مدتهاست که از پستهایم کاملاً واضح است که هیچ اعتمادی به اپوزیسیون خارج از کشور ندارم، مشخصاً اپوزیسیونی که خود را سازماندهی کرده نه بخشهای پراکنده آن.
امیدوارم جوانان کشور جانشان را به خاطر هیچ فرد یا گروهی در خارج به مخاطره نیاندازند. تکتک آنها سرمایههای این کشور هستند و فعالان مدنی و سیاستمداران و مخترعان و مکتشفان آینده.
ما در خارج بهتر است بر اپوزیسیون دموکراتیک درون کشور تمرکز کنیم تا با همراهی مردم با نافرمانیهای مدنی مثل تظاهرات و اعتصاب بخشهای منطقیتر حاکمان جدید ایران را وادار به گفتگو و تعامل کنند.
اصلاحطلبی واژه گرانبهایی است، نباید اجازه داد کارنامه مصلحتطلبی بعضی "اصلاحطلبان" این واژه را به یک برچسب منفی تبدیل کند.
توافق با آمریکا را تشویق کنیم چون نزدیکتر شدن به غرب و دوری از اسراییلستیزی بدون شک به بهبود اقتصاد و وضعیت معیشت مردم منجر میشود، سپس تحولات اجتماعی و بعد تغییرات سیاسی.
در جریان این روند طولانی ممکن است شاهد رخدادهای غیرقابل انتظار باشیم، شاید، خیزش و انقلاب. وقتی به آن پل رسیدیم چون اپوزیسیونی حاضر و آماده درون کشور هست، به احتمال زیاد از آن پل بهتر عبور خواهیم کرد اما تا آن زمان هدف باید بهبود زندگی مردم باشد نه رویافروشی و فریب آنها از خارج.
امروز ۱۷۰ روز از قتل غمانگیز #مسعود_مسجودی گذشته و دادگاه بعدی قراره جمعه ۲۴ جولای برگزار بشه.
جمهوری اسلامی بیشتر از چهار دههست که نشون داده برای خاموش کردن صدای مخالفاش، از هیچ روشی دریغ نمیکنه؛ از زندان و شکنجه گرفته تا ربایش، ترور و حذف فیزیکی. این فقط یه ادعا یا شعار سیاسی نیست؛ بخشی از کارنامهایه که هزاران خانواده ایرانی با گوشت و پوستشون لمسش کردن.
اما سؤال اینجاست؛ وقتی کسی سالها درباره شبکههای نفوذ، فساد و ارتباطات پنهان تحقیق میکنه، بارها از تهدیدهایی که متوجهشه حرف میزنه، از افراد مختلف شکایت رسمی میکنه و در نهایت درست همون روزی که باید توی دادگاه حاضر میشده، به قتل میرسه، مگه میشه همه این اتفاقها رو جدا از هم دید و از کنارشون ساده گذشت؟
مسعود فقط از جمهوری اسلامی انتقاد نمیکرد. اون از خود سامانه پهلوی و بعضی از طرفداراش هم شکایت کرده بود و بارها درباره تهدیدهایی که از سمت این جریان دریافت میکرد هشدار داده بود. حالا هم دو نفری که توی این پرونده با اتهام قتل روبهرو هستن، از برگزارکنندههای تجمعهای پادشاهی خواهی در ونکوور بودن.
مسعود مدتها داشت روی پروندههایی کار میکرد که به گفته خودش میتونستن بخشهایی از ارتباطهای پنهان بین سامانه پهلوی، بعضی از چهرههای این جریان و سپ.اه رو آشکار کنن. پروندههایی که اگه به نتیجه میرسیدن، شاید میتونستن خیلی از پشتپردههایی رو روشن کنن که سالها از مردم پنهان نگه داشته شدن.
حالا مسعود دیگه نیست که درباره یافتههاش حرف بزنه، مدارکش رو توضیح بده یا از تحقیقاتی که انجام داده دفاع کنه. اما سؤالهایی که دنبالشون بود هنوز سر جاشون هستن و با قتل اون از بین نرفتن.
چه کسانی از به نتیجه رسیدن این پروندهها میترسیدن؟ چه کسانی از آشکار شدن ارتباطهای پنهان ضرر میکردن؟ چرا تهدیدهایی که مسعود بارها دربارهشون هشدار داده بود جدی گرفته نشدن؟ و چرا درست همون روزی که با طرفهای شکایتش دادگاه داشت، به قتل رسید؟
حقیقت، دشمن همه کسانیه که قدرت و نفوذشون رو توی تاریکی نگه میدارن؛ فرقی هم نمیکنه این تاریکی به اسم جمهوری اسلامی باشه یا به اسم هر جریان دیگهای که از پاسخگویی فرار میکنه و منتقداش رو با تهدید و تخریب ساکت میکنه.
۱۷۰ روز گذشته، اما مطالبه حقیقت و عدالت نه خاموش شده و نه فراموش میشه. پرونده مسعود فقط درباره قتل یه انسان نیست؛ درباره سؤالهاییه که نباید دفن بشن، مدارکیه که باید بررسی بشن و حقیقتیه که باید بالاخره از پشت این همه تهدید، سکوت و تاریکی بیرون بیاد.
مسعود رو کشتن، اما سؤالهاش هنوز زندهان. تا وقتی همه واقعیتها روشن نشن، این پرونده بسته نمیشه و صدای دادخواهی هم خاموش نمیشه.
#دادخواهی_مسعود_مسجودی
این حجم حمله علیه عادل فردوسیپور برای من واقعا عجیب و بیانصافیه؛ کسی که با همه کموکاستیهاش و با وجود هزاران نقدی که میشه بهش داشت، داخل ایران موند، کار کرد و تلاش کرد نسل جوان رو به فوتبال، رسانه و فضای اجتماعی داخل کشور علاقهمند نگه داره.
جمهوری اسلامی و صداوسیما دارن کاری میکنن که فقط دوقطبی جامعه بیشتر بشه و مردم بیشتر به سمت رادیکال شدن و گسست از همدیگه برن.
به نظر من هر کسی که این تصمیمها رو میگیره، چه در بخشهای سخت قدرت، چه نزدیک به هر جناحی که احتمالا همین سوپرانقلابیها هستن، یک پیوند نانوشته با جنگطلبها و رژیم کودککش و آدمخوار اسرائیل داره.
چون هر دو طرف از نفرت، شکاف، رادیکال شدن جامعه و نابودی آدمهای میانهرو سود میبرن.
جام جهانی برای مسی تمام شد.
تمام آمارها نشان میدهد مسی از مارادونا بهتر بوده، چه در فوتبال چه زندگی شخصی. اما و اما که آمار همه چیز نیست.
مسی تا آخر نتوانست آن اثر گذاری فرامتنی و آن کاریزمای مارادونا را پیدا کند، هیج اکت سیاسی و اجتماعی خاصی نداشت، او دو دهه مثل گاو زندگی کرد.
آقای نسبتا محترمِ قلعهنویی؛ فیلتر شدن سایت و اپلیکیشن فوتبال ۳۶۰ بعد از افاضات شما رخ داده.
نون یک جماعتی بریده شد، دعا میکنم به نون شب محتاج بشی انشاءا…