@Constan63413921 عقلانیت سیاسی و بهداشت روان، بهعفونتوجراحت «خزینههای راکد فاضلاب دیانت در سیاست» بازگشت در ۵۷. نهاد دولت مدرن و سختافزاری که رضاشاه ساخت محمدرضاشاه با تکنوکراسی نفت تقویت کرد اما ما را امروز از گره کور قبیلهایِ افغانی نجات داده؛ چارچوبی که سپر بلای هستی ملی ما خواهد شد..
انحصار ماکسوبری استفاده مشروع از قدرت فیزیکی امریست که تا پیش از رضاشاه در ایران وجود نداشت. ارزیابی کارنامه ایشان، مستلزم فهم نظریه دولتسازیست که فرآیند رمانتیکی نبود پروژهای بود سختافزاری، مبتنی بر اقتدار مرکزی، و جز با اجرای فاز مهار ملوکالطوائفی در ایران مبتلا به قحطی،
محبوب دشمن من، نمیتواند دوست من باشد. چون «شما دوست داری عادل رو»، ما دوستش نداریم. کسی که مرز اخلاقیْ میان خود و ساختار جنایتکار شما حفظ نکند، سرمایه اجتماعی نیست که بخواهد توسط شما اوباش مصادره شود. در نهایت بهبازتولید شما و ساختار فاسدتان کمک میکند.
وقتی برای نمادهای حکومتی، اشک و مویه اختیار میکنید، برای مردم بیدفاع دی سکوت مطلق، و صرفا برای علایقومنافع شخصیحرفهای خویش هزینه میدهید، خروجی عملکرد شما، بهویژه در بزنگاههای حساس، فراتر از یک شهروند منفعل میرود. مسئله، دیگر «زیست حرفهایِ تحتِ https://t.co/FY9jDfjvH8
@rezasadx تهش چهبسا اوبامای 2.0 در بیاد همین اما اگه نبود اون عجوزهی کامالا تا الان ۱۰۰میلیارد آزاد کرده بود ۹۰تاش سر از چاه لِبیروتِ فَیروز. فرانکفورت ۲ و ۳ برابر شده؟ پس حتما چون شما میگی ایالاتمتحده هم «۲ یا ۳ » برابر شده قیمتها (از وقتی این یارو پیری املاکی برگشته راس کار).
بهسختترین شکل ممکن این ملت آموخت که نه تنها تن را—همان زمان که با زحمات رضاشاه از خزینههای راکد حمامها به زیر دوشهای بهداشتی دوران مدرن آورد—ذهن و روان قرونوسطایی عهد قجری خویش را نیز میبایست از خزینههای قهقرایی-راکد و بوگندو-عفونی دین و مذهب متوهم سیاسی به
رضاشاه؛ مردی که ایران را وارد قرن بیستم کرد
از آشوب، بیسوادی و نفوذ بیگانه تا پیدایش دولت-ملت مدرن ایران
ایرانی که رضاشاه در سال ۱۹۲۵ به ارث برد، کشوری گرفتار فقر، بیسوادی، بیماری، اعتیاد، آشوب و نفوذ قدرتهای خارجی بود. او در کمتر از دو دهه، ارتش ملی، راهآهن سراسری، بانک ملی، دادگستری نوین، دانشگاه و زیرساختهای یک دولت مدرن را بنا کرد.
مقاله من در ساب استک روایت دگرگونی ایران از جامعهای پیشامدرن به یک دولت-ملت نوین است؛ و یادآوری این حقیقت که ایران مدرن، تصادفی ساخته نشد.
https://t.co/C4bGjnb4gT
@Constan63413921 عقلانیت سیاسی و بهداشت روان، بهعفونتوجراحت «خزینههای راکد فاضلاب دیانت در سیاست» بازگشت در ۵۷. نهاد دولت مدرن و سختافزاری که رضاشاه ساخت محمدرضاشاه با تکنوکراسی نفت تقویت کرد اما ما را امروز از گره کور قبیلهایِ افغانی نجات داده؛ چارچوبی که سپر بلای هستی ملی ما خواهد شد..
