آتییست دنبالهی رافضی و ج.۵ امت ابراهیم ست به گفتار دینکرد نیآفریدهها یا پسانداختههای تراز نوین ضحاک، آتئیست موسایی راستدست و آتئیست محمدی چپدست است این مورچههای زامبی خانهی دیگری را گشایند و باشندگان را بردهی همیشگی خود کنند به جادوی و شیمی و قارچ روان قربانی گشایند
و قزلباش اشغالگر «بیوطن» برپایهی رگ ترکی خواهد که ایران چون چون روم اشغالی و اران اشغالی بود و آن مادرروسپیگان میهنگریزلی و حرامپروردگان دار الخلافه هگرز کام نیابند
اسرائیل سفتکن ترکیه و جمهوری آذربایجان است و مانند آن دو تخمحرام چپاول سرزمینهای شهریکان. آشپزی و خنیا و نمایش و هرچیزش جعلی و دزدی است جز سنت ترتیل که گر نگوشید آواز روده شنوبد چنان که در حوزههای نجف و قم و قرائت شجرناپدران روان است -»
وکیل زبل رند عضو کانون منشیان قجر راهورسم آزادی بیان سازگار با شرع و غزوه را شناسد و در پی نشستوبرخاست با شارع و غازی زوان و مرامشان را درونی کرده و چم نیرنگ هم نشناسد
آریا آریا ننگ به نیرنگ تو
خون مجاهد بسي برچکد از چنگ تو
جاذبهٔ کُشندهٔ قلوهگاه
..
نیرنگستان آریاییـاسلامی را جنگسالاران برخاسته از سر جالیز تبدیل به گداخانه کردهاند. در همین مقدار هم ماندهاند. از ابتدای ماه جاری نوشتهای در مغازهها میگوید کالا برگ پَر؛ لطفاً سؤال نفرمایید.. چیزی که بتوان اسمش را دولت گذاشت وجود ندارد.⬇️
@Sermonhunter خلیج خوکها نه. آیبن: کمربستن، زمانهای مشخص در روز یک سرود خواندن و یک کار کردن، گردهمایی زمینی یا مجازی، الویتبندی هدفها برای کشتن و زخمی کردن و ربودن کسوکارشان. شکنجهگر و ملا و منورالفکر و رسانهباز. به آن شیوه رخنه به نهادهایی چون سپاه و ارتش شدنیتر است.
گفتار-آییني نیاز است که با پروپاگندا و زوانداری اسطورهای و اشاره به رویدادهای تاریخی بتواند یارگیری کند و بگسترد و ترس در دل جهودان مسجدی و همدلان خانقاهی و همدستان میخانهایشان افکند. اینان باید با جان خود و خویشانشان هزینه دهند. پیروزی تند با شبیخون شدنی نیست
برای موفقیت چیزی جز یه نسخهی خیلی گستردهتر از خلیج خوکها به ذهنم نمیرسه. تشکیل گروههای داخلی که توان مقاومت اولیه دربرابر چیزی مثل جنگ داخلی تمام عیار رو داشته باشن در شرایط فعلی ایران نزدیک به غیرممکن به نظر میرسه. راهی که موفقیت بیشتری داره، عملیاتهای ترور یا بمبگذاری👇
از مشروده بهبعد در ادبیات و صحنه و سینما از یک سو اوباش کلاهنمدی و از سوی دیگر اوباش چپروت و انقلابی یکهتازی کردند. بشمارید که آن دولت مللی خیانت و خاکبرسری چهاندازه آرت مللی پروراند. پرسید که چرا آرتگر ایرانزاد در این همه سیاهی یک ساختهی والا و شورآفرین ندارد.
واقعا جز ایران در هیچکجای دنیا عرصه سینما انقدر کثافت و کارکردش انقدر مخرب نبوده. بیاورید مثالش را اگر میتوانید. پیش از انقلاب و در دوران شکوفایی سینما در ایران، که تمام امکانات فراهم بود، سینمای حرفهای ایران یا اثار ضد ایرانی و مخرب ساخت یا اثار مبتذلی که بیننده رو دچار
@Sermonhunter فرانکو با آن که میتوانست زود پیروز شود از جنگ درازمدت برای نابودی راهبردی چپگرایان بهره برد. مینش هوشمندانهاي تواند بود به شرط داشتن آیین همبستهساز و گفتار توانا به گستراندن آرمان
@Sermonhunter جنگ درونمرزی حتا اگر راهزنستانهای همسایه را نادیده شماریم در بهترین حالت ما را به اسپانیا و فرانکوهای اینجایی خواهد رسانید. کشور به سختی از آن خویشکشیها تواند رهد. شبیخون همراه گفتار و آیین نیاز است که آسیب به بیگناهان و کشت و پیشه کمست بوَد
سیستم گلخانهای بنجلسازان چپ و انقلابی و عرفانباز و مللافکلی را یکهتازان نشر و آرت (شامل ادبیات) کرد. کپی و دستبرد به صرفه بودند و آفرینش و اندیشه نمیارزیدند. در ادبیات و سینما ناچیز اثر فرهیخته یا میهنی پدید آمدند نزدیک صفر
نپیوستن ایران به کنوانسیون برن پیش از سال ۵۷ اتفاقا حاصل یک استراتژی درست و نگاهی ملی برای حمایت از توسعهٔ علمی و فرهنگی کشور بود.
