شاید احمقانه به نظر بیاد
ولی استرسم در این لحظه چندین برابر اسنرس روز گذشته است
فکر می کردم کنکور تموم میشه و خلاص
ولی شروع نوع جدیدی از استرسه!
استرس تموم شدن فرصت ها و بلاتکلیفی!
رفتم وسایل دخترک رو از پانسیون جمع کردم
حال مادری رو داشتم که بعد جدایی رفته جهیزیه دخترشو جمع کنه
عمر هدر رفته
انرژی و احساس بی نتیجه
هزینه ی بی حاصل...
ببست سال بچه مدرسه ای داشتم و امسال فرساینده ترین سال تحصیلی بود
تحت هیچ شرایطی اجازه نمیدم دخترک پشت کنکور بمونه!
داوطلب از حوزه اومده بیرون مامانش بهش میگه خانم مهندس!
دنیا مال همیناست به خدا
نه من که بعد ۲۴ سال کار فنی کردن تو یه فضای صنعتی، هنوز یکی بگه خانم مهندس دور و بر خودم دنبال خانم مهندس می گردم و به نظرم طرف تا نتونه هسته ی اتمو بشکافه مهندس محسوب نمیشه...