@Constan63413921 عقلانیت سیاسی و بهداشت روان، بهعفونتوجراحت «خزینههای راکد فاضلاب دیانت در سیاست» بازگشت در ۵۷. نهاد دولت مدرن و سختافزاری که رضاشاه ساخت محمدرضاشاه با تکنوکراسی نفت تقویت کرد اما ما را امروز از گره کور قبیلهایِ افغانی نجات داده؛ چارچوبی که سپر بلای هستی ملی ما خواهد شد..
انحصار ماکسوبری استفاده مشروع از قدرت فیزیکی امریست که تا پیش از رضاشاه در ایران وجود نداشت. ارزیابی کارنامه ایشان، مستلزم فهم نظریه دولتسازیست که فرآیند رمانتیکی نبود پروژهای بود سختافزاری، مبتنی بر اقتدار مرکزی، و جز با اجرای فاز مهار ملوکالطوائفی در ایران مبتلا به قحطی،
اگرچه توسط اوباش دیت به گروگان گرفته شده دچار بحران کارآمدی حکمرانیست، استخوانبندی یک دولت ملی را اما داراست؛ میراثی گرانبها که سنگ بنای آن به همت رضاشاه و در سختترین دوران تاریخی گذار گذاشته شد. این میراث گرانبها بهزودی به صاحبان اصلی خویش—ملت شریف ایران—بازخواهد گشت.
بهسختترین شکل ممکن این ملت آموخت که نه تنها تن را—همان زمان که با زحمات رضاشاه از خزینههای راکد حمامها به زیر دوشهای بهداشتی دوران مدرن آورد—ذهن و روان قرونوسطایی عهد قجری خویش را نیز میبایست از خزینههای قهقرایی-راکد و بوگندو-عفونی دین و مذهب متوهم سیاسی به
به زیست قبیلهای—به سبک افغانها—بازگرداند چراکه زیرساختهای مادی، نهاد اداری و سرمایه انسانی ساختهشده در عصر پهلوی، جانسختتر از ایدئولوژی بودند. دفاع عقلانی از اقدام پهلویها، دفاع از «پروژه دولتسازی مدرن» در برابر (الف) آنارشی قبیلهای و (ب) انسداد دینیست. ایرانِ امروز،
فضای بهرهکشی ویرانگر ایدئولوژیک—
فروپاشی عقلانیت سیاسی در ۵۷—را فراهم ساخت. آزمون اصلی تابآوری یک دولت مدرن اما مقاومت ساختار او در برابر شوکهای مهلک تاریخی اینچنینیست. ۴۷ سال فساد و ستم ایدئولوژیک، جنگها، ضعف در مدیریت، سوءمدیریت ساختاری، و فساد سیستمی، نتوانست ایران را
زیرساخت، بهداشت و بوروکراسی مدرن پیوند داد. نوسازی از حوزه نظامی به حوزه اقتصادی-زیستی تسری یافت. آسیبشناسی این دوران نشان میدهد موج مارکسیسم و اسلامگرایی پوپولیستی دهه ۵۰، از شتاب نوسازی اقتصادیاجتماعی—که از نرخ نهادسازی و مشارکت سیاسی پیشی گرفته بود—بهرهبرداری سوء کرد و
انحصار ماکسوبری استفاده مشروع از قدرت فیزیکی امریست که تا پیش از رضاشاه در ایران وجود نداشت. ارزیابی کارنامه ایشان، مستلزم فهم نظریه دولتسازیست که فرآیند رمانتیکی نبود پروژهای بود سختافزاری، مبتنی بر اقتدار مرکزی، و جز با اجرای فاز مهار ملوکالطوائفی در ایران مبتلا به قحطی،
رضاشاه؛ مردی که ایران را وارد قرن بیستم کرد
از آشوب، بیسوادی و نفوذ بیگانه تا پیدایش دولت-ملت مدرن ایران
ایرانی که رضاشاه در سال ۱۹۲۵ به ارث برد، کشوری گرفتار فقر، بیسوادی، بیماری، اعتیاد، آشوب و نفوذ قدرتهای خارجی بود. او در کمتر از دو دهه، ارتش ملی، راهآهن سراسری، بانک ملی، دادگستری نوین، دانشگاه و زیرساختهای یک دولت مدرن را بنا کرد.
