نوآ:
"چرا تیمهای آفریقایی و خاورمیانهای باید جواب کارهای دولتهاشون رو بدن، ولی تیمهای اروپایی نه؟
دم تیم ایران گرم؛ اومدن فقط فوتبال بازی کنن. هر روز برای بازی پرواز میکردن، هر بار هم ساعتها توی گمرک و بازرسی معطل میشدن، ولی با احترام رفتار کردن و کاملاً حرفهای و منصفانه بازی کردن.
با این حال، بعد از هر بازی بهجای اینکه درباره فوتبال ازشون سؤال کنن، مدام میخواستن بکشنشون وسط بحثهای سیاسی؛ مثلاً میپرسیدن نظرت درباره اتفاقات تنگه هرمز چیه. خب طرف هم میگه: داداش، من فوتبالیستم، نه سیاستمدار."
نظر نامحبوب ولی واقعی:
همونجور که اگه ایران از گروهش صعود میکرد ماحصل دعای شهدای جنگ نبود، علت حذف شدنشونم آه مادران داغدیده نیست.
صرفا از لحاظ فنی لیاقت صعود نداشتن؛ همین.
بابام زمستونا انار دون میکرد نمک گلپر میپاشید میاورد برام
آب هویج میگرفت التماسم میکرد با لیوان تو خونه دنبالم راه میفتاد
هرجا میخواستم منو میبرد بدون منت و ساعتها منتظرم میموند برگردم
همیشه می گفت دوستم داره و تمام زندگیش و جونش و عمرش مال منه
هرگز نگفت یک لیوان آب بده دستم
موو ان کنید دوستان، از دوست تاکسیک، از پارتنر به درد نخور، از خونهای که توش آرامش نداره، از شغلی که نتیجه نمیده؛ بنده تضمین میکنم هر جا رفتید و آرامش داشتید تازه میفهمید معنی زندگی چیه. تازه میفهمید چقدر با استعدادید، زیبا ترید، موفق ترید.
رها کنید.