تقدیم به بهراد:
تنت پرتاب شد روزی به سوی کشوری معهود
سرت، آن گنج قارون، شد براه دانشی مرسوم
دلت پرواز در سر داشت، پریدن تا سر قله
و ساز رود در دستت، به سان مطربی مغموم
سپردی تن به این دنیا ولی قلبت نبودش جا
در این دنیا که انجام و سرانجامش همه معدوم
تقدیم به بهراد:
تنت پرتاب شد روزی به سوی کشوری معهود
سرت، آن گنج قارون، شد براه دانشی مرسوم
دلت پرواز در سر داشت، پریدن تا سر قله
و ساز رود در دستت، به سان مطربی مغموم
سپردی تن به این دنیا ولی قلبت نبودش جا
در این دنیا که انجام و سرانجامش همه معدوم