مقاله من در ساب استک روایت دگرگونی ایران از جامعهای پیشامدرن به یک دولت-ملت نوین است؛ و یادآوری این حقیقت که ایران مدرن، تصادفی ساخته نشد.
https://t.co/C4bGjnb4gT
حوزه اداری-قضایی عقب راند چارچوب حقوقی یک دولت-ملت مدرن را جایگزین نظام فاسد ایلیاتی کرد. در دوره محمدرضاشاه، این ساختار اولیه به یک دولت توسعهگرا تبدیل شد. تاسیس سازمان برنامه، ایجاد طبقه متوسط تکنوکرات، صنعتیسازی و گسترش دانشگاهها و شبکه رفاهی، شهروند ایرانی را با مفهوم
سرنگونی توسط قومیتها و قبایل. رضاشاه عقلانیت بالاتری نشان داد: ابتدا ساختار سختافزاری اقتدار—حاکمیت یکپارچه ملی—را بنا نهاد. اقدامات وی—خلع سلاح قبایل، ایجاد ارتش متحد ملی، راهآهن سراسری، نظام ثبت احوال و دادگستری سکولار—خرد سیاسی خروج از تصلب قرونوسطایی بود. نهاد دین را از
بیسوادی، و نفوذ نیروهای ایلی و سفارتهای خارجی دهه ۱۲۹۰ آغاز نمیشد و دوام نمیآورد. مقایسه رضاشاه با اماناللهخان، کلید فهم این مسئلهست. اصلاحات را روبنایی و در قالب صرف مفاهیم روشنفکرانه (کشف حجاب، دموکراسی) آغاز کرد، بدون آنکه ارتش و دیوانسالاری مسلطی داشته باشد. نتیجه؟
@evikokalari@SohrabAhmari Scary, but actionable. The antidote is clear: The regime is in its death throes. Stop flirting with terrorists and politically empower the genuine opposition. That’s what @POTUS must do—instead of letting transactional opportunists and grifters compromise American policy.
@LeviAckerman403@nasteanka کارشون بعد از کشتار دی خیلی سخت شده با این کشتار به آخر خط رسیدند دیگه. این دست و پا زدنها بیفایدهست—جمهوری اسلامی نابود میشه.
مکانیسم انحراف حداکثری خیزش ملی با چنین بازنماییهای سطحی، تا مایلستون ززآ کارکرد داشت صرفا، و بر پایه سه مولفه اصلی کار میکرد:
(۱) نمادهای متضمن خشم جمعی، هنگام تبدیلشدن بهرفتارهای کالاانگارانه مبتزل مشتیِ سلبریتیِ اسقاطیِ کشکیآبکی، بار هیجانی خود را از دست میدهد. با
رفتار کودک و جوان، در شرایط بحرانی، سبک و روالی چندلایهایست؛ در یک تقسیمبندی ساده نمیگنجد. لایههای براندازانه رو باید بهدقت و در کمال صحت، شناسایی، ارزیابی، و عملیاتی کرد.
هیجانات زودگذرِ اسکِیپیزِم—گریز از واقعیت—برای روپاماندنه؛ کمک میکنه به تخلیه هیجانات انباشتهی فروخورده (pent-up). لایههای زیرین خشم—مطالبات و انباشت مطالبات سرکوبشده—اما بهاین
راحتی و با این تجمعات سرگرمکنندهی اتاق فکر گاومیشهای دزدسالار و آدمکش نظام از بین نمیره
چرا چنین رفتارهایی از چنین طیف و نسلی سر میزنه (در وهله نخست، اقتضاء طبیعت و سن است). به باور من این تجمع مشمئزکننده و تجمعات سرگرمیمحورِ از این دستِ پسا دیماهی، حاصل بیتفاوتی آگاهانهی جامعه نیست؛ بیشتر نوعی خستگی روانی و پناهبردن به سرگرمی برای فرار از فشارها رو میرسونه.