@likelessme@picolaaaaa این چیزیه که تهرانی ها ! فکر میکنند ؛ فارسی استاندارد و اصیل اگر بخایم بشنویم که مثلا نزدیک ترین چیز به فارسی باستان باشه باید بریم روستاهای کردستان !!! پس این چیزی که بهش میگیم فارسی استاندارد فقط برداشت خودمون ؛
مهاجرت از ایران شاید بزرگترین اشتباه زندگی شما بشود،
این را نه از روی شعار میگویم، نه برای ترساندن کسی. از روی تجربه میگویم؛ تجربهای که اگر یک نفر همان روزها صادقانه برای من تعریف کرده بود، شاید امروز مسیر زندگیام فرق میکرد.
به مهاجرت فکر میکنید؟
قبل از اینکه تصمیم بگیرید، فقط به عکسهای اینستاگرام نگاه نکنید. به لبخندهای ساختگی، ماشینهای قسطی، کافههای شیک و استوریهای کوتاه اعتماد نکنید. پشت خیلی از این تصاویر، زندگیهایی هست پر از فشار، تنهایی، بدهی، اجاره، مالیات و ترس دائمی از عقب افتادن.
زمان ما عدهای قبل از ما رفته بودند. با بدبختی زندگی میکردند، ولی به ما میگفتند همهچیز عالی است. ما هم ساده، باور کردیم. آمدیم و تازه فهمیدیم از چاله به چاه افتادهایم.
انگلیس، تازه یکی از بهترین کشورهای اروپاست. اما واقعیت زندگی برای خیلی از مهاجرها این نیست که در ذهن شما ساختهاند. خیلیها اگر کمکهای دولتی نباشد، سر ماه حتی توان پرداخت اجاره را ندارند. اجاره خانه میتواند ۱۲۰۰، ۱۵۰۰ پوند یا بیشتر باشد. قبض برق، گاز، مالیات، بیمه، رفتوآمد، غذا؛ همه چیز مثل سنگ روی سینه آدم میافتد.
چند وقت پیش در مسیر رانندگی بین دو شهر در انگلیس، کنار یک غذاخوری ایستادم. جلوی مغازه شاید ۲۰ پیک موتوری ایرانی ایستاده بودند، منتظر اینکه کسی غذا سفارش بدهد و آنها سریع ببرند تحویل بدهند.
چند نفرشان مدام میرفتند سمت دستشویی و برمیگشتند. در قفل بود. سر صحبت را باز کردم. گفتم کاری از دستم برمیآید؟
گفتند:
«اگر میشود وقتی غذایت را گرفتی، کد دستشویی را از فروشنده بگیر و به ما بده.»
میدانید یعنی چه؟
یعنی حتی پول خرید یک سیبزمینی یا یک نوشیدنی کوچک را نداشتند که فقط کد دستشویی بگیرند.
آن لحظه برای من از هزار سال تلختر بود. گفتم اکر ایران برگردید راحت تر نیستی؟ گفت چه کنم که ۱۳ سال منتظر اقامتم هستم،
کسی نبود اینها را به ما بگوید. من دارم به شما میگویم.
مهاجرت برای خیلیها آغاز بدبختی است، نه پایان آن. اولش فکر میکنی از همه چیز فرار کردهای؛ بعد میبینی گرفتار چیزی شدهای که حتی برگشتن از آن هم آسان نیست.
اینجا اگر حقوقت بالا هم باشد، مالیات، اجاره و هزینههای زندگی بخش بزرگی از آن را میبلعد. خیلیها با ظاهر آبرومند زندگی میکنند، اما از درون له شدهاند. تنهایی، غربت، فشار مالی و حس عقبماندن، آرامآرام آدم را میخورد.
تازه آنوقت میفهمی در ایران، با همه سختیها، چقدر چیزهایی داشتی که قدرشان را نمیدانستی: خانواده، رفیق، خانه، آشنا، زبان، خاک، حس تعلق.
رویای دروغین به شما نفروشند.
مهاجرت اگر آگاهانه، با سرمایه، مهارت واقعی، زبان قوی و برنامه دقیق نباشد، میتواند آدم را نابود کند.
من آن چیزی را میگویم که کاش یک نفر سالها پیش به من گفته بود:
مهاجرت همیشه نجات نیست.
گاهی فقط یک سقوط شیکتر است
صبحها این چند وقت اکثرا با #تپسی میروم و عصرها پیاده و با #مترو برمیگردم. نکته جالب اینکه چند مورد تقریبا متوالی در این چند روز به رانندگانی برخوردم که در این مدت #بیکار شده بودند، حتی یک نفر از آنها آشنا در آمد و خواهش کرد که به کسی نگویم او را در اینجا و به عنوان راننده دیدم. به نظر میرسد افراد تازه بیکار شده طبقه متوسط رو به بالا، فعلا به سمت تپسی رفتند.
اینترنت حق اون خانوم که قلاب بافی میکرد و
دستبافت آنلاین میفروخت
حق اون معلم که کلاس خصوصیش آنلاین برگزار میکرد
حق اون فروشنده که نمیتونست یه مغازه اجاره کنه و محصولش آنلاین میفروخت
حق اون مادر پیری که بچش تصویری میدید تا از بیکسی دق نکنه
اینترنت حق همه ی ماست
اینترنت آزاد…