من هنوز گیر كردم تو دى ماه
- سپهر بابا
_دخترم دكتر بود
_مبين گلدیم مامان
_بابا تو برو من ميام مانى
_آرزوم؟یه ۲۰۷ مشكى
_به مادرم بگویید دیگر پسر ندارد
بچمو میبردم سركار بچم تنها نياد تو سرما نياد
_وقتى داشتی جون ميدادى آراز چندبار صدام كردى من نبودم؟
_به خاطر ده سال زندگی من به دنيا اومدم؟
_مامان، شمعارو كى فوت كنه؟
_جونم مرد؟ خيالت راحت
"موقع رد شدن از خيابوناى اين شهر مراقب باشيد خونى ريخته شده كه با هیچ سيلى پاک نميشه"
@shahram6990 "اما من تصمیم گرفتم بین حسرت و پشیمونی، پشیمونی رو انتخاب کنم؛ چون تحملش آسونتر از حسرت خوردنه"
این جمله رو روی کاغذ مینویسم و جلوی چشم میذارم که سرلوحهی زندگیم بشه و تا ابد هرجا احساس ناامیدی داشتم، بخونمش و به زندگی برگردم!
از اینستا دیگه خوشم نمیاد. یجوریه. مصنوعیه. و همش اینطوری ام که میبینم ادما موقع جنگ ازدواج کردن، ورزش کردن، تو کارشون پروموت گرفتن، من چی؟ فقط زنده موندم.
شما هم دست و دلتون به هیچ کاری نمیره؟ حتی جمع کردن اتاق؟حتی حموم رفتن؟ حتی گوشی کنار گذاشتن و از تخت پایین اومدن؟ دارم دیونه میشم دیگه از این بلاتکلیفی و اضطراب هیچکاری نکردن.
عکسایی که از رضا پهلوی پخش میشه برای تخریبش واقعا جالبه
کنار خانوادهش درحال خنده و بازیگوشی و شادی
دقیقا همون چیزی عرزشی تو زندگیش ندیده و فقط تو سری خورده از پدر مادرش.