@roozbehp یک مقدار متفاوت/بیربط هست، اما به هر حال به گوگل مربوط میشه. این که Google Translate صدای فارسی هنوز نداره با اینکه زبونهایی با تعداد گویشوران به مراتب کمتر مثل عبری یا ولزی این قابلیت رو دارن، عجیب هست.
به شدت دلم تنگه!
لعنت به این زندگی!
ایکاش که یک جنگ جهانیای بشه به یک شکلی که همه لااقل با هم و همزمان بمیریم!
حتی به همین هم نمیشه امید داشت!
لعنت لعنت لعنت لعنت لعنت...
@DSARider فکر میکنم که اگه محیط جدید بعد یه مدت عوضت کنه( که احتمالا میکنه) با آدمای اون محیط هم ارتباط میگیری.
انگار آدم گیر میافته بین اون چیزی که قبلا بوده و انطباق با محیط جدید. تا یه مدت به اولی میچسبه و از دومی بدش مییاد. بعدش میبینه کار نمیکنه واسهش و ناچارا میره سمت دومی.
@zabunshenas بله جای «سیب زمینی» رو نگرفته، اما جای «سیب زمینی سرخ کرده» رو گرفته دیگه! این یک واژهی( واژه حساب میشه؟!) فارسی هست فکر میکنم و خب خوب نیست که از بین بره دیگه!
درست میگم؟
یعنی میخوام اینو بگم که اینجا «سیب زمینی سرخ کرده» در خطره نه «سیب زمینی»! این طور نیست؟
بود رو یک روز اتفاقی توی اون دانشگاه درندشت دیدم و با بهت و ناراحتی گفت که اون آشنای خط خطی کنمون وسط تمرین بسکتبال سکته کرده و فوت کرده.
یادمه فردای اون شبی که ایتالیا از اسپانیا تو فینال یورو ۴ تا خورد، خودمم تو تمرین حالم بهم خورد. خیلی شلوغ بود اون روز.
یکی از بچههای بسکتبال یه بار که بعد تمرین داشتیم میرفتیم خونه گفت همکلاسیای داره که همیشه یک پیرهن رو میپوشه و واسه همین بدون اینکه طرف بفهمه پیرهنش رو با خودکار خط خطی کرده که ببینه با پیرهن جدید مییاد مدرسه یا نه و شکست میخوره و طرف باز با همون پیرهن که خط خطی هم شده
مییاد مدرسه و این بنده خدا شاکی بود از این قضیه و طلبکار بود از طرف!
دوستم بهش با تحکم گفت «خب شاید نداره!» ولی ایشون جوابش این بود که نه مثلا باباش بقالی پر رونقی داره.
فکر کنم ۵-۶ سال بعدش، اون موقعی که اصفهان بودم یکی از همون بچههای بسکتبال که به طور اتفاقی همدانشگاهیام
قبل از اینکه بیام اینجا و این رو ببینم توی اینستاگرام یه کلیپ دیدم که مصاحبهی امیرقاسمی بود با سیاوش قمیشی. بهش گفت «بیا عکس بندازیم! یادگاری میشه». جواب داد «یاد چه گاریای آخه؟»!!!