخته است.
من خرده ای به اینکاربر یا دیگرانی که شبانه روز علیه هویت ترک نفرت پراکنی میکنند نمیگیرم. بخش بسیار بزرگی از اینان مطلقا کتاب نمیخوانند و هیچ شناختی از ایران و تاریخش نداشته و هرچه که ناسیونالیزم ایرانی به خوردشان داده را چشم بسته پذیرفته اند و با نادانی به هر ایرانی که روایت مرکز را نپذیرفته و از هویت وفرهنگ خودش سخن میگوید وقیحانه #وطن_فروش و #ایرانستیز و تجزیه طلب میگویند. بلکه این ایراد متوجه #روشنفکران و فعالان ایرانی است که در چند دهه گذشته نه تنها نقد نکردند بلکه آگاهانه به ترویج آن نیز دامن زدند .
فاجعه #پهلویسم به یکباره و از آسمانها نازل نشد بلکه محصول صد سال ترویج آموزه های سرشار از نفرت و خشم و کین و نژادپرستی و دگرستیزی ناسیونالیزم ایرانی است که امروز شش دانگ و تمام قد در برابرشان سربرآورده
دامن خودشان را نیز گرفته است.
جملات زیر را قطعا روزانه همه شما از زبان صدها یا هزاران کاربر میشنوید. یک سری کلمات بی سر وته و خنده دار که به صورت فله ای زیر هر مطلبی در باب #فدرالیسم مینویسند و حتی زحمت اینکه یک صفحه مطلب در مورد ساختارهای #غیرمتمرکز مثل «فدرالیسم» بخوانند به خود نمیدهند.
تصوری که اکثریت مطلق این دسته افراد از فدرالیسم دارند مدل #آمریکا است. می پندارند فدرالیسم یعنی آنکه چند ایالت ابتدا کلی با هم بجنگند و بعد توافق کنند و فدرال شوند و بر اساس همین تصور نادرست صبح تا شب مفاهیمی مثل «یکپارچگی» و «پیوستگی» و «گسستگی » را به ناف یکی از موفق ترین و کارآمدترین دستاوردهای بشریت می بندند تا انکارش کنند.
هیچ درک انتزاعی از این ندارند که فدرالیسم اساسا یک روش برای اداره بهتر جامعه است و لزوما هم ارتباطی به گسستگی و پیوستگی ملتها ندارد.
بزرگترین #دموکراسی آسیا یعنی کشور کهن #هند با صدها میلیونجمعیت برای اداره آسانتر کشور پهناورش فدرالیسم را برگزید !
برزیل، بولیوی، آرژانتین، اسپانیا ، آلمان ، ایتالیا، آفریقای جنوبی و …. همگی مدلهایی فدراتیو هستند که در ۱۵۰ سال اخیر برای اداره بهتر و آسان تر جوامع خود فدرالیزه شده اند.
اساسا لغاتی مثل «#ملت» ، «#یکپارچکی_سرزمینی»، «#ملت_واحد» «#هویت_ملی» و از این دست همگی مفاهیمی نوین و محصول پیدایش نظامهای #دولت_ملت هستند که پس از پیمان #وستفالی در قرن هفده میلادی ظهور و در قرون ۱۹ و ۲۰ در جهان رایج شدند.
تا پیش از آن نظامهای امپراتوری که اساسا همگی ماهیت #چندقومیتی و #چندزبانی داشتند حاکم بودند و چنین مفاهیمی که محصول زایش #ناسیونالیزم ها در جهان است هیچ کاربرد معنایی ومفهومی در نظامهای امپراتوری نداشت.
