«ای زن، خود اوست! کتان سینهٔ خود را بگشای، کوه شادی را نمایان کن، تا از نعمت تو بهره گیرد.»
-گیلگمش، ترجمهٔ منشیزاده
« -اینک! اوست، دختر شادی! دستانت را که به سینه همی فشری رها کن تا کتانت به زیر افتد و کوه شادی عریان شود.»
-بازنویسی شاملو
«با اطمینان میتوان گفت که هر ایدهٔ مقبول عام، هر مفهوم پذیرفته، احمقانه است، درست به همین دلیل که اکثریت آن را پذیرفتنی یافتهاند.»
خود اطمینان به چنین استدلالی نشانهٔ حماقت نیست؟
“One can be certain that every generally held idea, every received notion, will be idiocy, because it has been able to appeal to the majority.”
— Nicolas Chamfort
گورباچف در عکس تبلیغاتی لویی وتان.
ما از سیاستمدار - حتی بازنشسته - توقع داریم که خود را نمایندهٔ مردمش و پاسدار شأن یک ملت بداند، و دوست داریم حتی در امور شخصی او هم نمودی از این حس مسئولیت هویدا باشد.
و خب هرچی فکر میکنم ما حق داریم، وخاک بر سر گشنهٔ بدبختت گورباچف.
TIL that Mikhail Gorbachev, the last leader of the Soviet Union, did a shoot for Louis Vuitton in 2007.
It was shot by Annie Leibovitz next to the remnants of the Berlin Wall. What a surreal image.
@Iamyou2024 دقیق 👌
مرتیکه اصلاحطلب رذل تازه درسش رسیده به دومستر.
جالبش اینه که این حرف دومستر درخور خود این جماعته وقتی تازه انقلاب کرده بودن.
درواقع دومستر این حرف رو ناظر به فجایع بعد از انقلاب کبیر گفته، اینه که مخاطب امروزیش هم انقلابیون پنجاهوهفتی هستن نه مردم امروز ایران.
پرسش: هابرماس کی به مرتبهٔ متفکر غیراصیل، فیلسوف درجه ۲، انبان خواندهها و شنیدهها، و عاجز از منسجم اندیشیدن سقوط کرد؟
پاسخ: دقیقاً همان وقتی که قبول نکرد موضع سخت ضداسرائیلی و عشق فلسطینی بگیرد.
به همین سادگی.
چرا ستمدیده ممکن است خود به ابزاری برای تقویت و تحکیم ستم و ستمگر تبدیل شود؟
پاسخهای ایشان در مورد خاص تعزیه را رد نمیکنم، ولی علتی اساسیتر هم وجود دارد: درونیکردن سرکوب /
Internalized oppression
۱/۵) این شعر ایرج میرزا در تاختن به زنان دینمدار موضوع جالبی است. به نظر میرسه هیچ دلیل عقلانیای برای این که یک زن از ساختار دینی دفاع کنه وجود نداشته باشه.
زمان دانشجویی یه تحقیقی در مورد تعزیه کرده بودم و
رابطهٔ مقلد شیعه با مرجع تقلیدش هم همینطور است، فقط اینجا آیتالله فلانی را با «خارج» جایگزین میکنیم و تمام. آخرش برای گم کردن رد طرز فکری عمیقاً آخوندی لگدی هم به آخوند میزنیم.
در انزوا همه چیزی به دست میآید جز شخصیت.
-استندال
اما کسی که نمیتواند در اجتماع زندگی کند، یا احتیاجی به چنین زندگانی ندارد زیرا خود برای خود کافیست، یا جانوری وحشی است یا خدا. و به هر روی عضوی از شهر نیست.
-ارسطو
فرض مشکوک دیگر: غربیها همیشه و همهجا همین کار را کردهاند، میکنند، و خواهند کرد.
در واقع درستی کنش غربی در مورد هرچیزی مطلق، نامقید به زمان و مکان، و لابشرط فرض میشود. حقیقتی کلی.
یک گرایش عمومی توجهم را جلب میکند: چیزی در ایران با مشابهش در کشورهای توسعهیافته مقایسه و درصورت تفاوت تخطئه میشود.
این فرض مسلم انگاشته میشود که هرکاری غربیها میکنند یا نمیکنند، همیشه و در همهجا درست، عقلانی، و اخلاقی است.
یک گرایش عمومی توجهم را جلب میکند: چیزی در ایران با مشابهش در کشورهای توسعهیافته مقایسه و درصورت تفاوت تخطئه میشود.
این فرض مسلم انگاشته میشود که هرکاری غربیها میکنند یا نمیکنند، همیشه و در همهجا درست، عقلانی، و اخلاقی است.
به فروغی ارادت دارم، ولی اینجا سخت در اشتباه است (شاید به دلیل جوانی). از آن روز تا حالا کسانی که قادر نبودهاند مسائل را ساختاری ببینند و اهمیت بالا را در تعیین رفتار پایین درک کنند، در همین چاه «مشکل از فرهنگ مردمه» افتادهاند و میافتند.
اخلاقیات ایرانیان و مسالهی عقبماندگی ایران
بنظر، ویژگیهای اخلاقی جامعه ایرانی، یکی از حلقههای مفقوده در بررسی دلایل چرایی پیروزیها و شکستهای ملت ایران باشد. میرزا محمدحسینخان ذکاءالملک فروغی، یک دهه پیش از برپایی انقلاب مشروطه، در مجله تربیت خود [۱/۵]
دشوار یا لااقل مستلزم شرح و بسط است اما یک تصویر میتواند آن را منتقل کند.
در اقتباس سینمایی از متن ادبی هم شاید کلید کار بزرگ همین باشد، درک درونمایه و بازگرداندن آن به سینما، نه بازسازی یکبهیک جملات.
در مورد نامگذاری نقاشیها: هرچه غیرخلاقانهتر بهتر. قرار است توصیفی کوتاه از تصویر باشد، طوری که تا نام اثر را ببری شنونده بفهمد کدام نقاشی را میگویی: دختری با گوشوارهٔ مروارید، لبخند ژوکوند، تاجگذاری ناپلئون، ساتورن فرزندانش را میخورد،... ++
اما برعکس وقتی میخواهی متنی را تصویر کنی (جلد کتاب مثلاً) بدترین کار این است که مابهازای تصویری کلمات عنوان را رو جلد بگذاری: زن در ریگ روان از نویسندهٔ ژاپنی: تصویر یک زن ژاپنی روی چیزی شبیه ریگ روان ...
در اینجا لازم است ببینی چه مضمونی در متن هست که بیان آن با کلمات ++