امروز #۲۱آذر، ۷۹مین سالروز تأسیس حکومت ملی (خودمختار) آذربایجان در سال ۱۳۲۴ است که در عمر کوتاه یکساله خود خدمات ارزنده بسیاری به آذربایجان و ایران کرد؛ از جمله: تأسیس دانشگاه تبریز، #آموزش_به_زبان_مادری در مدارس، اعطای حق رأی و مشارکت سیاسی به زنان، اصلاحات ارضی و تقسیم اراضی خالصه بین دهقانان، تشکیل انجمن ایالتی، توسعه و آسفالت راهها، ساخت و توسعه مراکز درمانی و …
نیروهای متفقین که از شهریور ۱۳۲۰ در بحبوحه جنگ جهانی دوم ایران را اشغال کرده بودند (شوروی از شمال و انگلیس از جنوب)، در نهایت پس از پایان جنگ تصمیم به خروج از ایران گرفتند. با خروج کامل ارتش شوروی از شمال ایران در اردیبهشت ۱۳۲۵، مذاکراتی بین حکومت مرکزی (به نمایندگی مظفر فیروز، معاون سیاسی نخستوزیر وقت، احمد قوام) و حکومت ملی آذربایجان (به نمایندگی پیشهوری) آغاز شد که منجر به امضای موافقتنامهای بین طرفین در ۲۳ خرداد ۱۳۲۵ شد.
طبق این موافقتنامه با شناسایی مجلس ملی آذربایجان به عنوان انجمن ایالتی، اختیارات اجرایی بسیاری به حکومت خودمختار آذربایجان تفویض شد؛ از جمله: اختیار تعیین استانداران، اختصاص ۷۵٪ عواید آذربایجان به مخارج محلی، موافقت حکومت مرکزی با تقسیم اراضی خالصه بین دهقانان، برگزاری انتخابات آزاد و مستقیم با مشارکت زنان، امکان تحصیل به زبان مادری در مقطع ابتدایی حتی برای اقلیتهای کرد، ارمنی، آشوری و …
این موافقتنامه در صورت اجرا میتوانست پایههای یک سیستم حکمرانی مدرن و مترقی #فدرال در ایران را بگذارد، اما با بدعهدی حکومت پهلوی و لشگرکشی ارتش در آذر ۱۳۲۵ (به بهانه دروغین نظارت بر انتخابات مجلس پانزدهم)، نه تنها این موافقتنامه هیچوقت اجرایی نشد، بلکه با سرکوب و قتلعام نیروهای آزادیخواه آذربایجان و سوزاندن کتابهای منتشرشده توسط حکومت ملی آذربایجان، عمر کوتاه ولی پرثمر این حکومت پایان یافت. در سالهای بعد از این اتفاق، حکومت پهلوی نه تنها تلاشی در راستای احقاق حقوق آذربایجانیها نکرد، بلکه هرساله سالروز لشکرکشی به آذربایجان و کشتار مردم این منطقه را با عنوان دروغین «روز نجات آذربایجان» جشن گرفت.
جریان پهلوی بزرگترین پروژه رژیم جمهوری اسلامی برای به ابتذال کشوندن اپوزیسیون بود! رژیم، مهرههای ریز و درشت زیادی از مهدی نصیری و علی کریمی تا شاهین نجفی و اشکان خطیبی صرف باد کردن پهلوی به هدف ترویج این ابتذال کرد. حالا که تاریخ مصرف پهلوی گذشته، مشغول سوزوندن مهرههاشه!
به نام دخترم ریرا
دخترم ریرا امروز شانزده ساله میشد. ریرا و مادرش - همسر عزیزم پریسا- از مسافران پرواز پیاس۷۵۲ بودند که در روز هجدهم دیماه ۱۳۹۸ بر فراز فرودگاه تهران با موشکهای سپاه پاسداران کشته شدند.
