آخرین هفتههایی که من بیروت بودم، جنوب لبنان جنگ بود، همیشه یه تحسین تو نگاهم بود که اینا دارن پر زندگی میکنن حتی تو سختترین روزا و یه سوال که چجوری میشه اون فیل رو تو اتاق ندیده گرفت. جواب اون سواله رو یه سال گذشته گرفتم.
یه داستانی خوندم، چسبید به جونم؛ یه مرحلهای از تکامل یه سری گونهها از دریا به خشکی اومدن. داستان در مورد یکی از ایناست که دلش میخواد برگرده به دریا و اطرافیانش تلاش دارن قانعش کنن که اون دوره دیگه تموم شده و دیگه چیزی برای ما تو آب نیست.
بعد از اینکه مموری اضافه شد به LLMها، شما به راحتی میتونید تو بایاسهایی که توی چتهای قبلی درست کردید گیر کنید، یکیشون رو انتخاب کنید و مموریشو خاموش کنید و موضوعات تکراری رو با اونم مطرح کنید.
بارها شده رفتم مهمونی صاحبخونه تو حموم بوده، چون بهم میگن ۷ بیا واقعا ۷ میرم. از اون طرفم به مهمونا میگم سر یه ساعتی بیان به خیال خوش میشینم که میان دیگه حتما سر وقت🤦🏻♂️