در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، ایران در حال تجربهٔ یک دورهٔ رشد سریع اقتصادی و صنعتی بود و اولویت دولت، توسعه و انتقال ارزان دانش به ایران بود و نه صادرات آن. مسئولان و برنامهریزان وقت معتقد بودند در این مرحله ابتدا باید ساختارهای داخلی حمایت از مؤلف در ایران تقویت شود و تولیدات علمی و فرهنگی به حدی برسد که در مراحل بعدی ایران بتواند در مبادلات جهانی سهم بهسزایی داشته باشد. در همین راستا هم دولت برای حمایت از پدیدآورندگان داخلی «قانون حمایت حقوق مؤلفان و مصنفان و هنرمندان» را در سال ۱۳۴۸ به تصویب رساند.
اگر ایران آن زمان به کنوانسیون برن میپیوست، باید برای ترجمه و چاپ تمام کتابهای درسی، علمی، پزشکی، مهندسی و ادبیات غربی، هزینههای بسیار سنگینی بابت حق امتیاز به ناشران خارجی پرداخت میکرد.
نپیوستن به این پیمان باعث شد دانشگاهها و ناشران بتوانند آخرین منابع علمی و ادبی روز جهان را بهسرعت، بدون نیاز به کسب اجازه و با نازلترین قیمت ترجمه و منتشر کنند.
علاوه بر این، در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی به دلیل بومی بودن صنایع فرهنگی و عدم تصور از ظهور عصر دیجیتال و بازار جهانی، امکان پیشبینی ارزش تجاری و فراملی آرشیوهای ملی مانند رادیو، تلویزیون وجود نداشت. کاملاً طبیعی است که در آن زمان کسی تصور نمیکرد روزی این آرشیوها ارزش تجاری فراملی پیدا کنند و دهه ها بعد در بسترهای دیجیتالی مورد سوءاستفاده قرار گیرند.
این ثبات سیاسی در یک کشور برای امکان پیشبرد برنامههای توسعهٔ بلندمدت هست که این قبیل آیندهنگریها را ممکن میکند.
این تصمیم در کوتاهمدت به نفع توسعهٔ آموزش عالی و دسترسی ارزان مردم به دانش روز شد، و ایران پس از رسیدن به سطح مناسبی از تولیدات علمی و فرهنگی میبایست به پیمانهای بینالمللی بپیوندد. ادامه نیافتن این مسیر توسعه پس از فاجعهٔ ۵۷ و عدم پیوستن دولتهای بعدی به این پیمان آسیبهای سنگینی به میراث فرهنگی و هنرمندان ایرانی وارد کرد.
پژوهید نقش دولت پهلوی در این پدیده چیست و چرا کارداناني نبودهاند که ارج آن پیماننامهها را دریابند. پیرامون پهلوی سعید نفیسیها بودند؛ شاهان باستانی ما را در کتابهای درسی خوار کردند و بودجه گرفتند و بخشنامه زدند و اوباش را رقصاندند که «ما پارسی نیستیم» و به ما گویید آیرَن
اگر شرکتهای خصوصی خارج از کشور بدون رقیب قانونی توانستهاند مالکیت دیجیتال آرشیو ملی موسیقی ایران را که متعلق به مردم ایران است تصاحب کنند و حقوق مالی (Royalty) پخش دیجیتال این آثار را دریافت کنند، به دلیل خلاء حاکمیت حقوقی در ایران تحت اشغال جمهوری اسلامی بوده است.
ایران هیچگاه به پیمان بینالمللی حمایت از آثار ادبی و هنری (کوانسیون برن ) نپیوسته است. به همین دلیل، تمام آثاری که قبل از ۵۷ توسط رادیو و تلویزیون ملی ایران یا کمپانیهای داخلی ضبط و پخش شدند بدون صاحب حقوقی رسمی ثبتشده در سیستمهای جهانی باقی ماندند.
به شخصه هنرمندان شریفی را میشناسم که نه خود و نه خانوادهٔ آنها با وجود دسترسی به ضبط آثارشان به حق مالکیت ملت ایران بر این آثار تعرض نکردند، اما پس از ۵۷ و مهاجرت گستردهٔ ایرانیان، شوربختانه برخی هنرمندان، شرکتها و ناشران موسیقی، بسیاری از این آثار را از روی صفحهها و نوار کاستهای قدیمی دوباره بازتولید و به شکل دیجیتال منتشر کردند و آنها را در سیستمهای پایگاهداده بینالمللی به نام خودشان بهعنوان صاحب اثر ثبت کردند. الگوریتم پلتفرمهای دیجیتال هم فقط اثر صوتی را با دیتابیس ثبتشده منطبق میکند.
سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی هم که نهتنها هیچگاه وارد فرایند حقوقی بینالمللی برای اثبات مالکیت آرشیو رادیو و تلویزیون ملی نشد، که به نفعش بود این آرشیو، به دلایل روشن، نابود شده و یا از دسترس عموم مردم خارج شود.
پیوستن ایران به کنوانسیون برن و سایر معاهدات سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO)، موجب به رسمیت شناخته شدن حقوق پدیدآورندگان ایرانی و آرشیو ملی کشور در بیش از ۱۸۰ کشور جهان میشود. بازگرداندن حقوق این آثار نیازمند دعاوی بینالمللی و اثبات این است که با بودجهٔ عمومی تولید و ضبط شده و مالکیت آنها متعلق به جانشین حقوقی سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران و ملت ایران است. پلتفرمهای دیجیتال هم به دنبال ریسک حقوقی نیستند، و به حقوق یک دولت و اسناد رسمی مالکیت آنها احترام خواهند گذاشت.
آرشیو ملی رادیو و تلویزیون یک کشور، میراث ناملموس و ثروت فرهنگی و سند تاریخ یک ملت است، و بازگرداندن آن به صاحبان اصلی خود یکی از اولویتهای مهم در حوزهٔ سیاستگذاری فرهنگی و حقوق بینالملل یک دولت ملی بهشمار میآید.
راهحل تمام مسائل در ایران روشن است.
#پاينده_ایران
روشنگر است؛ مایهی کلان سخن اخوندوف نکوهش قجر و ملاهای ایران قجری و ستایش ملاهایي چون میرزا شفیع است و مهندتر ستایش ترکهی قلدرهای روس. او کارگزار سپاه روسیه بود و به خوانندگان ترک خود گوبد در پی بازگشت به ایران نباشند و ارج تزار والاجاه خود گذارند
مکتوبات کمالالدوله مانیفست و آرمان فتحعلی اخوندوف است. نخست که او بیشتر ترکی و برای مردم مسلمان قفقاز نگاشته و شک دارم درنوشتههای ترکی او از ایران باستان و شهنامه چیزي باشد و اخوندوف چنان که از نامههایش آشکار است پارسیش خوب نبوده و آنچه به نام نوشتههای او به پارسی -»
رمگ ایران نادان است و شریعت را گر زورمان رسید تعطیل و تعدیل کنیم و اسلام پروتستانی پردازیم. شگفتا بوق جعل لژهای نشر و تاریخسازی چنان نیرومند است که یاوههای فقهی رافضی و مرام خیانت را به نام میهن و آرمان به مغز و رگ موالی شاشیدهاند. دگرجور به آن نوشتههای در اصل ترکی نگریم -»
این جزوهی آموزشی IRA رو ترجمه کردم و گذاشتم اینجا:
https://t.co/AXV40yidFK
اگر کسی حوصله داشت بخونه و بعدش یه بازخوردی دربارهی کیفیت ترجمه بهم بده ممنون میشم.
مواردی که توی کتاب هست شامل توضیحات کوتاه دربارهی ایدئولوژی IRA و روشهای مبارزه و مقاومت در برابر بازجویی و ... /۱ 👇
پس از کاوشها در آرکاییم که همزمان با فروپاشی ترکان شوراها بود، چند جنبش در روسیهی گدا و ورشکسته پدید آمد که نام خود را زرتشتی و ایر-اسلاوی نهند و پسان پوتین را هم به آرکاییم بردند تا آن را بخشي از میراث آریا-اسلاوی خواند. کمابیش مانند مللیون قزلباش اینجایاند کمیآبرومندتر
زمان و زیستگاه زرتشت برپایهی باستانشناسی و ژنتیک، نزدیک ۱۲۰۰ پ.م شمال دریای کشوین. رودهای اوستایی رنگها (ارنگ) و وهدایتی (وهرود) امروزه ولگا و اورال اند. ایر-ان نخستین چگونه زیویدهاند؟ سایت باستانشناسی آرکاییم را پیجویید. بلخ ویستاسپ ایستا نبوده و به خوارزم بوده
@DEmarati24147@deva_daru اگر هم سخن نامداران را خواهید پژوهید در همان دوران اخوان ثالث که هر چه کم داشت پارسی را نیک میشناخت نقدهای استوار به آن پریشانپرذازهها کرد. آن که داو زوانوزبانشناسی و تئوری پردازی دارد یاوههای غلطپرداختهی مستعربیمستفرنگی بینامتنیت و زبانیت را بدل به تئوری نکند
@DEmarati24147@deva_daru گپ را شخصی نکنید. من تا توانستهام به برهان و بر پایهی سنجههای تکرارپذیر و فراگبر ارزیابی کردهام. شیوهی من اگر از نما درگذرید پیوندي به آن دو ندارد. پیراسته و تا توانم وفادار به گرامر نویسم و بس. در آموزشهای پساز مشروطه بسیار وردانش(صرف) بیگانه به فارسی زورچپاندهاند