یک امپراتوری خودش محصول هجوم و غلبه بر امپراتوری ماقبلش بود و تا جایی که شمشیرش توان داشت هجوم می برد و فتح میکرد و تابع خود میکرد و مالیات میستاند تا روزی که تضعیف و خود مغلوب سلسله ای دیگر شود. یعنی مفاهیمی مثل «ملت یکپارچه» و «سرزمین یکپارچه» مطلقا فاقد معنا بود که امروز عده ای به آن توسل میجویند تا از قِبَلش ملت افسانه ای تراشیده و #ایران را سرزمینی دائما یکپارچه با هویت ملی ازلی و ابدی تعریف نمایند و دیگر ملتها و سرزمینها را فاقد چنین عظمتی !
به راستی کدام یکپارچگی؟ کدام ملت واحد ؟
دقیقا از کدام ملت واحد ایران سخن میگویند؟
مثلا ملت واحد در عهد ساسانی کدام ملت محسوب میشد و چه ویژگی هایی داشت؟ اگر به جای اعراب ، حکومت ساسانی حمله کرده و غلبه مینمود آن اعراب بخشی از این ملت واحد محسوب میشدند یا نه؟
ملت واحد در دوره سلجوقیان دقیقا کدام ملت بود؟ با چه ویژگیهایی قومی و زبانی و ملی؟ تا کجای فتوحات سلجوقی این ملت واحد گسترش داشت؟
غلبه مغول چه تغییری در معادلات بوجود آورد؟ آن ملت واحد سرنوشتش چه شد؟ آیا ماهیش تغییر کرده و بخشی از ملت واحد مغول شد یا خیر ملت واحد ایران ازلی وابدی است و نه تغییر میکند نه میمیرد نه میپاشد ونه دگرگون میشود؟
ملت واحد دوره زندیه چی؟ فقط شیراز و پیرامونش اینملت واحد را تشکیل میدادند یا نه همواره ثابت بود؟
مصر که خود کهن ترین امپراتوری را داشته و به دفعات در طول تاریخ توسط مسلمانان عرب و رومی ها و عثمانی و امپراتوری های ایران فتح شده دقیقا چه استاتوسی دارد؟ بخشی از سرزمین یکپارچه و ملت واحد کدام یک از اینان باید محسوب شود؟
ایتالیا که وارث یکی از قدیمی ترین و باشکوه ترین امپراتوری های تاریخ است چه استاتوسی دارد؟
سخن گفتن از ملت واحد و کشور واحد برای مردمان سرزمینهایی که در طول تاریخ همواره در معرض هجوم و غارت سلسله ها و امپراتوری ها بوده و سرنوشتشان به شمشیر شاهان گره خورده بوده است به غایت مضحک و خنده دار است.
تمام مردمان جهان سرنوشتی تقریبا مشابه را پشت سر گذاشته اند و آزادی هایی که امروز بدان دست یافته ایم محصول هزاران سال تلاش و مجادله بشریت برای پس زدن ستم و خودکامگی شاهان و رهایی از استثمار و بندگی است.
فدرالیسم نیز یکی از این دستاوردهای بسیار مهم و با ارزشی است که بشر برای اداره بهتر و آسان تر جامعه خود و تقسیم عادلانه قدرت و ثروت به ویژه در جوامعی که دارای تنوع و تکثر بالایی است بدان دست یافته و کوچکترین ارتباطی نیز به مفاهیم ناسیونالیستی و توهمات تاریخی ندارد بلکه صرفا یک شیوه برای اداره بهتر جامعه است و مهمترین ویژگی اش نیز آنست که نسخه ای ثابت و پیش فرض نبوده و متناسب با شرایط هر جامعه ای میتوان یک مدل فدرال برایش تعریف نمود به عبارت دیگر به تعداد کشورهای جهان مدلهای فدرال میتوان تعریف نمود.
شبکه #منو_تو، زردترین رسانه فارسی زبان خارجی که با پخش برنامه های جهتدار و مستندات کاملا گزینشی مشغول سفید شویی و دروغ پردازی راجع به رژیم سابق #پهلوی بود تعطیل شد.عوامل شبکه هیچ شفافیتی در مورد محل تامین بودجه شبکه ندادند و در تبلیغات رهبر سازی فیک از #رضا_پهلوی نیز موفق نشدند.