در تمام تولدهایی که بدون ریرا میآید و میگذرد به لحظاتی فکر میکنم که از ما، از من، او و پریسا، دریغ شد. فرزند من به دست حکومتی جنایتکار به قتل رسیده است اما هر آنکس که فرزند از دست داده است میداند که سالیان آتی به مرور ناتمام تصاویری میگذرد که هیچگاه رنگ واقعیت به خود نمیگیرد. بسیاری میخواهند بدانند اگر فرزندشان زنده بود اکنون چگونه میخندید، اگر زنده بود چگونه حرف میزد، اگر زنده بود موهایش را میبست یا میگذاشت معوج و سرگردان بر شانههایش بریزد، اگر زنده بود پاییز را بیشتر دوست میداشت یا همچنان بهار را، اگر زنده بود…
برای من همهی اینها بوده است و نبوده است اما آنچه بیش از هر چیز خاطرم را تاریک میکند گفتوگوهاییست که با ریرا از دست دادهام. با تماشای هر غروب، با بیدار شدن ناگزیر هرروزه، با به یاد آوردن برخی کتابها و برخی فیلمها، با تکتک وقایع تلخ و شیرینی که هر روز در دنیا رخ میدهد با خودم میگویم گفتوگوی دیگری با او از من ربوده شده است. پس گاهی حدس میزنم که اگر او بود در اینباره چه میگفت اگر او بود چگونه فکر میکرد دربارهی مسایل مختلف چه احساسی داشت و اگر او بود… هیچکس این تعلیقِ بیپایان را درک نمیکند مگر عزیزی را به ظلم از دست داده باشد.
ریرا دوندهی خوبی بود و در یکی از تیمهای فوتبال در شهر ریچموندهیل بازی میکرد. اگر او را زنده میگذاشتند ورزشکار خوبی هم میشد. هر پدری برای تولد شانزده سالگی فرزندش برنامههای کوچک و بزرگی دارد. من نمیتوانم از تعلیق بیپایانِ زندگیام دریارهی ریرا چیز بیشتری بگویم. عناصر این تعلیق در ذهن من مدفون شدهاند اما از دو سال پیش گمان کردم میتوانم به یاد او در روز تولد شانزده سالگیاش در یک ماراتن شرکت کنم. او که نیست اما با دویدن با تصویر او میتوانم به هرکس که این چهره را میبیند بگویم دنیا بدون ریرا دنیای زیبایی نیست. دنیا بدون بچههایی که به ظلم کشته شدند، با موشک، با گلوله، با بمب، فرقی نمیکند، دنیای زیبایی نیست.
فردا صبح در ماراتن اتاوا به یاد دخترم ریرا میدوم و مرارتِ این دو سال تمرین بیوقفه را، رنجش را، انضباطش را، تنهاییاش را، تقدیم میکنم به او که برای من زیباترین دختر جهان بود، هست و خواهد بود. تا زندهام عاملین قتل او را نخواهم بخشید و تا زندهام قتل همسرم پریسا و دخترم ریرا را فراموش نخواهم کرد.
#دادخواهی
اطلاعیه منوتو درباره پایان پخش برنامهها
بینندگان و همراهان تلویزیون منوتو،
به اطلاع مخاطبان گرامی میرسانیم که پس از مدتها تامل و ارزیابی، سرانجام به این تصمیم دشوار رسیدهایم که به پخش برنامههای منوتو پایان دهیم. آخرین پخش ما از ماهواره و یوتیوب، شامگاه ۲۴ مه ۲۰۲۶ (۳ خرداد ۱۴۰۵) خواهد بود.
منوتو از نخستین روز، تنها یک شبکه تلویزیونی نبود، تلاشی بود برای ساختن فضایی مستقل، صادقانه و آزاد، جایی برای گفتوگوی باز، اندیشیدن، بازتاب دادن دغدغهها، روایتها و شنیدن صدای مردم ایران.
اما امروز، فراتر از محدودیتهای مالی و فشار بر منابع که پیشتر درباره آن گفتهایم، چشمانداز رسانهای بهطور بنیادین دگرگون شده است. رسانههای نوین و شبکههای اجتماعی، توجه مخاطبان را پراکنده کرده و مفهوم رسانه و پخش سنتی را تغییر دادهاند. همزمان، فضای عمومی بیش از هر زمان دیگری با اطلاعات نادرست، هیجانسازی و تلاش آگاهانه برای مخدوش کردن مرز میان واقعیت و روایتهای جعلی تعریف میشود، فضایی که ادامه فعالیت حرفهای، مستقل و اصولی را دشوارتر از همیشه کرده است.
