بچه های یکی از آشناها فاش کرده والدینشون هر شب دعوا و بزن و بشکن دارن، این طفلکهام از ترس یه گوشه قائم میشن!
تصمیم گرفتیم در حمایت از بچه ها، شبونه حمله کنیم خونه شونو آتیش بزنیم، آب و برق و پل و خیابونای محله رو بترکونیم، بقال محلم گروگان بگیریم. برشون می گردونیم به عصر قجر