رنج موجود در تمام آن چهره ها ، اضطراب موجود در تمام آن لحظه ها و خاطره تمام آن همسنگران ، شاید روزی دوباره در کنار هم فریاد زنیم «این حق ما نیست » ، «این حق ایران نیست »
تقدیم به ترانه ی ایران #ترانه_علیدوستی (۲)
به جای او به قلب من بزن جهان «ترانه» می شود …
گویی یک سال این جمله تمام زندگی من بود و این آوا خود زندگیم …
گاهی با تمام وجود می خواهم فراموشی مرا در بر بگیرو وجودم را تسخیر کند و دنیا در همان لحظه با تمسخری بی پایان به من لبخند میزند آنچه هرگز فراموش نمیشود رنج است ،(۱)
تمام وجودمان را در بر میگیرد و نامی دیگر به لیست عزیزان رفته اضافه می شود گویی دیگر تعداد جاماندگان از تعداد رفتگان کمتر شده و دیگر امیدی به رهایی «وطن» نیست …(۲)
یک سال گذشت ….
یک سال از روزی گذشت که کولی باری از عشق به ایران به نام کیانوش از بلندی پرتگاهی به نام وطن به پایین پرتاب شد …
تاریخ ایران ، این وطن همواره در بند گویی با بلعیدن آزادی خواهان و عاشقانش خو گرفته است ، و وای بر ما هر ماه و هر سال دردی آشنا(۱)
تمام دنیا درگیر نمایش هایی بی معناست آنچه شاید اکنون به نظر نرسد اما در آینده و در تاریخ باعث جاودانی نام افراد نخواهد شد و تنها ننگ استفاده از قدرت بر نامشان خواهد ماند …(۲)
اکنون که دیگر مکانیسم ماشه فعال شد و برجام و تمام تلاش دولت دموکرات آمریکا از بین رفت ، زمان یک صلح جهانی است این صلح به دست ترامپ رقم خواهد خورد زیرا هدف اکنون بدست آوردن جایزه صلح نوبل است ،(۱)
ابتدا این توافق نامه باید «نابود شود» تا شاید برای توافقی تازه رایزنی «آغاز» شود ، در این بازی قدرت که برنده از پیش تعیین شده است تنها برهه ای از زندگی نسل های مختلف نابود شده است…(۲)
با فعال شدن مکانیزم ماشه برجام نیمه جان به زباله دان تاریخ پیوست ، توافق نامه ای که ترامپ در سال ۹۷ قصد داشت آن را از بین برد و دنیا در مقابلش ایستاد، اکنون اما ترامپ می گوید(۱)
نبودتان اما هر روز و همواره چون آتشی بر دل «ایران» زبانه می کشد و زیستن هر روز دشوارتر می شود ….
به وقت ۲۲ شهریور - به یاد تمام آزادگان از ۱۳۶۸ تا کنون (۲)
دولت محترم اصلاح طلب برای ما که با شما و بزرگترین نمادتان کودکی خود را سر کرده ایم ، نمایش هایی تو خالی چون کاهش فشار در باب حجاب ، برگزاری کنسرت و … خنده آور است زیرا می دانیم در پشت تمام این نمایش های طولانی فسادهایی بهت آور و فلج کننده برای جامعه در حال وقوع است ،(۱)
به اطلاع شهروندان محترم میرساند، هیئت دولت در جلسه امروز با اجماع کامل از برگزاری کنسرت استاد #همایون_شجریان حمایت کرد. اولویت برگزاری این رویداد میدان آزادی است و در صورت عدم امکان تأمین شرایط لازم توسط نهادهای مسئول، ورزشگاه یکصد هزار نفری آزادی بهعنوان محل جایگزین تعیین شد.
به جای تلاش برای برگزاری کنسرت به وضعیت برق ، آب ، گرانی کمر شکن ، وضعیت اینترنت اسف بار ، عدم امنیت و سلامت روانی جامعه که باعث تجاوز به دختران و پخش ویدیو آن بدون اندکی شرم و دلهره برای افراد متجاوز می شود بپردازید(۲)
از ایده آنها حمایت کنید در کنارشان باشید نه با استفاده از ایده ی آنها در «مقابلشان » ، آخرین سنگر مردم را برای بازیابی شهرت و ثروت خود از آنها نگیرید …(۳)
کنسرت های خیابانی را برای جوانان دیده نشده بگذارید ، همانگونه که آنها خالق این ابتکار بودند و مورد سرزنش قرار گرفتند ، به آنها فشار وارد شد و بازداشت شدند.
کنسرت های خیابانی به نام جوانانی است که با تمام وجود از باغ فردوس تا آزادی برای ایجاد فضای «آزادانه » فریاد زدند(۱)
و شب های روشن تهران را برای مردم ساختند ، از ایده ی آنها و تلاششان برای برهم زدن فضای خفقان آور و غیر عادلانه ی جامعه در جهت عطش شهرت خود استفاده نکنید ، می خواهید شادی را در قلب مردم زنده کنید ، حامی آنها باشید تا دیده شوند،(۲)
جناب شجریان تاسف بار است که حداکثر لیاقت مردم ایران را در شادی لحظه ای و مجانی که به آنها چون صدقه هدیه می دهید میبینید، لیاقت مردم ایران «آزادی» است همان مکانی که از نامش برای ابتکار کنسرت مجانی استفاده میکنید ، لیاقت مردم ایران حفظ «شرافت » آنهاست ،(۱)
آنچه برای دوباره دیده شدن آن را به سخره گرفتید و دوستانتان را دنباله رو خود کردید ، نگران مردم ایرانید ، به یاد ندارم به قطعی برق اعتراض کرده باشید ، برای افزایش فزاینده قیمت ها از برگزاری کنسرت های خارج از کشورتان گذشته باشید،(۲)
در این سکوت مرگ بار سه ساله انتظاری برای خروشی دوباره نداریم اما بر این باوریم تمام آنچه بر ما گذشت مقدس و شایسته ی احترام است ، باور ما بر آن است هر آنکس که «رنج مردم » را از یاد برد و تنها به رویایش بپردازد دست خوش فراموشی خواهد شد و محبوبیتش به خاطرات سپرده می شود …(۲)
آقای شجریان امیدوارم که بدانید چه میکنید ، ما در سالگرد عزیزانمان کنسرت نمی رویم،در خانه می نشینیم و می اندیشیم به آننچه در شهریور ۱۴۰۱ آغاز شدو بر جوانانمان گذشت، در تهران از آزادی تا تجریش چه کسانی بر روی سنگ فرش خیابان جان دادند و چه کسانی چشمان زیبای خود را از دست دادند(۱)