در کنار این تحولات، فضای سیاسی ایران هم روزبهروز خصمانهتر و قطبیتر شده است. هر بحث، هر تصمیم و هر تلاش صادقانه برای حفظ توازن، انصاف و استقلال حرفهای، از هر سو با حمله و فشار مواجه میشود.
مجموعه این شرایط ما را به این تصمیم رساند که در چنین فضا و تحت چنین شرایطی، ادامه فعالیت ممکن نیست. ادامه دادن به شکلی که همچنان با اصول و ارزشهای اولیه منوتو همخوان باشد، روزبهروز دشوارتر شده است. از همین رو، ترجیح دادیم به جای ادامه مسیری که ممکن است به بهای از دست رفتن هویت منوتو تمام شود، از ارزش و انسجام این مجموعه محافظت کرده و خود را برای شکلی متفاوت از تاثیرگذاری آماده کنیم.
این تصمیم به معنای عقبنشینی یا پایان نیست. این یک مکث است، توقفی برای حفظ ارزشهایی که منوتو را برای ما و بسیاری از مخاطبانش معنادار کرد.
ما پخش منوتو را متوقف میکنیم تا بتوانیم در آینده، به شکلی دیگر، در گفتوگو درباره فردای ایران سهیم شویم. تا آن روز، با هر امکانی که در اختیار داشته باشیم، تعهد ما به ایران، مردم ایران و آیندهای که شایسته آن هستیم، تغییری نخواهد کرد. تعهدی که فراتر از هر آنتن، استودیو یا پخش زنده است.
ما از شما، مخاطبان منوتو، سپاسگزاریم که در تمام این سالها ما را به خانههای خود راه دادید و به ما اعتماد کردید. هر روز، از گوشهوکنار ایران و جهان، تماسها، پیامها و گزارشهای بیشماری از شما دریافت کردیم، از مردمی که در دشوارترین شرایط، روایتها و صدای خود را با ما در میان گذاشتند.
منوتو بدون این ارتباط، بدون این اعتماد و بدون گفتوگو با شما، هرگز معنایی نداشت.
همزمان، ما باور داریم که فعالیت و اثرگذاری تنها به رسانه سنتی محدود نمیشود و عرصههای مهم دیگری هم پیش روست که تیم منوتو میتواند در آنها نقشی مؤثر و سازنده ایفا کند.
تمامی اشتراکها و عضویتها در تاریخ ۲۴ مه ۲۰۲۶ (۳ خرداد ۱۴۰۵) به پایان خواهد رسید.
در پایان، از همه کسانی که در این مسیر همراه ما بودهاند، صمیمانه سپاسگزاریم. اعتماد و حمایت همیشگی و وفاداری شما برای ما ارزشی فراتر از آنچه در کلمات بگنجد داشته است و امید داریم در مسیرهای تازهای که پیش رو داریم همچنان همراه ما بمانید.
پاینده ایران
کیوان و مرجان عباسی
An alien who is in the U.S. temporarily and wants a Green Card must return to their home country to apply.
This policy allows our immigration system to function as the law intended instead of incentivizing loopholes.
The era of abusing our nation’s immigration system is over.
“Dostum, Rəsul Məhərrəmi Param
1385-ci ilin Xurdad ayında Təbrizdəki etirazlarda SEPAH qüvvələri tərəfindən güllə ilə şəhid edildi.
Heç vaxt unutmaram…
Ana dərdi…
Vətən dərdi…
El dərdi…
Yaralı qəlbimi qana döndərdi…”
#Xurdad85#LatınGünlər
Siz kimsiz ki 90 milyon insanın irtibatın kəsəsiz? Ki bir məmləkətin dünyeylə əlaqəsin kəsəsiz?
Güman ədirsiz ki kimsiz?
Ciddən soruşuram.
Oz beynizdə elə bilirsiz ki kimsiz?
@drpezeshkian