به مرحله ای از زندگی رسیدم که دیروز مامان دوستم برام فال قهوه و ورق گرفت حتی یه نشونه از هیچ مردی در حال و آینده تو فالم نبود فقط کار و قرارداد و مساله حقوقی.....
چقدر تنها شدیم 😔
قدیما تو فال یه امیدی بود حداقل
جنگ بوسنی هرزگوین وقتی خیلی بچه بودم فیلماشو تلویزیون نشون میداد
کلی مرد با دست بسته دراز کشیده رو زمین و تیر خلاص.....
بارها و بارها بعد اون در جای جای دنیا.......
خطرناکتر از انسان چیزی وجود داره؟
@jeancoaton البته استامبولی پولو هم گویا زمان بچگی مامانم اینا یه سیبزمینی بود به نام استامبولی که باهاش استامبولی پلو درست میکردن و این لوبیا سبز پلو بود 🤣